این وبلاگ توسط یکی از دوستداران قلم نوشته های جناب استاد محمدحسین جعفریان اداره می شود .

آیا برای درک دزدی باید دزد بود؟!

تاریخ:دوشنبه 5 مهر 1395-05:11 ب.ظ


در این مملکت همه دارند زحمت می‌کشند. در شرایط سخت و شبانه‌روز با تمام وجود کار می‌کنند و به هر کس در هر صنفی هم اعتراض کنی، فریاد واویلاشان بلند می‌شود و باز همین حرف‌های همیشگی را می‌گویند که از انتقادها و اعتراض‌ها دلشان به درد آمده و صنف خدوم آن‌ها در سخت‌ترین حالات فداکاری کرده و می‌کنند و... در صورت لزوم هم برای اثبات خوب بودن خودشان، شما را به دادگاه می‌کشند و حیثیّتت را می‌برند. با این همه ملت به هر بخشی که گذارشان می‌افتد، شاهد انبوه گرفتاری‌ها و کاستی‌هایند. در وقت بیماری و دوا و درمان یک‌جور پوستشان را می‌کنند، وقت خرید و دریافت خدمات از اینترنت و خرید در بازار و... گرفته تا فرستادن بچه‌هایشان به مدرسه و ثبت‌نامشان قبل از آن و مسافرت و... یک‌جور دیگر. با هزار‌و‌یک دردسر و مسائل ناخوشایند رو به رو می‌شوند. به بازار می‌روند دریای کالاهای قاچاق را می‌بینند اما در همان حال اگر به یک اداره یا صنفی بگویند بالای چشمت ابروست، روزگارشان سیاه است.
انگار که این مشکلات در مریخ اتفاق می‌افتد و این دردسرها را مریخی‌ها برای مردم درست می‌کنند.
خبرگزاری‌ها از قاچاق ٩کانتینر کالا بیخ گوش گمرک و اظهار بی‌اطلاعی مسئولان خبر می‌دهند. مشروحش را که می‌خوانی، حیران می‌مانی که چطور در گمرکات چنین اتفاقاتی می‌افتد. بعد هم دنبال خبر را می‌گیرند و دوباره جزئیات حیرت‌آوری از آن را برای مردم افشا می‌کنند. هم‌زمان مهران مدیری در برنامه‌اش اشاره‌ای به معضل وفور کالاهای قاچاق در مملکت و ماجرای گمرک در این وسط می‌کند. مسئولان و عزیزان مطلع به‌جای پاسخ‌نوشتن برای خبرگزاری‌ها و توضیح آن کانتینرهای قاچاق و دریای کالاهای قاچاق موجود در مملکت، هجوم می‌آورند به مهران مدیری و برایش خط و نشان می‌کشند. باری اگر همه خوبن و همه‌جا گل
و بلبل است، این سیل کالاها که زندگی ایران و ایرانی را به نابودی کشانده، چطور وارد این سرزمین می‌شود؟
خلاصه یک جای کار می‌لنگد. یک نفر بیاید بگوید آن یکجا کجاست؟
مدیری از مشکلات بسیاری گلایه کرده، از پزشکان و مشکلات درمانی می‌گوید که پیه آن به تن تمام مردم مالیده شده!
صدای عده‌ای بلند می‌شود. از ناهنجاری‌های اخلاقی میان چهره‌های موجه می‌گوید، صدای عده‌ای دیگر بلند می‌شود.
از قاچاق کالا و گمرکات می‌گوید عده‌ای دیگر به او حمله‌ور می‌شوند، پس باید چه کرد؟ دلیل یکی از حضرات هم آن بوده که چرا مدیری از جوجه کباب تا قاچاق کالا درباره همه چیز اظهارنظرمی‌کند؟!
آقای عزیز برای اینکه دارد در جامعه‌ای که دچار همین امور است، زندگی می‌کند. چون یک
ایرانی است و مثل هر شهروندی مشکلات را می‌بیند و می‌گوید.
مگر برای فهمیدن مشکلات باید دکترای آن رشته را داشت، برای فهمیدن دزدی آیا باید دزد بود؟ یا به قول معروف مگر باید برای اظهارنظر درباره یک املت
حتما تخم گذاشت. البته این به معنای تایید تمام و کمال مدیری و برنامه‌هایش نیست اما این حضرات معترض هم دیگر شورش را درآورده‌اند!

منبع : شهرآرا آنلاین - کدخبر 69653
5 مهر 1395



نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چه کسی در سوریه با صلح می‌جنگد؟

تاریخ:دوشنبه 5 مهر 1395-05:07 ب.ظ


ولادیمیر پوتین گفته است، «گروههای تروریستی از فرصتی که آتش بس اخیر در سوریه به وجود آورده برای تجدیدقوا استفاده می‌کنند.» همزمان سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسها نیز گفته است: «امیدواریم آمریکا به فکر کمک رسانی به تکفیری‌ها در سوریه نباشد!» در پی توافق واشنگتن و مسکو بر سر آتش بس در سوریه، در همین ستون نسبت به نتایج چنین اقدامی یادداشتی قلمی شد. در آنجا یادآوری کردم که هر بار تروریست‌ها در تنگنا قرار می‌گیرند، آمریکایی‌ها با یک پیشنهاد آتش بس از راه می‌رسند. نتیجه آخرین پیشنهاد و اجرای آتش بس آنها، فاجعه «خان طومان» بود. با این همه معلوم نیست چرا روسها نظر به بدعهدی و پایبند نبودن طرف غربی در چنین توافقاتی، باز هم به امضای آن تن دادند.
هنوز امضای این توافقنامه خشک نشده بود که رئیس‌جمهور روسیه بشدت از بی‌میلی طرف آمریکایی نسبت به علنی شدن جزئیات آتش بس و اجرایی نشدن برخی از مفاد آن انتقاد کرد. او آشکارا به رسانه‌ها گفت: آمریکا نمی‌خواهد جزئیات توافق آتش بس سوریه افشا شود... و البته کاملاً روشن بود، چرا کاخ سفید از افشای مفاد توافق طفره می‌رود. مهمترین علت آن بود که آنها درصدد بودند هر جا که لازم باشد از تعهدات خود عدول کرده و در عمل به عنوان حامی بخشی از تروریست‌ها وارد میدان جنگ شوند. به عبارت دقیقتر اکنون به طور مشخص واشنگتن به عنوان نماینده گروه عمده تروریست‌ها در میدان دیپلماسی بین‌المللی عمل می‌کند. آن‌ها بویژه در حلب از محاصره کامل شهر و پایان نمایش مخالفان اسد به وحشت افتاده و درصدد خرید زمان و کشتن وقت به منظور تجدید قوا برآمدند. بنابراین از هر حربه‌ای برای به درازا کشیده شدن این مذاکرات سود می‌برند. بهترین راه البته، ژست صلح طلبانه گرفتن و پیش کشیدن توافقنامه‌هایی است که خود آمریکایی‌ها پیشاپیش می‌دانند هرگز خودشان و آنها که تحت حمایت ایشانند، بدان پایبند نخواهند بود.
کمی پس از امضای توافق و هشدارهای مقام‌های روسی، آمریکایی‌ها بهترین بخش رفتار خود را در قبال این موافقتنامه نشان دادند. آنها به پادگان ارتش سوریه که در منطقه «دیرالزور» به طور مستقیم سرگرم نبرد با داعش بود، حملات هوایی بسیار سختی صورت دادند، بمباران‌هایی شدید که به شهادت بیش از هفتاد سرباز سوری و زخمی شدن بیش از یکصد نفر دیگر انجامید. پیامد آن ماریازا خاروا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه اعلام کرد، اقدام‌های این چنین ما را به این نتیجه می‌رساند که آمریکا و داعش با یکدیگر همکاری دارند. پس از آن مامانتا پاور، نماینده آمریکا در سازمان ملل گفته بود: زاخارووا باید از این اظهارات خود شرمسار باشد.
و البته سخنگوی وزارت خارجه روسیه در پاسخی جالب به وی پیام داده بود: خوب است سامانتا پاور برای درک مفهوم شرم به سوریه سفر کند. باری جدای از این کشمکش‌های لفظی سیاسیون، باید این دومین توافقنامه صلح آمریکایی‌ها در سوریه که بار دیگر به کشتار سنگین دهها تن از بهترین نیروهای جبهه خودی منجر شد، برای روس‌ها درس عبرتی شود تا بدانند کاخ سفید فقط به قصد کمک به تروریست‌ها و تغییر معاملات میادین جنگ در سوریه حرف از صلح می‌زند و صلح طلبی آنها همواره یک ابزار فریب برای مغلوب کردن جنگ به نفع تروریست‌های مورد حمایتشان است.


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 459124
3 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دیوار کوتاه آمران به معروف و تکرار قلدری مجرمان

تاریخ:چهارشنبه 31 شهریور 1395-04:41 ب.ظ



در آستانه ۵٠سالگی سیاست‌گذاری و به‌عنوان روزنامه‌نگاری که بیشتر سیاست‌گذاری‌های مملکت را به ضرورت شغلم دنبال کرده و می‌کنم، هنوز نتوانسته‌ام بسیاری از تناقضات موجود در بعضی بخش‌ها را حتی نزد خودم حل کنم، چه رسد که بخواهم در باب آن‌ها قلم‌فرسایی کرده و مخاطبانم را در این باره قناعت دهم!
به طور مثال در باب سیاست‌های جمعیتی، بنا بر تغییر رویه و افزایش نرخ موالید شده است. همه رسانه‌ها نیز همکاری خوبی کرده، زنگ هشدار را به صدا درآورده‌اند. مقالات و اخبار مؤثری مبنی بر وقوع خطر کهنسال شدن جمعیت منتشر شده و خانواده‌های ایرانی از همه سو تشویق می‌شوند تا فرزندان بیشتری داشته باشند. رسانه ملی با پشتکار ستودنی طی برنامه‌هایی مؤثر مرتب یادآوری می‌کند که داشتن فرزندان بیشتر چه مزایایی دارد و تا چه اندازه برای کودکان دیگر آن خانواده مفید و لازم است و ...
اما در همان حال دیگر نهادهایی که باید تکمیل‌کننده این چرخه باشند، اصلا متوجه وظایف خود در این حوزه نیستند. لذا مخاطب ما حیران می‌ماند که این تناقض را چگونه حل کند.
برای داشتن فرزند بیشتر بیمه‌ها با او همراهی لازم را نمی‌کنند، هزینه‌های زایمان در سیاست‌گذاری جدید به جای کاهش، افزایش می‌یابد، اداره‌ها و شرکت‌ها با مستخدمان خود در این زمینه همکاری مؤثری نکرده و بلکه گاه دردسرهایی ایجاد می‌کنند. هزینه‌های بیمارستانی نوزاد سر به فلک می‌زند و... برای مهیا شدن اجرای سیاست افزایش نرخ تولد، هیچ گام عملی برداشته نمی‌شود. مخاطب به هر طرف که می‌چرخد با مانع و مشکلی رو به‌رو می‌شود و اما رسانه‌ها مرتب خانواده پرجمعیت را تشویق و ترغیب می‌کنند!
در این حال تکلیف توده‌های مخاطب این رسانه‌ها چیست؟
مواردی از این دست باکمال تاسف کم نیستند. سیاست‌گذاری مشابه دیگر، مسئله امر به معروف و نهی از منکر است. همه بزرگان، رسانه‌ها، اهالی منبر و مهم‌تر از آن ریشه‌های اعتقادی و هنجارهای اجتماعی ما حکم بر لزوم و اهمیت این بخش مهم از شریعت اسلامی می‌دهند. اما در چنین جامعه‌ای که علی‌القاعده با این شعارها، آمر به معروف و ناهی از منکر باید مورد حمایت کامل همه باشد، بارها خبر می‌رسد که عده‌ای قلچماق با قلدری یک امر به معروف‌کننده را تا سرحد مرگ کتک زده و گریخته‌اند. حتی در موردی یکی از این بزرگواران به شهادت رسید. در آخرین مورد هم چند روز پیش سه نفر یک روحانی را که به آن‌ها برای ایجادنکردن مزاحمت برای یک زن رهگذر تذکر داده بود، به باد کتک گرفته و پس از زدن ١۵ضربه چاقو متواری شدند. البته بعد خبر رسید این‌ها دستگیر شده‌اند اما چرا وضعیت به‌گونه‌ای است که مجرمان تا این حد گستاخ شده‌اند؟ اگر ما مردم را تشویق می‌کنیم که امر به معروف کنند، باید از آن طرف با تمام توان حامی این کار آن‌ها باشیم. امیدوارم قوه مقننه و قوه قضائیه قوانین لازم را در این زمینه تدوین و تصویب و اجرا کنند، به‌گونه‌ای که دیگر شاهد اتفاقات تلخ و تاسف‌بار مشابه نباشیم.
 

منبع : شهرآرا آنلاین - کدخبر 69496
31 شهریور 1395





نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فاسدان چینی و ذخایر نظام ما!

تاریخ:شنبه 27 شهریور 1395-05:36 ب.ظ


از چین خبر رسیده ۴۵نماینده کنگره ملی خلق به دلیل فساد از کار بر کنار شده‌اند. حتما شما هم در محافل شنیده‌اید که ژاپن و کره و ترکیه و چین و... در سال‌های نه چندان دور از ایران ما هم اوضاع بدتری داشته‌اند.
و اما امروز در توسعه اقتصادی فاصله بسیاری با ما دارند. این حرف به‌قول قدیمی‌ها دو سر دارد و چندان هم بیراه نیست.
یک سر آن به خود ما برمی‌گردد. مرادم مردم است. اگر اهالی آن ممالک شاهد پیشرفت کشورشان بوده‌اند، آن‌ها هم از خود گذشتگی‌هایی داشته‌اند. فقط تماشاگر نبوده‌اند. بالاخره سختی‌هایی را کشیده‌اند.
نظیر گاندی در هند که مثلا با وجود انبوه پارچه‌های عالی خارجی، یک پارچه و به‌واقع گونی که ساخت کشورش بود را به جای لباس به تن کرد.
گفت ما همین را تولید می‌کنیم و من ترجیح می‌دهم از گونی وطنی لباس بدوزم تا حریر خارجی. به هر حال رنج‌هایی کشیدند، لااقل یک نسل و چه بسا نسل‌های پی در پی عذاب کشیدند تا به ایستگاه امروز برسند.
اگر بخواهیم مهم‌ترین حرکتشان را به قول روزنامه‌نگارها بولد یادداشت کنیم، همین خرید محصول ساخت وطن بود. باری یک سر دیگر نیل به توسعه پس از مردم، دولت‌ها و عملکرد آن‌هاست.
همین چین برای این منظور مثال خوبی است. همه شما که این سطور را می‌خوانید، بهتر از من می‌دانید که سم مهلک تولید و توسعه، فساد اداری است.
چینی‌ها در اولین قدم، هزینه فساد را بالا بردند. یعنی اگر یک مقام دولتی گند رشوه‌خواری یا فساد مشابهش درز می‌کرد، چنان در جامعه مطرود و منزوی می‌شد که اغلب پیش از تشکیل پرونده و رسیدن به دادگاه، طرف خودش، خودکشی می‌کرد.
بی‌شک شما هم مثل من اخبار این قبیل خودکشی‌ها را در چین، حتی در همین سال‌های سفید بسیار شنیده‌اید. خب! وقتی مردم همراهی کنند، فساد هم نباشد و دولتمردان هم بنای توسعه داشته باشند، نتیجه می‌شود همانچه که نصیب چین شد. یعنی یک پیشرفت انفجاری و محیر‌العقول طی حدود سه دهه.
اما وای به آن روزی که یکی از این دو سرکار، یا هر دو طرف آن ایراد داشته باشند. برخی از مردم شعار وطن‌دوستی و عشق ایران و... می‌دهند و اما در عمل همه زندگی‌شان پر است از کالاهایی که خریدنش به‌معنای به خاک سیاه نشاندن ایران و ایرانی و تولیدات این مملکت است.
مدعی‌اند که جانشان را فدای ایران می‌کنند و اما در عمل حاضر نیستند از چند ریالشان بگذرند و نه حتی از چند ریال که از چشم و هم‌چشمی‌های نا پسندشان بگذرند و کالای وطنی بخرند و به این کارشان افتخار کنند.
بگذریم، بدتر از این‌ها، عملکرد لااقل بخشی از دولتمردان است. طرف چندبرابر حقش و چند برابر آن‌ها که کارشان بسیار سخت‌تر از او بوده، برای خودش حقوق رد می‌کرده و به واقع از جایگاه خودش سوءاستفاده می‌کرده و حقوق نجومی می‌گرفته و... اما در عمل سخنگوی دولت می‌آید و همین‌ها را جزو ذخایر نظام قلمداد می‌کند!
روشن است در جایی که دولتش چنین مدیرانی را جزو ذخایرش می‌داند، شما امید توسعه داری؟! خلاصه پای رسانه‌ها هم که وسط می‌آید به جای نقل این نقایص شروع می‌کنند پته طرف‌های رقیب را روی آب ریختن! باری من هم قصد ندارم همان راه را بروم! فقط خواستم بگویم چینی‌ها چه کار خوبی کرده‌اند.
کاش ما هم به جای اینکه مدیران نالایق را جزو ذخایر نظاممان قرار دهیم، ادبشان کنیم. چرا که راه پیشرفت همین است، آن یکی راه رفیق بازی است!


منبع : شهرآرا آنلاین - کدخبر 69400
27 شهریور 1395




نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حاشیه‌ای بر جنجالی‌ترین انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا

تاریخ:شنبه 27 شهریور 1395-04:43 ب.ظ


در خبرها آمده بود که «هیلاری کلینتون» مراسم یادمان قربانیان حادثه یازدهم سپتامبر را ناتمام رها کرده و شبکه خبری بی‌بی‌سی گزارش داده بود، حال وی چنان وخیم بوده که پیش از رسیدن به ماشینش، بیهوش شده است. از چند ماه پیش نشانه‌های محکمی مبنی بر پیش افتادن نامزد دموکرات‌ها از رقیب جمهوری‌خواه خود در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری آمریکا دیده می‌شد. همزمان با افزایش محبوبیت کلینتون، دونالد ترامپ اما با گفتار و رفتارهای نسنجیده‌اش روز به روز منزوی‌تر می‌شود تا حدی که بسیاری از جمهوری‌خواهان، پیشاپیش باخت خود را در انتخابات قطعی دانسته و به فکر برخی معاملات با حزب رقیب بودند. آن‌ها با قطع امید از پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری، درصدد بودند تا تلاش خود را نظیر دوره اوباما، بار دیگر بر فتح پارلمان و کسب اکثریت در آن قرار دهند و از سوی دیگر با خالی کردن رسمی میدان رقابت در قبال هیلاری کلینتون، پیشاپیش امتیازاتی را از مقام‌های حزب دموکرات بگیرند. بزرگان جمهوری‌خواه در این میان بر این باور بودند، حالا که باخت نامزد حزب قطعی است، دست کم در فرصت باقی‌مانده حداکثر امتیاز ممکن را از دموکرات‌ها گرفته و بیهوده دار و ندار حزب را پشت سر دونالد ترامپ که یک نامزد از پیش باخته است، به میدان نفرستند.
طی چند هفته اخیر اما اتفاقات نادر و غیرمنتظره‌ای رخ داد که سبب شد انتخابات این دوره ریاست‌جمهوری در آمریکا به یکی از استثنایی‌ترین ادوار آن بدل شود. در چند محفل پی در پی هیلاری کلینتون که شادمان از نظرسنجی‌ها و پیشتاز بودن در مقابل ترامپ، پیروزی خود را قطعی می‌دید، دچار حمله‌های عصبی شد، یک بار به زمین خورد، دو بار از هوش رفت و چند سفر انتخاباتی خویش را لغو کرد. همزمان رسانه‌ها و بیشتر از آن فضای مجازی از شایعات مربوط به بیماری‌های او لبریز شد. در آخرین آن‌ها بنگاه خبری «اکسپرس» مدعی شد، وی دچار بیماری خطرناک «مانس عروقی» است و این بیماری سبب گرفتگی رگ‌های خون رسان به مغز می‌شود. اکسپرس همچنین خبر داده است از حال رفتن کلینتون در سخنرانی اخیرش به همین دلیل بوده و در نهایت خبر داده، او یک سال دیگر بیشتر زنده نیست، بنابراین نتیجه‌گیری کرده که احتمال کناره‌گیری وی از رقابت‌های جاری بسیار زیاد است.
نظر به اوضاع آشفته به وجود آمده، هم در جبهه جمهوری‌خواهان با نامزدی تحمیلی که بسیاری از سران این حزب تعلق خاطری به وی ندارند و هم در جبهه دموکرات‌ها که با وجود داشتن دست بالاتر اکنون ناچار به تعویض نامزد موفق خویش خواهند شد، باید انتخابات این دوره آمریکا را یکی از جنجالی‌ترین و پیچیده‌ترین انتخابات ریاست‌جمهوری تاریخ این کشور دانست. دموکرات‌ها با وضع موجود بر سر یک دو راهی حساس قرار گرفته‌اند. اگر هیلاری بماند، نظر به شایعات وسیع پخش شده مبنی بر ناتوانی او در اداره امور، بی‌شک بخش وسیعی از پایگاه رأی خود را از دست خواهد داد و اگر او برود، معلوم نیست نامزد جایگزینی که احتمالاً «برنی سندرز» خواهد بود، بتواند محبوبیت وی را کسب کرده و باز همچون او در نظرسنجی‌ها از ترامپ پیشی بگیرد. بیماری هیلاری هر چقدر اردوگاه دموکرات‌ها را آشفته کرده، اما به همان نسبت موجب شادمانی در اردوگاه مأیوس جمهوری‌خواهان شده است، هر چند ترامپ بر خلاف رویه اخلاقی خود، برای بازگشت رقیبش به گردونه رقابت‌ها آرزوی سلامت کرده است. اکنون باید منتظر ماند و دید که حزب دموکرات با این رویداد غیرمنتظره چگونه مواجه خواهد شد!


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 456836
25 شهریور 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پشه‌های خطرناک فضای مجازی را بشناسیم!

تاریخ:پنجشنبه 25 شهریور 1395-12:38 ق.ظ


یکی از دردسرهای بزرگ فضای مجازی سواد مجازی است. آدم‌هایی که دانسته‌هایشان به این فضا محدود می‌شود صاحب محفوظاتی هستند که خودشان هم یقین ندارند تا چه اندازه مستند و مستدل
است.
روزانه دریایی از شعرها، متون، اخبار و تصاویر جعلی در فضای مجازی تولید و دست به دست می‌شود و با کمال تاسف این تولیدات دارد جای روزنامه و کتاب خوانی برخی مخاطبان این فضا را می‌گیرد. 

شاید عده‌ای بر این گمان باشند که سازندگان این خبرها و متون جعلی، آلوده‌کنندگان و خطر اصلی این فضا هستند که البته هستند؛ اما اصلی نیستند.

وقتی یک میکروب تولید می‌شود اگر موجوداتی نباشند که آن را به دیگران منتقل کنند، بی‌شک خود این میکروب پس از مدتی معدوم و مطرود می‌شود و به خودی خود توان بیمار کردن کسی را ندارد. 

اما وقتی پشه‌هایی ناقل این میکروب شدند، هی اینجا و آنجا نشسته و آن را تکثیر کردند ناگهان همان میکروب ناتوان و ناشناخته در اندک زمانی اسباب یک بیماری واگیر و فراگیر را فراهم کرده و یک کشور و گاه قاره‌ای و حتی کل دنیا را مبتلا و آلوده می‌کند. 

در فضای مجازی هم وضعیت دقیقا همین است. عده‌ای هستند که در آنجا حکم همین پشه‌ها را دارند.

این جماعت پشه‌صفت عمدتا سواد درست و درمانی ندارند اما دوست دارند مهم و فرهیخته جلوه کنند. 

روشن است در این حالت چون چنته خودشان خالی است، هرآنچه گیر می‌آورند را به‌ویژه اگر اندکی با ذوق و طبعشان سازگار باشد، به سرعت نظیر پشه ناقل به همه اطرافیانشان منتقل می‌کنند.

بدیهی است یک پشه هیچ وقت حوصله و درک آن را ندارد تا آنچه را می‌خورد و منتقل می‌کند، پیش‌تر کنترل کند ببیند این شهد است یا سم. میکروب طاعون و وباست یا عطر گل محمدی!

باری بخش عمده ناامنی فضای مجازی ناشی از عملکرد این جماعت مادون متوسط و بی‌مسئولیت است. 

یک آدم دغل‌باز و بیکار برای تمسخر و سر کار گذاشتن عده‌ای دیگر یک مشت جملات بی‌سرو ته را با ذکر نام بزرگان شعر و ادب و تاریخ و فلسفه و... در ذیل آن‌ها جعل می‌کند و بعد می‌فرستد برای عده‌ای از این جماعت و اندکی بعد همه‌جا پر می‌شود از این جملات که توسط پشه‌سانان دست به دست می‌شود. 

به همین ترتیب تصاویر، اخبار، متون و توصیه‌های جعلی تولید و با استفاده از جهل و نادانی برخی که در فضای مجازی به عامل بی‌جیره و مواجب عده‌ای زرنگ‌تر از خودشان بدل شده‌اند با سرعت نور تکثیر می‌شود. 

اگر عادلانه قضاوت کنیم خطر اصلی سلامت فضای مجازی همین دستگاه‌های فتوکپی بدون درک و درایت هستند. 

این‌هایند که برای خودنمایی این فضا را به گند می‌کشند و هیچ‌وقت قبل از تکثیر یک متن و شعر و عکس و...، از خودشان نمی‌پرسند آیا این کار من درست است؟ آیا این خبر دروغ و جعلی نیست؟ آیا و آیا وآیا و... به قول قدیمی‌ها باید به عموم این جماعت گفت: برادر من! خواهر من! حرف زدن بلد نیستی حرف نزدن را که بلدی!


منبع : شهرآرا آنلاین - کدخبر 69332

24 شهریور 1395






دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوریه در آستانه توافق مبهمی دیگر

تاریخ:سه شنبه 23 شهریور 1395-09:39 ب.ظ


روز گذشته خبر رسید که واشنگتن و مسکو برای برقراری آتش بس در سوریه و همکاری نظامی علیه گروه‌های تروریستی و به طور مشخص داعش و جبهه النصره به توافق رسیده‌اند. جان کری، وزیر خارجه آمریکا پیامد این توافق اعلام کرد، آتش بس سراسری در سوریه از دوشنبه شب، 12 سپتامبر، همزمان با عید قربان آغاز خواهد شد.
پیشتر و در همین ستون درباره احتمال وقوع چنین توافقی به مواردی اشاره کرده بودم. مهم‌ترین پرسش اکنون آن است که در این توافق، جایگاه دیگر نیروهای حاضر در میدان چه خواهد بود؟
در اخبار منتشر شده تنها از ایجاد یک مرکز عملیات مشترک با روسیه برای رویارویی با دو گروه تروریستی داعش و جبهه النصره سخن به میان آمده است.
جان کری گفته است، انتظار دارد روسیه پایبندی دولت بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه به آتش بس را تضمین کند، اما در این میان تکلیف دیگر گروه‌های تروریستی حاضر در صحنه و نیز طرف‌های سوم درگیر نظیر کردها نامعلوم باقی مانده و معلوم نیست عملکرد آن‌ها را چه کسی تضمین خواهد کرد.
طی روزهای اخیر بیشتر اخبار رسیده از شمال سوریه حاکی از شدت گرفتن حضور ترکیه در این منطقه و افزایش تانک‌های این کشور در خاک سوریه است.
این در حالی است که موضع آنکارا در قبال این توافق روشن نیست و همچنین معلوم نیست چه کسی بناست از سوی اردوغان برای توقف عملیات وسیع دخالت ارتش ترکیه در این کشور بحرانی همسایه‌اش تضمین بدهد.
کسی به این پرسش پاسخ نداده است که چنین توافقی بدون در نظر گرفتن آرا و منافع طرف‌های قدرتمند حاضر در تحولات میدانی سوریه، آیا تضمین اجرایی کافی خواهد داشت و آیا چنانکه جان کری به ظاهر آرزو کرده است، سبب بازگرداندن صلح به سوریه و کاهش رنج مردم آن می‌شود و یا برعکس پیچیده‌تر شدن اوضاع مبهم این کشور جنگ زده را در پی خواهد داشت؟
از جمله مفاد این توافقنامه، توقف تمامی حملات در کل سوریه، از جمله شهر حلب و پیامد آن آغاز دسترسی‌های بشردوستانه است. در مورد حلب این پرسش مهم پیش می‌آید که چرا هر بار این شهر در محاصره کامل قرار می‌گیرد و حملات تروریست‌ها برای شکست محاصره به دربسته می‌خورد، سخن از دسترسی‌های بشردوستانه به میان می‌آید؟
آیا روس‌ها نمایندگی کامل از سوی دولت اسد و نیروهای مقاومت حاضر در سنگرهای جبهه حلب را برای پذیرش چنین تعهد مهمی داشته‌اند و آیا منافع سوری‌ها و جبهه مقاومت در این میان رعایت شده است؟ تمام این پرسش‌های بی‌پاسخ از آن رو مهم است که نیروهای مقاومت پیامد توافق آتش بس مشابهی با فاجعه «خان طومان» رو به رو شده و از تروریست‌ها رودست خورده و متحمل تلفات سنگینی شدند. نباشد که دوباره این آتش بس‌ها برای رهایی تروریست‌های محاصره شده در حلب طراحی شده باشد و دوباره فاجعه‌ای را رقم بزند!

منبع : قدس آنلاین - کدخبر 455784
21 شهریور 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جادوی تبدیل هیولا به فرشته در هالیوود

تاریخ:جمعه 19 شهریور 1395-11:32 ق.ظ


چند شب پیش یک فیلم سینمایی دیدم. ارتش آمریکا می‌خواست با پهپادهایش یک خانه تیمی تروریست‌ها را در «سومالی» منفجر کند.
دقایقی قبل از شلیک موشک‌ها اما آن‌ها با دوربین‌هایشان دیدند دخترکی در خیابان جلوی آن خانه سرگرم فروختن نان است.
از اینجا تمام ایالات متحده معطل این می‌شود که تروریست‌ها را با وجود امکان کشته شدن آن دخترک بزند یا نه؟! از طرفی بیننده می‌فهمید که اگر نزنند تا ده دقیقه دیگر تروریست‌ها با عملیاتی انتحاری در بازار شهر، ده‌ها نفر را خواهند کشت... دردسرتان ندهم؛ تا حتی پای وزیر خارجه و رئیس‌جمهور آمریکا هم به میان می‌آید که چه باید کرد؟!
عاقبت هم شلیک می‌کنند و آن دخترک نیز کشته می‌شود؛ اما تمام عوامل عملیات از شدت اندوه به پهنای صورت اشک می‌ریزند و از شدت غصه دارند دق می‌کنند!
بیننده این فیلم در تمام مدت، نظامیان آمریکایی را برای چنین دقت نظر و انسان‌دوستی و وجدان بیداری تحسین می‌کند.
اثری به‌شدت خوش‌ساخت و فوق‌العاده هیجان‌انگیز و بسیار تاثیرگذار؛ به‌طوری‌که پس از پایان نمایش، شما بیشتر از مرگ آن دخترک بی‌گناه، دلتان برای خلبان پهپاد می‌سوزد که از فلوریدا، بمب‌ها را در سومالی بر سر او ریخته است؛ چراکه او چند بار بهانه می‌آورد تا زمان بگذرد و دخترک نان‌هایش را بفروشد و برود!
بیننده این فیلم به ذهنش نیز خطور نمی‌کند دارد با ارتش و سربازانی همدلی می‌کند که در چنین جنگ‌هایی به‌سادگی آب خوردن، انسان‌ها را می‌کشند، و نه حتی در جنگ‌ها که بمب‌ها را در افغانستان بر سر کاروان‌های عروسی می‌ریزند و یکی از همین سربازان، وارد خانه می‌شود و ١۶نفر اعضای یک خانواده را که ١٣نفر آنان زن و کودک بوده‌اند را درحالی‌که مست و لایعقل است به قتل می‌رساند و بعد به‌سادگی به آمریکا بازمی‌گردد و در جلسه محاکمه مدعی می‌شود چون آن شب حوصله‌اش سر رفته و عصبانی بوده چنین کرده و قاضی حقوق‌بشردوست آمریکایی هم فقط چند سال زندان قابل خریدن برای مجازات او در نظر
می‌گیرد!
بیننده این فیلم هرگز به ذهنش نمی‌رسد یکی از همین فرماندهان که تمام مقامات ایالات متحده را برای یک دخترک نان‌فروش سومالیایی پای کار می‌آورد، در سال ١٣۶٧ از عرشه یک ناو هواپیمابر، به‌سوی هواپیمایی که هر ننه‌قمری می‌دانسته و می‌فهمیده مسافربری است، چندین موشک شلیک می‌کند؛ بیش از ٢۵٠مسافر و خدمه بیگناه آن که اکثریتشان زن و کودک بوده‌اند را می‌کشد و برای این جنایت جنگی دولتمردان پلیدتر از خودش به او نشان لیاقت هم می‌دهند...
باری وقتی می‌گوییم «جنگ نرم» یعنی این. دقیقا یعنی همین که با جادوی سینما، اینچنین، لشکری از قاتلان را در اذهان و افکار عمومی جهان نه‌تنها تبرئه، که به فوجی از قهرمانان بدل کنی... و چه مظلومند آن دخترکان نان‌فروش و آن خانواده‌های قربانی‌شده افغانستانی و مسافران آن پرواز مسافربری و امثالهم که نه‌تنها هنرمندی برای نقل مظلومیتشان آستین همت بالا نمی‌زند، بلکه قاتلانشان هم فرشتگانی معصوم معرفی می‌شوند.
هنر و ادبیات ما، هنرمندان و اهل قلم ما، به تمام شهدای اینچنینی مدیونند. به ۲۰هزار شهید ترور در این سرزمین مدیونند.
رسانه‌های ما مدیون این خون‌هایند. لااقل اگر توان مثبت و نمایش مظلومیت این‌ها را نداریم، نگذاریم قاتلان آن‌ها را فرشتگان نجات انسان‌ها معرفی کنند!


منبع : شهرآرا آنلاین - کدخبر 69161
17 شهریور 1395




نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

«تاشکند» و شوک مرگ «کریم اف»

تاریخ:چهارشنبه 17 شهریور 1395-02:15 ق.ظ


بیش از یک سال است که اخبار ضد و نقیضی از وضعیت سلامت «اسلام کریم‌اف» رئیس‌جمهور ازبکستان در رسانه‌های جهان دست به دست می‌شود. عاقبت شنبه گذشته پس از پخش گسترده خبر درگذشت او و در حالی که رئیس‌جمهور گرجستان نیز رسماً پیام تسلیتی در این باب منتشر کرد و باز در حالیکه تا شام شنبه، تاشکند همچنان مرگ وی را تکذیب و تنها خبر از حال وخیم او می‌داد، خلاصه خبر فوت وی تأیید شده و از سوی تهران و دکتر حسن روحانی، اولین پیام تسلیت رسمی به دولت و ملت ازبکستان به صدر اخبار رسانه‌های جهان راه یافت.
ازبکستان را شاید بتوان کلیدی‌ترین کشور آسیای مرکزی در مناسبات ممالک این قسمت از جهان با دنیای خارج دانست. برخلاف چهار کشور دیگر منطقه، ازبک‌ها از ابتدای استقلال، سر ناسازگاری با برادر بزرگ‌تر گذاشته و مناسبات خود را با رقبای دیرین مسکو گسترش دادند. این مناسبات البته دردسرهای خاص خودش را نیز به دنبال داشت؛ از جمله آنکه دست باز غربی‌ها در این کشور سبب شد تا پای متحدان منطقه‌ای ایشان به این سرزمین باز شود. از نخستین روزهای استقلال ترک‌ها و به طور خاص، جریان «گولن» مدارس متعددی را در تاشکند، سمرقند، بخارا، دره زغانه و... تأسیس و شروع به تربیت مذهبی نیروهای مورد نظر خود کردند. همزمان سعودی‌ها نیز به این کشور هجوم آوردند. آن‌ها نیز با حمایت از روحانیون و مفتی‌های تندرو مذهبی، طیف دیگری از این مدارس را فعال کردند.
نتیجه این اقدام‌ها ظهور جریانی بسیار قدرتمند از تندروها و افراطیون مذهبی در ازبکستان شد. جریانی که «طاهر بولداشو» و «جمعه بای نمنگانی» از مظاهر آن بودند. آن‌ها خیلی زود دست به اسلحه بردند و تشکیلات پیچیده و تا بن دندان مسلحی را در کل آسیای مرکزی سامان دادند به طوری که امروز شاخه ازبک‌ها در میان طالبان افغانستان و پاکستان و نیز در گروه‌های تروریستی القاعده و داعش، در شمار بی‌رحم‌ترین و حرفه‌ای ترین تروریست‌ها دسته بندی می‌شوند. سیاست کریم اف در برخورد با همه مخالفان اعم از جریان‌های افراطی مذهبی و حتی گروه‌های بی‌آزار اما دگراندیش قومی و زبانی، نظیر تاجیک‌ها و فارس زبانان ازبکستان، سیاست خونین مشت آهنین است. طی سال‌های طولانی دیکتاتوری او در این کشور، ده‌ها هزار نفر اعدام و تیرباران و ترور و زندان و تبعید شدند. حالا او مرده است. اما باید دید میراث او به چه کسی خواهد رسید و این میراث دار با این مشکلات چگونه مواجه خواهد شد؟ همزمان باید یادآور شد که تاشکند محل زورآزمایی چند قدرت بزرگ بین‌المللی برای اعمال تسلط بر کل آسیای مرکزی است. آمریکا، روسیه و چین در تمام این سال‌ها هر کدام به شکلی درصدد یافتن جای پایی دایم در ازبکستان بوده‌اند... کریم اف مرده است اما تقریباً تمام کارشناسان مسایل منطقه بر این باورند که جانشینان احتمالی او بعید است کمترین تغییری در سیاست‌های داخلی و خارجی ازبکستان به وجود آورند.


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 420022
16 شهریور 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رانندگی یا جنگ جهانی؟

تاریخ:چهارشنبه 17 شهریور 1395-02:03 ق.ظ

برخی آمارها آدم را وحشت‌زده می‌کند. اوضاع زمانی هولناک‌تر می‌شود که می‌بینی این آمارها منتشر می‌شود و کسی اما خم به ابرو نمی‌آورد. همه تماشاگرند. حال آنکه برای اموری بسیار پیش‌پا افتاده و آمارهای درجه چندم، انواع هیاهوها درمی‌گیرد. طی ١۴سال گذشته حدود ٣٢٠ هزار نفر در کشور بر اثر تصادفات رانندگی و سوانح جاده‌ای کشته شده‌اند و چندین برابر این رقم مجروح و مصدوم داشته‌ایم.
برخی آمارها آدم را وحشت‌زده می‌کند. اوضاع زمانی هولناک‌تر می‌شود که می‌بینی این آمارها منتشر می‌شود و کسی اما خم به ابرو نمی‌آورد. همه تماشاگرند. حال آنکه برای اموری بسیار پیش‌پا افتاده و آمارهای درجه چندم، انواع هیاهوها درمی‌گیرد. طی ١۴سال گذشته حدود ٣٢٠ هزار نفر در کشور بر اثر تصادفات رانندگی و سوانح جاده‌ای کشته شده‌اند و چندین برابر این رقم مجروح و مصدوم داشته‌ایم. این آمارها یعنی به طور تقریبی ما در ایران هر سال تلفات تصادفاتمان بیشتر از شهدای یک سالمان در جنگ تحمیلی می‌شود. از این نظر در مقایسه با دیگر ممالک جهان، میان ١٩٠کشوری که آمارهای مربوطه آن موجود است، ما در رتبه ١٨٩ هستیم و تنها کشور آفریقایی «سیرالئون» در این مقوله اوضاعش از ما وخیم‌تر است. به عبارت روشن‌تر حتی افغانستان و پاکستان و سومالی و... امثالهم با آن جاده‌ها و شرایط اضطراری و هولناکی که دارند، وضعشان از ما بهتر است.با کمال تاسف در این میان، اوضاع استان ما باز در بین استان‌های دیگر مملکت، وضع وخیم‌تری دارد. طی چهار ماه نخست سال ١٣٩۵، در خراسان رضوی ٣٧٩ نفر بر اثر سوانح رانندگی کشته شده‌اند و بر این اساس ما جایگاه سوم را در کشور داریم. استان تهران با آنکه بیش از دوبرابر ما جمعیت و خودرو دارد، تلفاتش تنها ٣۶نفر بیشتر است. البته جالب است بدانید که طی سال‌های اخیر و با زحمات شبانه‌روزی مراکز مربوطه و به‌ویژه سیاست‌گذاری‌های راهگشای پلیس راهنمایی و رانندگی، این آمارها تا حد تحسین‌برانگیز و امیدوارکننده‌ای رو به کاهش داشته و در استان ما این روند کاهشی کاملا محسوس بوده است. با این‌همه جایگاه کلی ما از این نظر و در میان ممالک جهان واقعا تاسف‌بار و تامل‌برانگیز است.
طی سال‌های اخیر فعالیت‌های فرهنگی‌رسانه‌ای مطلوبی برای تغییر برخی عادات نابهنجار اجتماعی آغاز شده و برخی از آن‌ها تا حد بسیار زیادی بر خلق و خوی مردم تاثیر گذاشته است. مثلا تبلیغات برای تغییر سیاست‌های جمعیتی، تغذیه، کمک به محرومان و... بر همین سیاق برای رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی نیز کارهای خوبی صورت گرفت. موثر هم بود. به‌طوری‌که مثلا بستن کمربند ایمنی که زمانی اصولا وجود آن در خودروها برای رانندگان ایرانی و سرنشینان بی‌معنا بود، اکنون به یک ضرورت و الزام بدل شده و نبستن آن باعث شماتت دیگران می‌شود. باور کنید دلسوزی برای امنیت جانی و سلامت مردم، محدود به حراست از مرزها و ککنترل جرایم و توسعه مراکز بهداشتی و درمانی و امثالهم نیست. اینجا هم پای جان و مال میلیون‌ها ایرانی در میان است. به گمان من چنین آماری در هر مملکت دیگری در جهان، منجر به تشکیل اتاق بحران می‌شد. ما از نگاه تلفات در سوانح رانندگی، به‌راستی در وضعیت وخیم و بحرانی قرار داریم. باید مراکز مرتبط به‌سرعت اتاق فکر و بحران تشکیل دهند و راه‌های پیشگیری را بیابند و عملی کنند. باید ستاد مشترکی برای این منظور تشکیل شود و همه را پای کار بیاورد. در استان خودمان نیز بیشتر و بیشتر. شوخی نیست سالی قریب به ٢۵هزار نفر کشته و چندین برابر آن مجروح! چرا کسی این آمارها را جدی نمی‌گیرد؟


منبع : شهرآرا آنلاین - کدخبر 69114
15 شهریور 1395




نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وحشت حامیان داعش از آغاز عملیات فتح موصل

تاریخ:چهارشنبه 17 شهریور 1395-01:57 ق.ظ


چند روز پیش و پس از نبردی سخت و نفسگیر، نیروهای مردمی و ارتش عراق، شهر و پایگاه بسیار مهم «القیاره» را از چنگ داعش درآوردند. منطقه‌ای بسیار مهم که بواقع دروازه ورود به موصل است. اکنون رزمندگان عراقی کم کم برای نبرد نهایی و فتح الفتوح خود که همانا تصرف شهر بزرگ موصول است، آماده می‌شوند. همزمان این نیروها پیروزی‌های ارزشمند دیگری نیز در استان «الانبار» بدست آورده و پس از تصرف «جزیره الخادیه»، عملاً این استان را بطور کامل از وجود تروریست‌ها پاکسازی کردند. پیشروی‌های برق‌آسای اخیر، آدمکشان داعش را در وضعیت بغرنجی قرار داده و حامیان پشت پرده آنان را به وحشت انداخته است. چرا که حالا دیگر بطور کامل ارتباط تروریست‌ها با عقبه اصلی تدارکاتی آنها، یعنی سعودی‌ها، از طریق بیابانهای غرب عراق و مرز اردن، مسدود شده است.
در همین فاصله چندین مقام عراقی و بویژه چهره‌های نظام مؤثر در جنگ به تهران آمده و بسیاری از آنها تجربه استفاده از نیروهای مردمی را، دلیل اصلی این پیروزی‌های بزرگ دانسته و تشکیل چنین نیروی را ملهم از «نیروی مقاومت بسیج» در ایران اسلامی دانستند. حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی تروریست‌ها که بخوبی دریافته‌اند با قدرتمندتر شدن «حشدالشعبی» یا همان بسیج مردمی در عراق، فتح موصول نیز دور از دسترس نیست، برای حذف این نیرو و ایجاد تفرقه و شکاف در میان رزمندگان عراقی، سخت به دست و پا افتاده‌اند.
در شمال آمریکایی‌ها تمام تلاش خود را بر ایجاد درگیری‌های فرقه‌ای و قومی، میان پیشمرگه‌های کرد و نیروهای اقلیم کردستان با شیعیان ترکمن و رزمندگان حشدالشعبی در این منطقه متمرکز کرده‌اند. چند ماه پیش پیامد همین سیاست فریب آنها باعث بروز زد و خوردهای مختصری در روستاهای شمال موصل شدند که با پا درمیانی فوری و بموقع دو طرف ماجرا ختم به خیر شد. در جنوب سعودی‌ها هر روز توطئه تازه‌ای علیه حشد الشعبی تدارک می‌بینند. سفیر آل سعود بارها و بارها علیه این رزمندگان و حتی علیه دولت عراق، بخاطر حمایت هوشمندانه‌اش از نیروهای مردمی، با رسانه‌های مختلف عربی مصاحبه کرد و پس از مأیوس شدن از این سیاست ریاکارانه خود، دست آخر در نمایشی مضحک، حشدالشعبی و فرماندهان آن را متهم به طراحی نقشه‌ای برای ترور خود کرد. دولتمردان عراقی در بغداد بموقع متوجه این کارشکنی سفیر سعودی برای مددرساندن به داعش شده و از ریاض خواستند سفیرش را فرا بخواند... باری هر چه حلقه محاصره موصل تنگ‌تر شود، شیطنتهای حامیان داعش نیز در شمال و جنوب بیشتر خواهد شد و رزمندگان عراقی بویژه در تعامل با کردها باید هوشمندانه عمل کنند و مراقب این توطئه‌های پشت پرده نیز باشند. کردهای عراقی نیز باید از رفتار کاخ سفید با کردهای سوریه عبرت گرفته و مراقب باشند در این برهه آمریکا از آنان علیه هموطنانشان و در جهت نجات داعش در موصل، سوءاستفاده نکند.


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 419296
14 شهریور 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لشکر مغول‌ها در فضای مجازی

تاریخ:چهارشنبه 17 شهریور 1395-01:11 ق.ظ


پدر من! پسرم! دخترم! خواهرم! برادرم! اخوی! عزیز! جناب! بزرگوار! آقا! خانم! و... آخه این چه کاریه؟

!پدر من! پسرم! دخترم! خواهرم! برادرم! اخوی! عزیز! جناب! بزرگوار! آقا! خانم! و... آخه این چه کاریه؟! مثل دسته‌های چند صد هزارتایی پرندگان که همچون اجل معلق ناگهان به مزرعه‌ای هجوم می‌برند و در چند ثانیه کاری می‌کنند که یک ویرانه و زباله‌دانی از آنجا باقی می‌ماند، جماعتی در فضای مجازی کمین کرده‌اند که هر از گاهی یکهو حمله می‌کنند به صفحه این و آن در این فضا و چشمتان روز بد نبیند. صفحه طرف را به روزی می‌اندازند که نیشابور پس از حمله مغول‌ها را به یاد هر بیننده‌ای می‌آورد.

باور کنید! یک‌روز صفحه لیونل مسی، یک‌روز صفحه داور فلان مسابقه فوتبال یک‌روز صفحه «اولاند» رئیس‌جمهور فرانسه، یک‌روز... هر چه به دست و دهنشان برسد هم
می‌نویسند.
از فحاشی‌های فوق‌سنگین تا انواع شوخی‌های بی‌مزه و البته گاه با مزه... مثلا در هجوم چندی پیش این لشکر مغول به صفحه دختر باراک اوباما، یکی از این‌ها خطاب به «مالیا اوباما» نوشته بود: مالی! قرار بود بابا حسینت یه کار برای ما جور کنه! پس چی

شد؟!
این جملات که در شمارگان و گروه‌هایی چهل- پنجاه هزارتایی صورت می‌گیرد، اغلب به تعطیل شدن صفحه این مشاهیر منجر می‌شود و البته متعاقب آن چهره بسیار زشت و زننده‌ای از ایران و ایرانی جماعت در ذهن آن‌ها و میلیون‌ها کاربر دیگر فضای مجازی می‌سازد.
به‌راستی آن‌ها که چنین رفتارهایی را از سر تفریح و محض خالی نبودن عریضه! و یک‌باری انجام می‌دهند، می‌توانند تصور کنند تاوان این رفتار کودکانه آن‌ها را در افکار عمومی جهان، همه مردم و سرزمین آن‌ها می‌پردازد؟
آخرین مورد از این شاهکارها و حملات آفت‌زا! پریشب اتفاق افتاد، بلافاصله پس از پایان بازی دو تیم فوتبال ایران و قطر... « حسن الهیدوس» کاپیتان تیم ملی قطر بعد از بازی در گفتگو با رسانه‌ها مدعی شد؛ «شرایط بدی بود...» و تلویحا تهدید کرد که؛ «به هر حال رفتار هواداران و اعضای تیم ایران را در دوحه جبران خواهیم
کرد...»
این بهانه کافی بود تا کاربران همیشه در صحنه ایرانی این‌بار به صفحه کاپیتان قطری‌ها حمله برق‌آسایی را ترتیب دهند و... طبق معمول نمونه‌های با مزه هم در آن‌ها پیدا می‌شد که از جمله آن یک کاربر نوشته بود: «هیچ وقت یک ایرانی را تهدید نکن!» قصد ندارم برای احتمالا اکثریت پرشور جوانانی که در لشکر مهاجمان این‌چنینی هستند، نقش پدر بزرگ‌ها را بازی کنم.
اما یک لحظه کلاهتان را قاضی کنید! آیا این رفتار خردمندانه و منطقی است؟ دقت داشته باشید که بنده با اصل گفتگو و تعامل و ابراز نظر عاقلانه در شمارگان میلیونی هم مشکلی ندارم.
اما امیدوارم هیچ وقت حتی به قصد تحقیق و نوشتن یک یادداشت این‌چنینی مجبور نباشید به نوشته‌های مذکور رجوع کنید. نکن پدر من! نکن برادر، اخوی، عزیز، بزرگوار، خواهرم، دخترم... به‌خدا این رفتار آبروی این دیار اسلامی و کهن را می‌‌برد.

منبع : شهرآرا آنلاین - کدخبر 69041
13 شهریور 1395




نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برسد به دست «جناب قاضی‌پور»!

تاریخ:جمعه 12 شهریور 1395-01:05 ق.ظ


جناب آقای قاضی‌پور! نماینده محترم من، ما و عامه مردم ایران در مجلس شورای اسلامی، سلام علیکم! برادر بزرگوارم! متوجه هستید که مدتی است (و به ویژه در این اواخر) با رفتار و گفتارتان دارید چه بر سر انقلاب و فضایی که عشق مشترک همه ماست، می‌آورید؟

جناب آقای قاضی‌پور! نماینده محترم من، ما و عامه مردم ایران در مجلس شورای اسلامی، سلام علیکم! برادر بزرگوارم! متوجه هستید که مدتی است (و به ویژه در این اواخر) با رفتار و گفتارتان دارید چه بر سر انقلاب و فضایی که عشق مشترک همه ماست، می‌آورید؟
متوجه هستید سرگرم روشن کردن فتیله چه بمب هولناکی شده‌اید؟ در پی اظهارات اخیرتان سری به فضای مجازی و شبکه‌های دشمنان این سرزمین زده‌اید تا هلهله و پایکوبی آنان را از رفتارتان و گفته‌هایتان رصد کنید؟ هرگز به عواقب فاجعه‌بار جملاتی که با حرارت بیان کرده‌اید،
اندیشیده‌اید؟ آیا این مردم، دغدغه‌ای مهم‌تر از تشکیل فراکسیون ترک‌زبانان که شما همت خود را بر تشکیل آن گذاشته‌اید، ندارند؟ آیا متوجه هستید با پافشاری بر این رویه و طرح آن ادعاهای عجیب و تفرقه‌آفرین، در حال تزریق چه سم مهلکی به رگ‌های همان انقلاب و مملکتی هستید که مردان و زنان ایران زمین، از جمله دلاوران آذربایجانی مال و جان خویش را فدای وجودش کردند؟
به‌خدا مانده‌ام چه بنویسم، حیرانم و مغموم. اگر خداوند قبول کند، این کمترین نیز بسیجی و جنگ‌دیده و جانباز بوده و هست. البته از گوشه دیگر در این دیار پهناور، از خراسان و آستان هشتمین خورشید. تاکنون هرگز در رسانه‌ای در این باره نگفته و ننوشته بودم. اما حالا به تعمد یادآوری کردم تا گلایه و درد جانسوز را از منظر برادر کوچک‌تری که شاید هم‌سنخ و هم‌جنس خود شما باشد، بشنوید. این را گفتم تا با صدای بلند به شما یادآور شوم، از یک بسیجی میدان‌دیده این رفتار خطرناک و دشمن شادکن حیرت‌آور است. برادرم! سیاست و جدال‌های ناپاک جناحی و تعلقات گروهی ما را به کجا می‌برد؟ یا بهتر است بگویم برده است؟!
هر روز از دهان مسئول و مجریان تلویزیونی و چهره‌ها و... ، عبارات تامل‌برانگیزی نظیر «ملت آذربایجان» و «ملت کرد» و «ملت عرب» و... امثالهم می‌شنویم. یا رفتارهای تاسف‌بار و خطرناکی مبنی بر کشاندن دعواهای جناحی به میادین قومیتی را شاهد هستیم. من نیز چون شما عاشق انقلاب و کشورم هستم و شیفته رهبرم و دلسوخته جنگ. با این تفاوت که سلیقه‌های سیاسی مخالف خودم را دشمن نمی‌بینم. دشمن واقعی را که منتظر همین دعواهاست با چنین رفتاری خشنود نمی‌کنم. با این تفاوت که من یک ملت می‌شناسم و آن ملت ایران است و هر آنکه عشق این دیار و انقلاب در سینه‌اش باشد را برادر خود می‌دانم. به‌قول شاعر دلسوخته انقلاب مرحوم سردار احمد زارعی؛
نه چپ نه راست، این منم برابر تو
نه چپ نه راست، این منم برادر تو

جناب قاضی‌پور! شما که با پرسیدن سوالی منطقی از سوی یک خبرنگار مبنی بر چرایی پافشاری بر تشکیل یک فراکسیون قومیتی، یا همان فراکسیون ترک‌زبانان که مجدانه به‌دنبال تشکیلش هستید از کوره درمی‌روید و چنان ادعاهای عجیب و غریبی می‌کنید که «آذربایجان مرکز اسلام و شیعه است» و خبرنگار را به ضدیت با اسلام و ولایت فقیه متهم می‌کنید، آیا از نگاه منفور اسلام به قوم‌گرایی بی‌خبرید؟ در ادامه نظر رهبر معظم انقلاب و ولی فقیه دروانمان را محض یادآوری برایتان می‌نویسیم؛
«دعواهای تنگ‌نظرانه و ناسیونالیسم‌های قومی محدود، به کلی با دیدگاه اسلام و با دیدگاه بلند و بازی که همه ما به آن احتیاج داریم، منافات دارد...» ٢٧/٢/١٣٨٨
«برجسته کردن خصوصیات قومی و دمیدن درآتش قوم‌گرایی، کارهای خطرناکی است، بازی با آتش است...» رهبر معظم انقلاب١۵/١٢/١٣٩٢
این نظر صریح اسلام و نظر شفاف و روشن ولی فقیه ماست. حالا بگردید و اظهارات اسف‌بار خودتان را خطاب به آن خبرنگار دوباره مرور کنید. آن‌وقت با وجدان و جرئت اسلامی و شجاعتی که هم‌وطنان آذری ما بدان شهره‌اند، صادقانه قضاوت کنید، با این معیار چه کسی ضداسلام و ضدولایت فقیه است؟
من از تکرار جملات شما و آوردن آن‌ها در این متن خجالت می‌کشم، اما به دلسوزی و غیرت بسیجی شما و عشقتان به ایران و انقلاب و نظام و رهبر انقلاب و صداقتتان در این داوری بزرگ ایمان دارم. اگر در دادگاه تنهایی خویش رای به محکومیت خود دادید، جوان‌مردانه و خطاب به تمام ملت ایران، از آنچه بی‌تردید، سهوا و از سر عصبانیت بر زبان رانده‌اید، عذرخواهی کنید. باری در ادامه به رفتار عجیب دیگر شما در گلاویز شدن با خبرنگار مربوطه اصولا ورود پیدا نمی‌کنم. آن ماجرا شاکی فردی دارد و در صورت محکومیت شما باید رضایت او را جلب کنید. اما بخش دیگر رفتار و گفتار خطرناک شما، شاکی‌اش می‌تواند ملت ایران باشد و من در مقام یکی از آن‌ها این چند سطر را با خون دل نوشتم. با خون دل و قلبی سرشار از درد و اندوه، چرا که ارتکاب چنین اشتباه فاحشی از جانب چون شمایی، دردناک‌تر است. به‌عنوان عضوی از ملت ایران منتظر اقدام شجاعانه شما می‌مانم.


منبع : شهرآرا آنلاین - کدخبر 68969
9 شهریور 1395




نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کردها، کارت بازی واشنگتن در میدان سوریه

تاریخ:جمعه 12 شهریور 1395-12:29 ق.ظ



به قول قدیمی‌ها هنوز جوهر یادداشت بنده در همین ستون، مبنی بر هشدار به کردهای سوریه برای خطرات هم‌پیمان شدن با آمریکایی‌ها خشک نشده... که خبرهای تأسفباری از آن کشور رسید. آنکارا نیروهای ارتش به اصطلاح آزاد سوریه را مسلح و حمایت کرده و با ده‌ها تانک به همراه این نیروها ابتدا شهر «جرابلس» را تصرف کرد.
بعد اخطار داد کردها و نیروهای مشهور به «دموکراتیک سوریه» باید از تمام متصرفات اخیر خود به ساحل شرقی فرات عقب نشینی کنند. آنها ابتدا بشدت با این هشدار ترکیه برخورد کرده و مدعی شدند هرگز چنین کاری نمی‌کنند. اما بلافاصله جان کری هم به آنها اخطار داد! و این نیروها، سرافکنده و مغموم از منبج و تمام مناطقی که به گفته خودشان با ریختن خون انبوهی از مردان و زنانشان از داعش پس گرفته بودند، به چشم برهم زدنی مجبور به عقب‌نشینی شدند. اما ترکیه به این مقدار هم بسنده نکرد و جت‌هایش را به حومه جرابلس و بویژه روستاهای جنوبی آن که در تصرف کردها بود فرستاد.
طی چند روز اخیر این جنگنده‌ها بارها و بارها این مناطق را بمباران کرده‌اند و تنها روز یکشنبه، بیش از 35 نفر از کردها در روستاهای مذکور بر اثر این حملات کشته شدند. هم‌زمان ترکیه ارتش آزاد را برای پاکسازی میدانی کردها از این مناطق، به جنگ با آنها فرستادند. چند هفته پیش وقتی همین نیروهای دموکراتیک کرد در شهر حسکه به تحریک آمریکایی‌ها با ارتش سوریه وارد نبرد شد و هواپیماهای ارتش یک نوبت مواضع آنان را بمباران کرد، آمریکایی‌ها به دمشق هشدار دادند که اجازه ادامه این حملات را ندارد. اما اکنون دیگر در مقابل حملات جنگنده‌های ترکیه، خبری از لطف آمریکایی‌ها نیست. چرا که آنها معامله خود را کرده و بهره لازم را از کارت بازی کردها برده‌اند.
آمریکایی‌ها نه تنها ارتباط لجستیکی و پشتیبانی که حتی ارتباط معمول و اطلاعاتی خود را نیز با کردهای مناطق مورد هجوم ترکیه قطع کرده‌اند.آمریکایی‌ها با پیش انداختن کردها بنای امتیاز گرفتن از ترکیه را داشتند که گرفتند. لذا فعلاً نیازی به آنها ندارند!
ترکیه نیز برای جلوگیری از انسجام کردها و فورالی شدن آنها در شمال سوریه، نظیر اکنون، هر کاری خواهد کرد. دیروز کردها ابزار آمریکایی‌ها برای امتیازگیری از آنکارا بودند و امروز ارتش آزاد ابزار آنکارا برای قلع و قمع کردها و تحمیل سیاست‌های خودش در شمال سوریه، این نیروها هر روز بازیچه قدرتی منطقه‌ای و جهانی هستند و در این راه ملت خود و مردم را نیز قربانی می‌کنند همچنان که تروریست‌های ارتش آزاد نیز که امروز نوک پیکان حمله به کردهای مورد حمایت دیروز آمریکا شده‌اند، خود تحت حمایت آمریکا بوده و هستند. باید به سران کردها که در این میان دغدغه مردم خویش را نیز دارند یادآور شد که از این اتفاق عبرت بگیرند و جوانانشان را برای اجرای سیاست‌های کاخ سفید در شمال سوریه فدا نکنند.

منبع : قدس آنلاین - کدخبر 417806
9 شهریور 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

توافقات واشنگتن و مسکو و... جای خالی ما!

تاریخ:دوشنبه 8 شهریور 1395-04:58 ب.ظ


در نخستین ساعات بامداد دیروز، شبکه «المیادین» خبری فوری را از «ژنو» زیرنویس کرد. خبری که از روز قبل بسیاری چشم انتظار آن بودند؛ «توافق آمریکا و روسیه بر سر دولت انتقالی در سوریه، کمک رسانی به حلب و...» مشابه این اتفاق، چند روز پیش‌تر از آن در سطحی متفاوت‌تر و البته با سر و صدای رسانه‌ای کمتر، میان مقامات ارشد وزارت خارجه آمریکا و روسیه در «جده» و بر سر پایان درگیری‌های یمن رخ داد. آن ملاقات و توافق نیز که چیزی از نتایجش به رسانه‌ها درز نکرد، آنهم پس از تقاضای علی عبدالله صالح از مسکو برای حضور نظامی در یمن، بسیار مهم و تعیین کننده بود.
چند روز قبل از این ملاقات‌ها شاهد لشکرکشی آشکار اردوغان به شهر مرزی جرابلس در سوریه بودیم و متعاقب آن آمریکایی‌ها با احترام تمام، تهدید آنکارا و شخص اردوغان را مبنی بر لزوم بازگشت فوری کردهای «ی.پ.گ» به شرق فرات جدی گرفته و در کمتر از چند ساعت عملیات اجرای آن را کلید زدند. بطوریکه کردهای سوریه که با تلفات بسیار زیاد غیرنظامیان، شهر منبج را با حمایت مستقیم آمریکاییها، همین دو سه هفته پیش آزاد کرده بودند، مستقیماً از سوی جان کری تهدید شدند که چنانچه بسرعت به ساحل شرقی فرات بازنگردند، آمریکا تمام حمایتهایش را از آنان قطع خواهد کرد.
شاید به نظر بی‌ربط برسد، اما در شرق ایران، بار دیگر آمریکاییها موفق شدند با هر سیاستی بود بار دیگر عبدالله و اشرف غنی را بدون میانجیگری هیچ دولت دیگری، به دوستی و همکاری با هم وادار کنند و در کابل نیز همه چیز بار دیگر روال عادی خود را در پیش گرفت. در همین حال سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده است؛ کشورش در حال بررسی مسأله اعمال تحریمهای جدید علیه ایران به دلیل حمایت از حوثی‌های یمن است. اتهامی که هرگز اثبات نشده است. چیده شدن این خبرها برای ما که با تمام وجود از حوثی‌ها دفاع کردیم، تنها کشوری بودیم که دولت جدید یمن را به رسمیت شناختیم، در سوریه دهها مستشارمان با خون خود مانع پیشروی و پیروزی تروریستها شدند و در افغانستان انبوهی از کمکهای هنگفت و همکاری صادقانه را هزینه کردیم، چندان خوشایند به نظر نمی‌رسند. سؤال اینجاست که در این توافقهای ناگهانی، ما در کجای ماجرا هستیم؟ ترکیه تهدید و حمله کرد و سهمش را گرفت. آمریکا و روسها هم در حال مذاکره‌اند. ما بخاطر کمک به حوثی‌ها تهدید به تحریم بیشتر شده‌ایم. در افغانستان طلبه‌ای را به جرم جاسوسی برای ایران دستگیر می‌کنند. در سوریه نیز خون مستشاران ما، ارتش و مردم سوریه و نیروهای مقاومت معادله میادین نبرد را تغییر داده و اما فعلاً توافقات را دیگران انجام می‌دهند. همزمان وزیر خارجه ما در شیلی و بولیوی سرگرم سفرهای گویا مهمتری است!


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 417055
7 شهریور 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :98
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...