این وبلاگ توسط یکی از دوستداران قلم نوشته های جناب استاد محمدحسین جعفریان اداره می شود .

برای دوستان همراه

تاریخ:شنبه 13 آذر 1395-12:18 ق.ظ


با سلام خدمت دوستان و همراهان عزیز !
برای پیگیری مطالب استاد محمدحسین جعفریان
به آدرس اینستاگرام mhjafarian@ مراجعه نمایید .
با تشکر مدیریت وبلاگ .



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا سعدالحریری با گزینه حزب‌الله موافقت کرد؟

تاریخ:یکشنبه 2 آبان 1395-11:07 ق.ظ


در حالی که طی هفته گذشته رسانه‌های جهان در تسخیر اخبار حمله ارتش عراق به موصل و جملات رد و بدل شده در آخرین مناظره نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا بود، یک حادثه بسیار مهم در لبنان رخ داد، اما مجال ظهور رسانه‌ای کمتری یافت. در آخرین روز هفته قبل، عاقبت «سعد الحریری» از نامزدی ژنرال میشل عون، چهره مورد نظر حزب‌الله برای ریاست جمهوری لبنان، اعلام حمایت کرد. این یک پیروزی مسلم برای مقاومت در لبنان محسوب می‌شود، اما چرا جریان المستقبل به رهبری سعد الحریری، پس از دو سال و نیم خودداری از همراهی با گزینه مورد نظر حزب‌الله، تن به این انتخاب داد و آثار این اقدام جریان مذکور بر لبنان و منطقه چیست؟
برخی معتقدند، سعد الحریری به این انتخاب تن در داد، زیرا انتخاب دیگری نداشت. اما دست کم او یک انتخاب دیگر داشت و آن ادامه رفتاری بود که تاکنون داشته است، یعنی شعله‌ور نگهداشتن بحران خلأ ریاست جمهوری در لبنان با قبول نکردن نامزدی میشل عون، یعنی همان چیزی که ریاض در این مدت خواهان آن بود و همان هم شد. سعودی‌ها ترجیح می‌دادند این استخوان همچنان لای زخم بماند تا از یکسو همچنان در رسانه‌هایشان جریان مقاومت را عامل آن معرفی کنند و از سوی دیگر وضعیت سیاسی تا حد ممکن مغشوش و مبهم باقی بماند تا در صورت لزوم بحرانی کردن لبنان برای آسیب رساندن به حزب‌الله آسان‌تر باشد.
برخی از مقایسه آنچه آمد نتیجه گرفتند که سعدالحریری با دوستان و حامیان آل سعود خود، احتمالاً اختلاف‌هایی پیدا کرده و بر آن اساس با این رفتار خود، او نه در پی رسیدن به اهداف لبنان که درصدد هشدار دادن به شرکای عربستانی خویش است. این تحلیل چندان بیراه نیست. عربستان بویژه در یک و نیم سال اخیر، اوضاع اقتصادی بسیار بدی را تجربه کرده است. آن چشمه روان پول که پیش از این، دوستان منطقه‌ای آل سعود، نظیر سعدالحریری‌ها را سیراب می‌کرد، مدتی است خشکیده و بدتر از آن، سرمایه‌گذاری‌هایی که حریری در عربستان داشته، به سبب اتخاذ سیاست‌های ریاضت اقتصادی، وضعیت بسیار بدی پیدا کرده‌اند. به نظر می‌رسد او پس از آنکه نتوانسته است امتیازهای لازمه را برای شرکت‌ها و فعالیت‌های گسترده اقتصادی‌اش در عربستان بگیرد، این رفتار را ترجیح داده که در حقیقت نوعی هشدار به سعودی‌ها محسوب می‌شود.
حالا پس از جلسه‌ای مشترک، هم حزب‌الله و هم المستقبل خواستار تماس‌های سریع‌تر طرف‌های لبنانی برای تفاهمات جامع و ملی شده‌اند. ریاست جمهوری میشل عون با وجود مخالفت دو سال و نیمه دشمنان حزب الله در لبنان، بیانگر نفوذ فراگیر جریان مقاومت در لبنان بوده و بی‌گمان ژنرال عون هم این وفاداری را از یاد نخواهد برد و سال‌های ریاست جمهوری او می‌تواند دورانی طلایی برای حزب‌الله باشد. این اتفاق به تحکیم جایگاه مقاومت در سوریه و حتی عراق کمک شایان توجهی کرده و مهم‌تر از آن سبب تحکیم مواضع حزب الله در قبال رژیم صهیونیستی خواهد شد .


منبع: قدس آنلاین _ کدخبر 467373

2 آبان 1395





دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بیمار یک انسان است نه یک قلک!

تاریخ:یکشنبه 2 آبان 1395-11:01 ق.ظ


نظیر برخی فیلم‌های سینمایی، می‌خواستم در پیشانی این یادداشت بنویسم؛ بر اساس یک داستان واقعی! اما بعد فکر کردم ضرورتی ندارد. چراکه بیشتر خوانندگان این سطور، حتما چنین بلاهایی بر سرشان آمده و بیشتر مسئولان مربوطه هم، از این معضل باخبرند. تنها محض یادآوری و انجام وظیفه روزنامه‌نگاری، آن را می‌نویسم، باشد از یک‌سو هشداری باشد به مردم تا در چنین دام‌هایی نیفتند و تذکری هم باشد به مسئولان تا نظارت‌های مربوطه را جدی‌تر بگیرند.
اما بعد، چند روز قبل مادر یکی از دوستان سرشناس و جانباز ما که در حومه تهران به‌تنهایی زندگی می‌کند، حالش خراب می‌شود. همسایه‌ها او را به نزدیک‌ترین بیمارستان می‌برند. چون بیمار حین غش‌کردن به زمین خورده بوده و در قفسه سینه احساس درد داشته از قفسه سینه‌اش عکس می‌گیرند و پزشک می‌گوید؛ یکی از دنده‌ها شکسته و احتمال دارد استخوان دنده ریه را سوراخ کند و بسیار خطرناک است و فورا ایشان بستری می‌شود.
ساعاتی بعد فرزندان ایشان خودشان را می‌رسانند. عروس خانواده که متخصص قلب است، عکس‌ها و آزمایش‌ها را می‌بیند و با آنکه متخصص ارتوپدی نبوده، تعیین می‌کند هیچ اثری از شکستگی نیست. پزشک بیمارستان اما در ادامه چندین آزمایش و سی‌تی‌اسکن‌های متعدد ازجمله از لگن و... دستور سه روز بستری دیگر را می‌نویسد و هنگامی‌که با اعتراض همراهان روبه‌رو می‌شود، می‌گوید: این تخصص من است و اگر نمی‌خواهید، با مسئولیت خودتان بیمار را ترخیص کنید. آن‌ها هم، چنین می‌کنند و البته به‌خاطر همان یک شبی که بیمار در آنجا شب را به صبح رسانده و البته دو سه تا سرمی که زده‌اند، یک و نیم میلیون تومان پول می‌پردازند. همانجا یکی از پرستارها می‌گوید: آفرین! خودتان را نجات دادید!
در تهران روز بعد، یک پزشک ارتوپد سرشناس به محض دیدن تصویر رادیولوژی قفسه سینه، می‌گوید کاملا معلوم است، این یک ترومای معمولی بوده و هیچ شکستگی وجود ندارد و اطمینان می‌دهد که بیمار را به منزل ببرند و می‌برند و تمام. حالا تصور کنید اگر در این خانواده، آن عروس پزشک، بموقع نمی‌رسید. ایشان می‌گوید هیچ نیازی به سی‌تی‌اسکن‌های بعدی، به‌ویژه لگن و... نبود چون بیمار اصولا دردی در آن ناحیه نداشته و ادامه بستری‌شدن هم ضرورتی نداشت. فقط عملا سبب می‌شد صورت‌حساب یک و نیم میلیونی بشود ١٠میلیون و بعد هم بیمار را ترخیص کنند و تمام... باری اگر مردم یا اصحاب رسانه، حتی در قالب نمایش و طنز، شبیه آنچه مهران مدیری از اوضاع برخی بیمارستان‌ها نوشت، از این دزدی‌های پنهان و آشکار جماعتی که نام جامعه پزشکی را لکه‌دار می‌کنند، چیزی بگویند و بنویسند، همه به آن‌ها حمله‌ور می‌شوند، اما به‌راستی این حقایق را باید در کجا گفت و نوشت؟ چه سازوکار نظارتی در این قبیل موارد پیش‌بینی شده تا بیمارستان‌ها هزینه بیخودی برای بیمار نتراشند؟ مرتب سخن از بدهی‌های هنگفت بیمه‌ها، به‌ویژه به بیمارستان‌های خصوصی گفته می‌شود، آیا بخشی از این بدهی‌ها از رهگذر درمان‌سازی‌هایی نظیر آنچه آمده، نیست؟ ارباب رجوع نگون‌بخت در این قبیل موارد پناهشان پس از خداوند کیست و کجاست؟ آیا اعلام یک تلفن و آدرس برای شکایات کافی است؟ آیا پیرزنی بیمار با آن حال و روز، امکان پیگیری و طرح شکایت دارد؟ آن هم در مسیری که برای نیل به آن، باید یک کفش آهنین پوشید؟ و تازه اگر در پایان ماجرا معکوس نشده و شاکی در جایگاه متهم نشانده نشود؟ باید چه کرد تا زحمات قشر دلسوز و فرشته‌صفت عموم جامعه پزشکی با فریبکاری و دزدی‌های پنهان این‌چنینی تعدادی معدود و محدود، آلوده نشود؟

منبع: شهرآرا آنلاین _ کدخبر 70228
1آبان 1395




نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

افغانستان؛ عقب گرد به روزهای جنگ و ناامنی

تاریخ:یکشنبه 2 آبان 1395-10:39 ق.ظ


بر خلاف پیش‌بینی بیشتر کارشناسان مسایل افغانستان، با وجود پایان فصل تابستان و آغاز فصول سرد، حملات طالبان شدت غیرمنتظره‌ای یافت. سال‌ها این رویه به یک قانون نانوشته در این کشور بدل شده بود که با آغاز بهار و آب شدن برف‌ها، دامنه نبردها گسترش یافته و درگیری‌ها بالا می‌گرفت و برعکس، با شروع فصل سرما، کشمکش‌ها فروکش می‌کرد و دو طرف به سنگرهایشان بازمی‌گشتند و در این مدت طالبان بیشتر عملیات‌هایش منحصر به ترورهای هدفمند یا گروهی از حملات برنامه‌ریزی شده، شهری می‌شد و امسال این قانون نانوشته باطل شد.
در حالی که برخی مناطق مرتفع نظیر فرمانداری‌هایی در شمال شرق کشور با سرمای زودرس و حتی بارش برف در ارتفاعات رو به رو شدند، اما بازار نبردها بیشتر از تمام بهار و زمستان در همین چند هفته سخت پاییز داغ شده و مخالفان دولت مرکزی، همزمان توانسته‌اند در پنج استان، بسیار قدرتمندانه و با توان هجومی بالا، یورش‌های بی‌سابقه‌ای را شکل داده و به پیروزی‌های قابل توجهی نیز دست یابند.
در شهریورماه طالبان خود را تا محلات حاشیه‌ای شهر «ترین کوت»، مرکز استان «ارزگان» رساندند و اما ارتش توانست آن‌ها را عقب براند. کمی بعد در اوایل مهرماه آن‌ها بار دیگر به «قندوز» حمله و بخش‌های زیادی از شهر را تصرف کردند. ارتش نیروهایش را به شمال فرستاد، اما جنگ مغلوبه نشد، هر چند طالبان از برخی محلات مجبور به عقب نشینی شد. در همین حال آتش جنگ در استان غربی «فراه» که هم مرز با استان خراسان جنوبی ماست، بالا گرفت و در چند روز گذشته، کار تا آستانه سقوط مرکز این استان هم پیش رفت.
صدها نیرو از استان‌های بادغیس و هرات برای کمک به فراه رفتند و اوضاع را کمی سامان دادند و اما از استان «بغلان» در مسیر کابل به قندوز، بویژه از شهرستان «دوشی» در این استان خبر می‌رسید که طالبان شاهراه اصلی تردد به شمال افغانستان را قطع کرده و تمام خودروهای عبوری را غارت می‌کنند، مشکلی که ماه‌هاست هراز گاهی در این ناحیه بروز می‌کند. کمی بعد طالبان در فاریاب حملات سختی را سازمان داد و ده‌ها نیروی دولتی، به شمول دو محافظ ژنرال دوستم، معاون اول رئیس‌جمهور را کشتند. اکنون هم از هلمند خبری می‌رسد که بار دیگر مهاجمان به «لشگرگاه» حمله کرده و حتی برخی محلات حاشیه شهر را تصرف کرده‌اند. این همه در حالی است که وضعیت در استان‌هایی مثل «پکتیا»، «زابل»، «قندهار» و «سرپل» هم خوب نیست. حملات انتحاری در کابل، بلخ و مزار شریف هم بویژه در ایام محرم بسیاری از مردم را به خاک و خون کشاند... .
تا اینجا هر چه آمد، نقل اوضاع پریشان امنیتی در افغانستان است. چطور طالبان به ناگاه چنین توان مضاعفی یافته‌اند؟ چطور چند شورشی آموزش ندیده با سلاح‌های ابتدایی خود قادرند ارتشی را که آمریکایی‌ها سال‌ها صرف آموزش و صدها میلیون دلار صرف تجهیز آن کرده‌اند، این چنین به زانو درآورند؟ برخی معتقدند، اسلام‌آباد از تصمیمات پی در پی دولت وحدت ملی در تقابل با پاکستان به خشم آمده و تمام توان خود را برای ناامن کردن افغانستان به کار گرفته است. برخی معتقدند، طالبان قوی نشده، بلکه ارتش ضعیف شده است. علت اصلی هم فساد عمیق موجود در نیروهای مسلح و لشکر سربازان خیالی است، افسرانی که جیره و بودجه دسته‌هایی چند صد نفری از سربازان را می‌گیرند و اما در عمل و هنگام رویارویی با طالبان به زحمت دسته‌هایی چند 10 نفری را می‌توانند به جنگ با آنان بفرستند! اما ارتش از خود رفع اتهام می‌کند. افسران عالی رتبه می‌گویند، وظیفه ما حراست از محلات و روستاهای قندوز و فراه و مانند آن نیست. کار ما هجوم، نبرد و آزادسازی است. پس از آن ما وظیفه نداریم هفته‌ها و ماه‌ها همان جا بمانیم... اما مشکل همین جاست. آن‌ها طالبان را عقب می‌زنند و سپس به کابل باز می‌گردند و پشت سر آن‌ها طالبان بار دیگر تمام مناطق را اشغال می‌کند! برخی از خیانت‌های پشت پرده سخن می‌گویند و اینکه کسانی حتی جیره و غذای روزانه سربازان ارتش را به طالبان می‌فروشند. برخی علت جری شدن دشمن را حذف فرماندهان جهادی و خانه نشین کردن آن‌ها می‌دانند و... .
به گمان این قلم پاسخ اما این پند دیرینه پارسی است که «دو درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند»! دولت افغانستان از صدر تا ذیل دو شقه شده است. بخش عمده توان تمام افراد و مراکز دولتی، صرف نزاع درونی میان رئیس‌جمهور و رئیس اجراییه می‌شود، دو مقامی که هر کدام درصدد گسترش اختیارات خویش و عقب راندن رقیب است. آن‌ها حتی در سیاست خارجی به سراغ حامیان بین‌المللی رقیب رفته و آشکارا رایزنی می‌کنند. بسیاری سفرهای اخیر اشرف غنی و نزدیکان وی، نظیر «حنیف اتمر» را به هند و چین و روسیه و ایران و برخی کشورهای آسیای میانه که می‌توانند حامیان بالقوه دکتر عبدالله باشند، در این شمار می‌دانند و برعکس سفر دکتر عبدالله را به عربستان که متحد و حامی اشرف غنی است، نیز بر همین سیاق... باری من چنین باوری ندارم و قصد گمانه زنی ندارم، اما شک ندارم کشمکش‌های درونی دولت وحدت ملی، مجالی برای فرماندهی واحد و مؤثر جنگ برای دولتمردان افغانستانی باقی نگذاشته و اگر این وضع تداوم یابد، شاهد پیشروی‌های بیشتر طالبان و حتی ظهور و موفقیت شورشیان جدیدتری نیز خواهیم بود.

منبع: قدس آنلاین _ کدخبر 466088
28 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

این‌قدر با مردم شوخی نکنید!

تاریخ:سه شنبه 27 مهر 1395-03:24 ب.ظ


جناب آقای جهانگیری، معاون محترم رئیس‌جمهور، فرموده‌اند در برخی ادارات، رفتار‌ها و برخورد‌های نامناسب با ارباب رجوع مشاهده می‌شود و از اهتمام دولت برای تکریم ارباب رجوع خبر داده و برای تحقق این مهم، دستور به تدوین تصویب‌نامه حقوق شهروندی در نظام اداری داده‌اند.
همچنین، برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی، در همین جلسه نوید تشکیل سازمانی برای مدیریت و سامان‌دهی این آسیب‌ها را داده‌اند؛ اما انصافا مشکل بی‌توجهی و بی‌‌احترامی به ارباب رجوع به خاطر نبود چنین تصویب‌‌نامه‌ای است؟ دیگر آنکه آیا ما کم سازمان و مرکز و نهاد و‌... برای مدیریت و سامان‌دهی آسیب‌های اجتماعی داریم که حالا می‌خواهیم یکی دیگر هم درست کنیم و کلی نیرو، ساختمان، پول، انرژی و زمان را به آن اختصاص دهیم؟
همه‌روزه انبوهی از ارباب رجوع که کارد به استخوانشان رسیده یا حقوقشان را بعد از ماه‌ها نداده‌اند یا بیمه‌هایشان مشکل دارد یا حقوق آشکارشان تضییع شده و امثالهم، از مراکز و ادارات و جاهای مختلف، به امید حل مشکلشان، پرچم و پلاکارد به دست، جلوی مجلس یا ریاست‌جمهوری یا دیگر مراکز که امید فرجی از آن‌ها می‌رود تجمع می‌کنند.
نیازی به تصویب‌نامه حقوق شهروندی نیست. جناب آقای معاون لطف کنند و دستور دهند به داد همین‌ها برسند. این بهترین شکل تکریم ارباب رجوع است و هم‌زمان، بهترین مسیر برای مدیریت، سازمان‌دهی و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی است.
تکریم ارباب رجوع و سازمان‌دهی آسیب‌های اجتماعی یعنی رسیدگی به صدها هزار سهام‌دار و سپرده‌گذار پدیده، میزان، ثامن‌الحجج، پردیسان و ده‌ها مورد مشابه دیگر. اینکه دیگر تصویب‌نامه جدید و سازمان تازه و جلسات دور و دراز نمی‌خواهد!
مردم برخی چیز‌ها را می‌بینند و برخی خبر‌ها را می‌شنوند که باعث حیرانی تک‌تک سلول‌هایشان می‌شود و در‌می‌مانند چه کنند و چه بگویند! یک نمونه‌اش موضوعات همین جلسه شورای عالی اداری اخیرکه با حضور انبوهی از دولتمردان و معاون‌اول رئیس‌جمهور تشکیل شد و اخبارش به صدر همه رسانه‌ها رسید.
اصولا هر وقت به انتخاباتی نزدیک می‌شویم، این دلسوزی‌ها بیشتر می‌شود، اما واقعا افکار عمومی معنی برخی رفتار‌ها و گفتار‌ها را نمی‌تواند درک کند. مثال دیگر این کشف‌های اخیر کالاهای قاچاق است. مثلا مغازه‌‌ای در فلان خیابان پلمب شده و صد و چند میلیون ریال کالای قاچاق در آن پیدا و ضبط شده‌است.
بنده نوعی این خبرها را می‌خوانم و هم‌زمان، از رسانه‌ها می‌شنوم در بسیاری از اقلام، بیش از ٩٠‌درصد آنچه در بازار به ملت فروخته می‌شود قاچاق است. می‌روم به بقالی محله و انبوه کالاهای قاچاق جلوی چشمم رژه می‌روند، به طوری که نمی‌دانم کدام‌یک را اینجا مثال بزنم! فی‌‌المثل، سیگار! سال‌ها پیش یک مقام ارشد در رسانه ملی یک مارک سیگار را مثال زد و گفت ١٠٠در‌صد این محصول قاچاق است، اما همه‌جا هم هست. بعد هم محاسبه کرد که اگر میزان این قاچاق را بار تریلی کنیم، طول صف این تریلی‌ها ١۶‌کیلومتر می‌شود. بعد هم سوال پرسید که این‌ها چطور قاچاق می‌آیند که از سیگار ساخت دخانیات خودمان سالم‌تر و شیک‌تر به بازار ما در اقصانقاط مملکت می‌رسند، آن هم در این حجم هولناک! این فقط یک مارک سیگار از یک قلم کالای قاچاق بود. حالا تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
با این اوصاف، آیا مردم حق دارند به این جلسات، به اخبار توقیف چند کارتن کالای قاچاق در مغازه‌ها و‌... به دیده طنز بنگرند یا نه؟!

منبع : شهرآرا آنلاین - کدخبر 70125
25 مهر 1395




نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پشت پرده حمایت آمریکا از آل سعود در جنگ با یمن

تاریخ:سه شنبه 27 مهر 1395-03:13 ب.ظ


آمریکایی‌ها، حوثی‌ها را متهم کرده‌اند که از مناطق تحت کنترل خویش، موشک‌هایی را به سوی کشتی‌های این کشور در دریای سرخ شلیک می‌کنند.
دولت و نیروهای مقاومت یمن این اتهام را بشدت رد کرده‌اند و اما کاخ سفید بر آن اصرار داشته و حتی پس از این اتهام، به اهدافی در خاک یمن حمله کرده است.
این پافشاری واشنگتن و بهانه‌جویی آشکار این کشور، نشان از مقاصد پشت پرده آن‌ها برای ورود مستقیم در جنگ یمن دارد. سه دهه پیشتر شاهد رفتار مشابهی از آمریکایی‌ها در خلیج فارس بودیم. در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی، بویژه وقتی نشانه‌هایی از استیصال ارتش بعث در برابر ایران پدیدار شد، غرب و در رأس آن‌ها آمریکا که نگران تشدید پیشروی‌های ایرانیان شده بودند، برای نجات صدام از باتلاقی که گرفتار آن شده بود و برای تغییر روال در صحنه‌های نبرد، به بهانه‌هایی واهی، به طور مستقیم وارد نبرد شده و تا حد زیادی اوضاع را به نفع صدام تغییر دادند.
شاید بسیاری از تحلیلگران سیاسی بر این باور باشند که آمریکایی‌ها به دنبال پیروزی ریاض در جنگ با یمنی‌ها هستند، اما حقیقت چیز دیگری است. واشنگتن ترجیح می‌دهد سعودی‌ها همواره در وضعیتی قرار داشته باشند که از هر نظر نیازمند واشنگتن بوده و برای حفظ روابط خود با آمریکا حاضر به پرداخت هزینه‌هایی گزاف باشند. «اوباما» در هفته‌های پایانی حکومت خود به سر می‌برد و روشن است در این وضع حاضر نباشد دست به تغییر عمده‌ای در قبال روابط خود با ریاض بزند،اما این بدان معنا نیست که آمدن فردی دیگر حتی از حزب مخالف باعث تغییر زیادی در مناسبات واشنگتن و ریاض بشود. شاهد این مسأله، قرارداد عجیب یک میلیارد و دویست میلیون دلاری آمریکا با سعودی‌ها برای فروش جنگ افزارهای جدید است، آن هم در زمانی که تمام جهان تحویل سلاح به آل سعود را به خاطر کشتار زنان و کودکان یمنی تقبیح می‌کند. در چنین وضعی آمریکایی‌ها در رسانه‌ها مدعی می‌شوند، به ریاض چک سفید امضا نداده‌اند، اما در عمل آن‌ها همزمان با امضای قراردادهای درازمدتی که سال‌های سال پس از اوباما نیز تداوم خواهد داشت، به فکر سودهای کلان خود از رهگذر تجارت با آل سعود و چرخاندن چرخ کارخانه‌های عظیم اسلحه سازی خویش هستند!
برای کاخ سفید بهترین اتفاق، تداوم وضعیت نه جنگ و نه صلح بین یمن و عربستان است. واشنگتن با این حال اوضاع آشفته درون عربستان را نیز رصد می‌کند. اختلاف‌های عمیق میان شاهزادگان برای جانشینی پادشاه نیز از موضوعات مهم مورد نظر کاخ سفید در این کشور است. آمریکایی‌ها حتی برای فروپاشی عربستان نیز برنامه دارند سناریویی که چندان دور از ذهن هم نیست.
آمریکایی‌ها یک عربستان ضعیف را که برای تداوم حیات خود، بشدت نیازمند رابطه با کاخ سفید باشد، بهترین گزینه می‌دانند و بر همین اساس سیاست‌های کج‌دار و مریز خود را تداوم می‌دهند و البته عملکرد ناپخته سیاستمداران مغرور و مدعی سعودی‌ها نیز به کاخ سفید برای رسیدن به اهدافش، بیشتر از همه یاری می‌رساند.

منبع : قدس آنلاین - کدخبر 464976
25 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آتش‌نشانی که آتش عقده‌های عده‌ای را خاموش کرد

تاریخ:سه شنبه 27 مهر 1395-03:01 ب.ظ


مدتی است که برخی رسانه‌های داخل و خارج ایران از یک سو و برخی جریان‌های موجود در فضای مجازی از سوی دیگر، اخبار مهاجرین افغانستانی مقیم ایران را با رویکردی ناسالم پوشش داده و اغلب جنجال‌هایی را سبب می‌شوند که برای مناسبات برادرانه هردو ملت و دولت خطرناک است. با کمال تاسف، در این میان و خاصه در فضای مجازی، جدای از طیف مغرضین، جمعی از ایرانیان و افغانستانی‌ها نیز به نیت اصلاح و دلسوزی، در دام این فرصت‌طلبان که به‌واقع دشمن هردو ملت هستند، افتاده و هیزم‌کش معرکه شده‌اند و با پخش پیام‌های هدف‌دار و دامن‌زدن به این دشمنی پنهان، عملا و نادانسته، به ابزار دست جماعتی بدل می‌شوند که از ریشه، سودای پلید دیگری در سر داشته و غم‌خوار هیچ‌کدام از طرفین نیستند.
قصه درگیری تعدادی از اتباع غیرمجاز افغانستانی در شیراز و انتشار تصاویری از آن‌ها در وضعیتی نامناسب و نیز خبر تجاوز و قتل یک دختربچه افغانستانی در ورامین توسط یک نوجوان ایرانی، در شمار داغ‌ترین این اخبار بود که هیاهوی بسیاری را سبب شد. برای هردو مورد، من خود که با هردو جامعه ایران و افغانستان آشنایی کافی دارم، دست‌به‌قلم شدم و گفتنی‌ها را گفتم. در اینجا سر تکرار آن گفته‌ها را ندارم، اما هم‌زمان با همان خبرها، رسانه‌های جهان اخبار هولناکی از رفتار نظامیان آمریکایی با غیرنظامیان و مردم افغانستان منتشر کردند و حیرت‌آور بود که مهاجمان به ایران و ایرانیان و به‌ویژه رسانه‌هایی که این دست از اخبار مهاجرین افغانستانی را در ایران به‌شدت پیگیری می‌کردند و پیرامون آن جنجال و هیاهوی بسیار می‌آفریدند، کوچک‌ترین واکنشی به این خبرها نشان ندادند. مثلا دقیقا همان روزها، «گاردین» گزارشی از اعضای تیپ پیاده‌نظام آمریکایی‌ها در ولایت قندهار منتشر کرد که انصافا هولناک بود. در این گزارش، تصریح شده‌بود ١٢ سرباز آمریکایی با تشکیل یک تیم تحت عنوان «مرگ مخفی»، برای سرگرمی دست به کشتن غیرنظامیان افغانستانی، آن هم فقط به قصد تفریح و سرگرمی، می‌زده‌‌اند.
آن‌ها شهروندان را به طور تصادفی انتخاب کرده، آن‌ها را با نارنجک منفجر یا با گلوله کشته و انگشتان آن‌ها را به‌عنوان یادگاری و نشانه پیروزی و غنیمت جنگی، جمع‌آوری می‌کرده‌اند.
معلوم نیست آن‌هایی که برای خبر مثلا در قفس گذاشتن مجرمان مهاجر افغانستانی (که البته کار ناشایستی بود) یقه خود را جر می‌دادند، چرا اخبار هولناکی نظیر این را که دیگر نه در کشور‌های خارجی، که در خاک و خانه خود افغانستانی‌ها رخ می‌دهد، ندیده و خود را به خواب می‌زنند؛ اما بعد، شنیدم گروهی در کابل با شعار‌های انسان‌دوستانه، تصویر ستایش، دخترک مظلوم و مقتول افغانستانی در ورامین، را بر روی دیوار‌های سفارت ایران در کابل نقاشی کرده‌اند و نیز در چند نقطه دیگر این شهر.
ابتدا می‌خواهم به این دوستان اگر نیتشان خیر است بگویم که در یک اجتماع، حوادثی از این دست ناگزیر است و ربطی به ملیت و مهاجر و میزبان‌بودن ندارد.
چه بسا اگر بخواهیم زنان و کودکان و دیگر ایرانیانی که در طول بیش از سه دهه به دست اتباع خارجی در خاک و خانه خودشان، گاه به فجیع‌ترین شکل، سلاخی شده‌‌اند را بهانه کرده و تصویر آنان را بر سفارت ممالک آن‌ها در تهران نقاشی کنیم، شاید تمام آن سفارت و بلکه آن خیابان و محله‌ای که سفارت مربوطه در آن واقع شده نیز کم بیاید!
این نکته تلخ را یادآوری کردم تا دریابیم انسان‌ها برای وصل‌کردن آمده‌‌‌اند و نه انقطاع. هنر شما وقتی کارساز است که باعث ایجاد اخوت و نزدیکی ملت‌ها شود، نه افتراق و گسترش دشمنی میان آن‌ها. تلخ‌تر آنکه همین کار را هم تحت تاثیر کسانی انجام دهید که پشت پرده، عواملی اجیر شده‌‌اند و از دلسوزی شما برای رسیدن به اهداف پلید خود بهره می‌برند. پس با کمی تعقل، سعی کنیم بازیچه آن‌ها نشویم. باری، پیش از پایان مطلب، یک خبر و نکته مهم دیگر را هم یادآوری
می‌کنم.
دقت کرده‌اید آن‌ها که به دنبال بزرگ‌نمایی این اخبارند، هرگز اخبار مثبت و جذاب حاکی از روابط عمیق و برادرانه دو ملت و دو کشور را اصولا نمی‌بینند؟ یعنی تعمد دارند از کنار آن بگذرند. این برای شما جای سوال و تردید نشده‌است؟
هفته گذشته، در یک تونل متروی تهران، چاهی ریزش کرد و یک کارگر افغانستانی در آن گرفتار شد. بلافاصله، نیروی‌های آتش‌نشانی وارد عمل شدند. علی‌رغم خطر بسیار و احتمال بسیار زیاد فوت کارگر مذکور، یکی از آتش‌نشان‌ها برای نجات وی داوطلب می‌شود و خود را به قلب خطر می‌زند. با کمال تاسف، او موفق نمی‌شود و خودش نیز در این راه جان شیرینش را فدا می‌کند. آقا یا خانم، برادر و خواهر ایرانی و افغانستانی که دنبال کوچک‌ترین خبر منفی درباره مهاجرین افغانستانی در ایران می‌گردی تا هزارجا کپی‌اش کنی! عزیزان افغانستانی که عکس ستایش را روی دیوار سفارت ایران در کابل نقاشی می‌کنید! اسم آن آتش‌نشان مهدی حاجی‌پور بود. زن و فرزندانی داشت که منتظرش بودند. شما ادای حمایت از افغانستانی‌ها را در فضای مجازی درآوردید، اما او جانش را فدای این باور کرد و حیرتا که هیچ‌کدام شما او را ندیدید، خبرش را دست‌به‌دست نکردید و هنرمند دلسوزی در کابل عکسش را در هیچ‌کجا نقاشی نکرد! امیدوارم آن‌ها که در هردو طرف دلسوز واقعی‌اند، در چنین بزنگاه‌هایی، خائن را از خادم بازشناسند.

منبع : شهرآرا آنلاین - کدخبر 80087
24 مهر 1395




نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

همه مدعیان موصل!

تاریخ:یکشنبه 18 مهر 1395-01:33 ق.ظ


رسانه‌ها گزارش دادند، توپخانه ارتش ترکیه مستقر در شمال موصل، مناطقی را بشدت گلوله باران کرده و بر اثر آن دو نفر کشته و چهار نفر زخمی شدند. همزمان خبر رسیده که آنکارا مدعی شده است، در حملات به موصل و آزادسازی این شهر شرکت خواهد کرد و در حال آماده کردن صدها تن از نیروهای خود برای انجام این عملیات است. این اخبار با واکنش شدید دولت عراق رو به رو شده و حتی آمریکایی‌ها نیز این اقدام ترک‌ها را محکوم کرده و مدعی شده‌اند، نیروهای ائتلاف در آزادسازی موصل نقش مهمی خواهند داشت، اما حضور مستقل و مستقیم آنکارا برای این منظور، تصمیم نادرستی است. با این برخوردها معلوم نیست که آیا اردوغان بر وارد کردن ارتش برای حمله به موصل اصرار خواهد کرد یا از تصمیم خود عقب خواهد نشست.اما چرا با وجود احتمال وقوع جنگی سخت و تلفات بالا در نبرد با نیروی اصلی داعش که به واقع حافظ پایتخت این گروه در عراق است، ترکیه اصرار دارد یگان‌هایی از ارتش را به میدان نبرد بفرستد؟ برای آنکارا حضور در عراق بسیار مهم است، هم از نظر کنترل تحولات یک کشور همسایه و مهم‌تر از آن، بررسی وضعیت کردهای پ.پ.ک که مقر اصلی آن‌ها در کوهستان‌های شمال عراق است. ترکیه از دیرباز از ترکمان‌ها در عراق حمایت جدی می‌کند و این حمایت اکنون هم ادامه دارد. هم اکنون نیز ارتش این کشور بیشتر در مناطق و روستاهایی اردو زده و پایگاه ایجاد کرده که به ترکمان‌ها تعلق دارد. اردوغان در عراق به خاطر آنچه آمد، به فکر حفظ کارت‌های خود و داشتن نقش مؤثر در تحولات پیش رو و نیز فقط همین نقش و تأثیر برای ترکمان‌هاست.از طرف دیگر ترک‌ها بیشتر و بهتر از هر کسی می‌دانند، زمانی که نبرد موصل نهایی شود و آمریکایی‌ها نیز وارد جنگ شوند، معنایش آن خواهد بود که کار داعش تمام است و احتمالاً بخش عمده امکانات و نیروهای آن از موصل منتقل شده‌اند، بنابراین وقتی زمان نبرد نهایی موصل برسد، چندان پیچیده نخواهد بود و هر کسی زودتر وارد شهر شود و بخش‌های راهبردی آن را به کنترل خویش درآورد، در ادامه نیز شبیه آنچه در حلب رخ داد، نقش تعیین کننده‌ای در تحولات آینده خواهد داشت. عراقی‌ها که خوب می‌دانند این به ظاهر کمک امروز ترک‌ها برای حمله به موصل فردا ممکن است با سوءاستفاده از ترکمان‌ها به یک باج خواهی پردردسر منجر شود، از هم اکنون با این رویه بشدت مخالفت کرده‌اند. آمریکایی‌ها هم اگر چه پشت عنوان و پرچم ائتلاف پنهان شده‌اند، اما در عمل خودشان را همه کاره می‌دانند و به دنبال رقیب تراشی برای خویش نیستند، بنابراین برآنند اگر ترکیه قصد  دارد در آزادسازی موصل نقش ایفا کند، باید در قالب فرماندهی آنان وارد کارزار شود، نه مستقل، این در حالی است که برای تحقق آرزوها و نقشه‌های خود در عراق با رویکرد واشنگتن در مواردی همسو نیست.


منبع: قدس آنلاین - کدخبر 462503
15 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کاش نذر کتاب را جدی بگیریم

تاریخ:چهارشنبه 14 مهر 1395-09:08 ب.ظ

آن‌ها که در حوزه وقف مطالعاتی دارند، از این سنت دلنشین و آسمانی، نمونه‌های کاربردی فراوانی دیده‌اند. 
وقف و واقفان در اداره امور مسلمین، همواره یکی از ابزار قدرتمند و موثر زمام‌داران مسلمان بوده‌اند. 
هرکجا نیاز و کمبودی سر بر می‌کرده، واقفان با نثار و هدایت اموال و توانایی‌های خویش به آن‌سو، باری از دوش مردم برداشته و منجی اجتماع خویش می‌شده‌اند. 
هنگام شنیدن واژگان «وقف»، «واقف»، «موقوفات» و امثالهم، بسیاری از شنوندگان و مخاطبان که اطلاعات کاملی در این زمینه ندارند، تصورات محدودی برایشان پدید می‌آید.
اغلب فکر می‌کنند وقف به عرصه زنده نگهداشتن محافل سوگواری یا جشن‌ها و مناسبت‌های مذهبی یا تربیت طلاب علوم دینی و امثالهم محدود و مرتبط است. 
حال آنکه حسنه و سنت درخشان وقف، دایره و کارایی شگفت دارد و قادر است گره‌های کور اجتماعی بسیاری را در جوامع اسلامی باز کند. 
چنان‌که در طول تاریخ هم بسیار چنین شده و ما در تاریخچه وقف موضوعات خاصی داریم که انصافا ویژه و قابل مطالعه‌اند. 
باز یادآوری می‌کنم، هر کجا مردم دچار سختی و زحمتی می‌شده‌اند، همواره واقفانی بوده‌اند تا با اتکا به این سنت عالی، وارد میدان شوند تا خیال مردم آسوده شود. مثلا طی اوایل دهه١٣٢٠ و در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم در همین مشهد خودمان، به دلایلی که در حوصله این نوشتار نیست، سگ‌های ولگرد رو به ازدیاد نهاده و چنان فراوان شدند که به‌ویژه در ساعات تاریکی هوا، آمد و شد شهروندان خطرناک و مختل شده بود.به‌ویژه که پس از قحطی‌های بعد از جنگ عموم این سگ‌ها، وحشی و مهاجم و دچار بیماری‌های خطرناکی بودند و گله‌های پرتعدادشان در هر سوی شهر ول بودند. 
کم‌کم چنان زیاد شدند که شهرداری شهر و دیگر مراکز مسئول از عهده جمع‌آوری این‌ها برنیامده و کار را رها کردند و همین سبب شد اوضاع بسیار خطرناک‌تر و وخیم‌تر شود و مردم به تنگ آیند و زندگی روزمره‌شان مختل شود.
مشهور است یکی از وقف‌نامه‌های بسیار بموقع، موثر و کاربردی و جالب و قابل مطالعه تاریخ وقف در خراسان، وقف‌نامه‌ای است که مرتبط با این ماجرا پدید آمد. 
واقف خداشناسی، موقوفه پرثمری را وقف این مهم کرد و بنا شد از محل درآمد این موقوفه، سگ‌های مزاحم مجاوران و زوار در مشهد، جمع‌آوری شوند و گویا به این ترتیب، معضلی که می‌رفت تا به یک بحران شهری بدل شده و ساکنان یک شهر را گرفتار کند، با سرانگشتان واقفی خداشناس و البته وقت‌شناس از طریق سنت آسمانی وقف، به‌سادگی حل شد. 
باری غرض از این مقدمه طولانی که عملا به اصل مطلب امروز بدل شد، یادآوری این مهم است که بسیاری از این سنت‌های اسلامی ظرفیت‌های پیچیده و درخشانی را در خود نهان دارند. 
این نخبگان و متفکران ما و به دنبالشان رسانه‌های ما هستند که باید جامعه را به سوی این چشم‌اندازهای نو از این سنت‌های مهم تاریخی سوق دهند. 
در آستانه ماه محرم، به طور خاص اشاره‌ام به نذورات معمول در این ماه است که باز سنتی پرافتخار و ریشه‌دار است. 
اما به باور این قلم می‌شود به‌جای نذر شله‌زرد و بردن کاسه کاسه آن به درب منازل همسایگان، ده‌ها کتاب با عناوین محتوای عاشورایی تهیه کرد که بی‌شک قیمتش از آن غذاهای نذری کمتر هم می‌شود و در هر خانه یک کتاب عاشورایی نذری به صاحبخانه تقدیم کرد. 
تردید نکنید آن کتاب در آن خانواده، ماه‌ها و سال‌ها دست به دست می‌چرخد و معرفت عاشورایی را نشر می‌کند و تاثیرش حتما از یک کاسه شله و شله‌زرد بیشتر خواهد بود. 
کاش سخنوران دلسوز ما در این ماه بر منبرها، مردم را راهنمایی کنند تا نذر کتاب هم در کنار نذورات دیگر، در مناسبت‌های این‌چنینی جای خود را باز کند. ان‌شاءا... 

منبع: شهرآرا آنلاین - کدخبر 69917
14 مهر 1395




نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چالش دولت وحدت ملی با طالبان پس از صلح با حکمتیار

تاریخ:چهارشنبه 14 مهر 1395-09:02 ب.ظ



همه ساله همزمان با شروع فصل سرما، از شدت حملات طالبان در سراسر افغانستان کاسته می‌شود و برعکس با آغاز فصل بهار و گرم شدن هوا، یورش‌های آنان بویژه در نبردهای میدانی و بیرون از کابل، شدت می‌گیرد. امسال هم پیش‌بینی می‌شود در استان‌های سخت گذر کوهستانی نظیر بدخشان که در سال جاری طالبان پیروزی‌های قابل توجهی در آن‌ها داشته‌اند، کم کم هر دو طرف خطوط نبرد به حفظ و تثبیت همه آنچه دارند، بسنده کنند تا آغاز فصل گرم و آب شدن برف‌ها، بویژه آنکه در مناطق کوهستانی، همیشه زمستان زودرس کار جابه جایی نیروها و فراهم کردن تمهیدات عملیات‌های بزرگ را سخت‌تر می‌کند و این به معنای فروکش کردن کلیت حملات طالبان نیست. آن‌ها هر سال با رسیدن به فصول سرد و کاهش فعالیت‌ها در نبردهای رودررو، بر تعداد عملیات‌های شهری خود می‌افزایند. در سال جاری و بویژه ماه‌های اخیر، دولت وحدت ملی و بویژه «اشرف غنی» تبلیغات مفصلی در مورد پیوستن «گلبدین حکمتیار» و حزب او به جریان صلح به راه انداخته و به دنبال بهره‌برداری از این موج رسانه‌ای هستند. در سمت دیگر طالبان تلاش خواهد کرد با افزایش حملات انتحاری، این نمایش را بی‌اعتبار کند و نشان دهد پیوستن حکمتیار به دولت، نه تنها تأثیری در کاهش درگیری‌ها ندارد، بلکه اگر آن‌ها اراده کنند، قادرند بر شدت ناامنی‌ها افزوده و در عمل دولت وحدت ملی را در این حرکت رسانه‌ای نیز ناکام گذاشته و نزد افکار عمومی بی‌اعتبار سازند.
در چنین وضعیتی این پرسش پیش می‌آید که آیا با افزایش انتحاری‌ها و حملات کورشهری، سران دولت وحدت ملی در رسیدن به اهداف خود از صلح با حزب اسلامی ناکام خواهند ماند؟ حقیقت آن است که در دولت فعلی، نیمی از قدرت اصولاً با تردید و بسیار محتاطانه به این پروژه می‌نگریست، به طوری که دست کم چهره‌های سرشناس منسوب به جریان دکتر عبدالله یا در جلسات رسانه‌ای مربوط به این رویداد حاضر نشده و یا در مقابل آن مواضعی بسیار محتاطانه اختیار کردند و در مواردی هم برخی آشکارا به مخالفت با آن برخاستند. اما چرا؟ آیا آن‌ها از دستیابی به صلح مأیوسند یا در این مورد خاص پشت پرده‌هایی هست که افکار عمومی از آن بی‌خبرند؟
پس از تشکیل دولت وحدت ملی، دکتر عبدالله در عمل به نماینده بخش عمده احزاب جهادی در حکومت و دکتر اشرف غنی به نماینده تکنوکرات‌های سکولاری که با حمایت مستقیم غرب درصدد گسترش حوزه نفوذ و قدرت خود بودند، تبدیل شدند. بسیاری برآنند که اشرف غنی، هوشمندانه با افزودن گلبدین حکمتیار و حزب اسلامی (که سابقه جهادی بسیار مهمی دارد) به تیم خود، دکتر عبدالله و جناح منتسب به وی را در جبهه انفعال قرار داده و برگ برنده دیگری در بازی با رقیب خویش رو کرد. حالا او فقط نماینده فن سالاران یا تکنوکرات‌هایی نیست که پس از پایان جهاد و روزهای سخت نبرد به کشور بازگشته و سهمی از قدرت می‌خواهند، بلکه جریان قدرتمندی از مجاهدان سابق را نیز با خود دارد. اکنون می‌توان دریافت که صلح با حکمتیار نه فقط برای کاستن از درگیری‌ها که برای نیل به مقاصدی دیگر در کابل رقم خورد!

منبع: قدس آنلاین - کدخبر 461823
13 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سیلوی موشک‌های دوربرد ما ، در سالن همایش‌های برج میلاد!

تاریخ:دوشنبه 12 مهر 1395-05:11 ب.ظ



همایش باشکوهی بود، به‌ویژه آنکه عموم چهره‌های شیفته هنر مقاومت، از ارباب سرشناس سینمایی آن تا مسئولان رده بالای سیاسی و نظامی مرتبط، زیر یک سقف در تالار اصلی همایش‌های برج میلاد گرد آمده بودند. 
سه دوره است که من افتخار دارم در این جشنواره منحصر به فرد، داور بخش مستند باشم و الحق و الانصاف دو سال شاهدم که لااقل در بخش مستند سینمای مقاومت، ما شاهد جهشی باور نکردنی و بدون اغراق شاهد وقوع معجزه‌ای تمام عیار توسط نسل جوانیم.
بنا داشتم در مراسم اختتامیه پس از تقدیم جوایز به برگزیدگان، چند جمله‌ای سخن گفته، نکاتی را یادآور شوم اما سرعت اجرا زیاد و طبق معمول زمان محدود بود. 
لذا آن نکات را اینجا گوشزد می‌کنم. باشد که ان‌شاءا... هم مسئولان مربوطه حاضر در آنجا و هم از باب برکت رسانه مکتوب، دیگر بزرگواران دست‌اندرکار مقوله سینمای مقاومت این سطور را ببینند و به امید خدا ترتیب اثری بدهند.
می‌خواستم به مدیران سینمایی و سرداران دلسوز حاضر در اختتامیه آن رویداد، نقل یک عکس را بگویم. چندی پیش تصویری را در رسانه‌ها دیدم که نشانگر انبارها و سیلوهای وسیع و لبریز از موشک‌های دوربرد و نقطه‌زن ما بود . 
یکی از دلیرمردان نظامی ما هم ذیل این عکس یادآور شده بود ایران اسلامی انبوهی از این سیلوها دارد که از چنین تجهیزاتی لبریزندبی‌گمان این تصویر در دل تمام دشمنان این آب و خاک هراسی سخت می‌افکند و اسباب افتخار و اقتدار نظام اسلامی این سرزمین بود.
باری سخن من این بود که درکنار کار درست و جسورانه نمایش آن سیلوها، باید تصویری هم از سالن همایش‌های برج میلاد در اختتامیه جشنواره فیلم مقاومت گرفته و در کنار آن انبارهای مملو از موشک نمایش داده می‌شد.
سالنی که دیشب لبریز از نخبه، قهار، توانا و دلیرترین دست‌اندرکاران سینمای مقاومت ما منطقه و حتی جهان بود. 
باری مهم‌تر از جنگ جاری در روی زمین و در خطوط مقدم میادین نبرد، نزاع اصلی و نه‌چندان پنهان نظام اسلامی و مردم‌مدار ما که داعیه حمایت از تمامی مظلومان جهان را در مقابل نظام سلطه جهانی دارد، با افسران و فرماندهان فرهنگی استکبار در میادین رسانه‌ای آن‌هاست. 
در چنین معرکه‌ای ما مرغوب‌ترین و کارکشته‌ترین نیروها را تربیت کرده و امروز به عرصه رسانده‌ایم و لذا تصویر آن‌هاست که در کنار آن موشک‌ها پشت دشمن ما را به‌واقع می‌لرزاند.
جوهر کلامم آن بود که به این رزمندگان خطوط مقدم نبرد فرهنگی و رسانه‌ای مدد برسانیم. آن‌ها را دریابیم و در وسط میدان جنگ رهایشان نکنیم. 
تاکید دیگرم آن بود که راهی بیابیم تا تجربه موفق و شگفت این جشنواره منحصر به فرد، محدود به مرزهای ما باقی نماند. 
در گام اول، لااقل آن‌ها را به ممالک همسایه، به‌ویژه به افغانستان که هم‌زبان ما هستند و برای نمایش این آثار و برگزاری محفلی مشابه حتی نیاز به ترجمه و زیرنویس تولیداتمان نیست، تسری دهیم. 
آن‌ها تشنه سینمای مقاومت‌اند. امیدوارم مسئولان مربوطه آستین بالا بزنند و به‌زودی زود شاهد برگزاری جشنواره فیلم مقاومت در کابل باشیم. 

منبع: شهرآرا آنلاین - کد 69862
12 مهر 1395




نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اتحاد با اژدهای زرد، سیاست جدید کاخ سرخ!

تاریخ:دوشنبه 12 مهر 1395-11:30 ق.ظ


چندماه پیش بود که سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، سطح همکاری میان کشورش و جمهوری خلق چین را بهترین نمونه از روابط بین کشورها دانست. حالا مطابق آنچه خبرگزاری «اسپوتنیک» گزارش کرده است، ایگور مورگولوف، معاون لاوروف نیز پنجشنبه گذشته در شصت و هفتمین سالگرد تأسیس جمهوری خلق چین گفته است: «روسیه صادقانه از دستاوردها و موفقیت‌های پکن که شریک دو جانبه و بین‌المللی ماست، خوشحال است. ما صادقانه قدردان مناسبات خود با چین بوده و این روابط را بهترین روابط میان دو کشور در طول تاریخ می‌دانیم.»
جز آنچه آمد، طی ماه‌های اخیر توسط مقام‌های متعدد روس‌ها بر نوعی روابط منحصر به فرد میان آن‌ها با پکن تأکید شده است. بتازگی پوتین طی اظهاراتی با حسرت از روزگار «شوروی بزرگ» یاد کرده و گفته است، اگر مدبرانه عمل می‌شد، امکان حفظ آن امپراتوری وجود داشت... . این همه نشان می‌دهد کرملین دست کم تا زمانی که زمامداری آن با ولادیمیر پوتین است، درصدد احیای نقش ابرقدرت شرق در منطقه و جهان است. حضور مؤثر روس‌ها در معادلات سوریه و عراق، قاطعیت آن‌ها در الحاق شبه جزیره کریمه به خاک خود، ورود مؤثر به مناقشه‌های منطقه‌ای دیگر، اما بسیار مهمی نظیر درگیری‌های یمن و تحولات افغانستان، همه و همه نشانگر آن است که مسکو آماده می‌شود تا بار دیگر نقش پیشین خود را به عنوان یکی از طرفین اصلی در هر اتفاق مهم جهانی احیا کند.
روس‌ها برای بازگشت به مسکو و جایگاه سابق خویش، علاوه بر تجدید قوای نظامی که سرگرم انجام آنند، نیازمند یک بازسازی اقتصادی از یک سو و ایجاد یک جبهه نیرومند دیپلماتیک از سوی دیگرند. برای رسیدن به هر دوی این موارد، پکن می‌تواند بهترین شریک تلقی شود. همانند کرملین، چینی‌ها نیز در پاره‌ای از امور، به طور جدی با آمریکا و متحدان غربی‌اش دچار تنش و اختلافات ریشه‌ای هستند. بخشی از این تضاد منافع بر سر مناطق و جزایری در دریای چین جنوبی بروز کرده و تا هنوز هم ادامه دارد. در بعد اقتصادی نیز پکن را اژدهای زرد می‌نامند. این اژدها به اذعان خود طرف‌های غربی در حال بدل شدن به لوکوموتیو اقتصاد جهان و حذف ایالات متحده از این مقام است. از سوی دیگر چینی‌ها یک امتیاز منحصر به فرد دیگر نیز دارند که بسیار به کار روس‌ها می‌آید و آن عضویت دایم در شورای امنیت سازمان ملل و داشتن حق وتو است. این همه در کنار یک ارتش اتمی بسیار بزرگ از پکن یک متحد تمام عیار برای امروز روس‌ها می‌سازد. آن‌ها در قدم اول برآنند تا با همکاری چین و اقتصادهای نوظهور دیگر در مجموعه «بریکس» کار ‌کنند تا گردش دلار در معاملات جهانی مختل شود. در این صورت نخستین قدم برای به زیر کشیدن کاخ سفید از جایگاه فعلی‌اش در جهان برداشته شده است. در قدم بعدی برای پیشبرد اهداف منطقه‌ای و بین‌المللی خویش در سازمان ملل، کرملین نیاز مبرمی به چینی‌ها دارد. پشتوانه نظامی پکن هم در بزنگاه‌ها می‌تواند کفه مناسبات روسیه را با طرف‌های غربی سنگین‌تر کند. به این دلایل مقام‌های روس تا این حد سخن از نزدیکی با چین می‌زنند، اما باید منتظر ماند و دید چشم بادامی‌ها در ازای گسترش این مناسبات از کاخ سرخ چه چیزی طلب می‌کنند.

منبع: قدس آنلاین - کدخبر 461076
11 مهر 1395



دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ترامپ یا کلینتون، مسأله این نیست!

تاریخ:دوشنبه 12 مهر 1395-11:21 ق.ظ


«به نظر من کم خردی چون ترامپ برای کشور ایران در طولانی مدت نفع خواهد داشت...». این سطر یکی از اظهارنظرهای ذیل خبر مناظره «هیلاری کلینتون» و «دونالد ترامپ» در فضای مجازی است. پریشب این مناظره برای تمام جهان و به صورت زنده از عموم رسانه‌های جهان نشر شد. به عقیده برخی این مناظره پربیننده‌ترین از نوع خود در تاریخ ایالات متحده آمریکا بوده است و برخی با چاشنی هیجان آن را پربیننده‌ترین برنامه در تاریخ تلویزیون‌های دنیا دانسته‌اند.
چنانکه ناگفته قابل پیش‌بینی است، در برنامه‌ای که مخاطب آن بناست عموم مردم جهان باشند و از سوی دیگر بیشتر مردم آمریکا و مدعوین هم بنا بر کسب آرای مخاطبان و جلب نظر آن‌ها به هر قیمت را دارند، کمتر باید منتظر حرف حساب و قابل تأمل بود. عموم مردم در چنین برنامه‌هایی بیشتر از آنکه فحوای گفتار طرفین مهم باشد، نوع مواجهه آن‌ها با رقیب اهمیت دارد. به دلیلی که آمد، بنای پرداختن به گفته‌های مطرح شده در این مناظره را ندارم، اما هر بار که دنیا با انتخاباتی از این نوع در آمریکا یا اروپا رو به رو می‌شود، عده‌ای در داخل کشور سعی دارند با نشانه شناسی‌های گوناگون توضیح دهند که برنده شدن کدام طرف به نفع ما و یا به ضرر ماست. هر بار اما دیده‌ایم رفتار طرف‌های غربی با تهران به هیچ وجه با عوض شدن احزاب حاکم آن‌ها عوض نمی‌شود. بسیاری از اوقات حتی این پیش‌بینی‌ها معکوس از آب درآمده است. در حال حاضر هم بسیاری پیروزی ترامپ را یک فاجعه برای ایران اسلامی دانسته و در عوض ادامه حاکمیت دموکرات‌ها را فرصت تلقی می‌کنند. اما همیشه شاید حقیقت همان باشد که این مخاطب فضای مجازی گفته و پیروزی ترامپ و سرکارآمدن یک دشمن احمق در کاخ سفید برای ما در نهایت بهره بیشتری داشته باشد.
در بخش پیش‌بینی نتایج انتخابات پیش رو در آمریکا، بسیاری از تحلیلگران داخلی تا چند روز پیشتر، پیروزی کلینتون را تقریباً قطعی می‌دانستند، اما در همین چند روز نتایج نظرسنجی‌ها در چند ایالت کلیدی به نفع ترامپ تغییر کرد. بیماری کلینتون و شایعات پیرامون ناتوانی او برای ریاست جمهوری نیز به تغییر آرای رقیبش کمک زیادی کرد. برخلاف آن‌ها که تصور می‌کنند با وجود نامزدی چون ترامپ که حماقت و خشونت توامانش را پنهان می‌کند، هر کس مقابل او می‌بود، به پیروزی می‌رسید و بر همین اساس بسیاری مدعی‌اند، کلینتون پیشاپیش برنده این بازی است، اما آمریکایی‌ها نشان داده‌اند از نامزدهای جنجالی اما احمق و خطرناک، چندان بدشان نمی‌آید. دنیا انتخاب «جرج بوش» پسر را فراموش نکرده است. باید منتظر ماند و دید آیا رأی  دهندگان آمریکایی، یک بار دیگر دنیا را با انتخابشان غافلگیر خواهند کرد یا خیر!

منبع: قدس آنلاین - کدخبر 460430
8 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آمریکای بدون نقاب در تحولات تازه سوریه

تاریخ:دوشنبه 12 مهر 1395-11:17 ق.ظ


آمریکا و متحدان اروپایی‌اش طی بیانیه‌ای خطاب به روسیه تأکید کردند که این کشور باید با آتش بس، سوریه را نجات دهد. از سوی دیگر همزمان با پیروزی‌های تازه ارتش سوریه و جبهه مقاومت، بویژه در «حلب»، لندن، پاریس و واشنگتن عجولانه خواستار نشست فوق‌العاده شورای امنیت شدند. این نشست هم تشکیل شد، اما چنانکه قابل پیش‌بینی بود، تنها تنش‌های پنهان را عمومی کرد و به رسانه‌های جهان کشاند. اکنون نبردهای میدانی در سوریه با شدت بیشتر به اتاق‌های سازمان ملل هم رسیده است. آمریکا و متحدان غربی‌اش که نیروهای تحت حمایت خویش را رو به زوال و مهم‌تر از همه حلب را در آستانه سقوط می‌بینند، قادر به حفظ نقاب آرامش و دیپلماسی ریاکارانه خویش نیستند. آن‌ها خوب می‌دانند تصرف حلب پایان دسیسه‌های چند ساله آنان در سوریه خواهد بود و مهر تأییدی بر پایان دعوای ماندن یا رفتن اسد.
نظر به آنچه آمد، آمریکا بشدت تلاش می‌کند تلافی ضعف تروریست‌های محاصره شده در حلب را در میادین دیپلماسی جبران کند، بنابراین همراه با متحدان خویش هجوم بی‌سابقه‌ای را علیه روسیه و متحدان بشار اسد تدارک دیده و برای کاهش فشار حملات هوایی روس‌ها که نقطه ضعف تروریست‌هاست، تهدید کرده که این نوع عملیات‌ها و حمایت از اسد توسط مسکو و تهران می‌تواند در آینده جنایت جنگی تلقی شود.
باید پذیرفت که برتری ظاهری امروز صدای معارضان سوری که نادانسته به پوششی برای حمایت از خونخواران و آدمکشان داعش و النصره بدل شده‌اند، به مدد ارتش رسانه‌ای غرب است. آن‌ها قادرند هر چه را که اراده می‌کنند به عنوان حقایق موجود سوریه به افکار عمومی جهان القا کنند. به طور مثال همین عصبانیت آن‌ها از حملات روس‌ها به مواضع تروریست‌ها و تظاهر به حمایت از جان غیرنظامیان یک نمایش تهوع‌آور خواهد بود، اگر کسی به دقت اخبار فتح شهر «منبج» را توسط نیروهای مورد حمایت آمریکا در سوریه و با پشتیبانی حملات سنگین هوایی این کشور دنبال کرده باشد.
در آن عملیات چون نیروی زمینی حمله کننده در مقابل داعش بسیار کم بود، هجوم سنگین هوایی جای خالی آن را پر کرد. در نتیجه بیش از 450 نفر بر اثر حملات هولناک و بمباران‌های بی‌سابقه آمریکایی‌ها در منبج کشته شدند. سپس در خبری کوتاه آن‌ها اعلام کردند که بیش از 80 درصد کشته شدگان غیرنظامی و بیشترشان زنان و کودکان بوده‌اند. البته تمام دنیا بسرعت از این خبر گذشت و باز به حملات روسیه و محاصره حلب برگشت. تجربه نشان داده، هر کجا تروریست‌ها کم می‌آورند، حامیان غربی آن‌ها حملات ایذایی رسانه‌ای خود را آغاز می‌کنند، اما باید پذیرفت که این شاید سنگین‌ترین جمله رسانه‌ای غرب علیه روسیه، ایران و حکومت اسد و برای حفظ تروریست‌ها بویژه در حلب از ابتدای این درگیری‌ها تاکنون بوده است. باید منتظر ماند و دید آیا مسکو و تهران چاره‌ای برای این حملات رسانه‌ای گاه به گاه دارند و در مقابل این یکی چه خواهند کرد؟

منبع: قدس آنلاین - کدخبر 459894
6 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خاطره‌ای شیرین از تاکسی‌رانی مشهد

تاریخ:دوشنبه 12 مهر 1395-10:58 ق.ظ


صبح سه‌شنبه ششم مهرماه عازم سفر شدم. از مشهد به شیراز. می‌خواستم ماشینم را با قطار بفرستم برود و خودم هوایی عازم شوم. اوایل وقت اداری ماشین را بردم. همه چیز با سرعت و خیلی خوب انجام شد. از تاکسی‌های راه‌آهن یک سرویس گرفتم برای فرودگاه. یک پیکان قدیمی بود. به نظرم رسید برای چنین خط شلوغ و پرتوریستی مناسب نباشد. اما راننده خوش‌مشربی داشت. پیرمرد باصفایی به نظر می‌رسید. با این حال از ابتدا تاکسی‌متر را نزد. در فرودگاه هم ۱۷هزار تومان کرایه طلب کرد. اول صبح و اول سفر حال جدل نداشتم. کاملا روشن بود، رقم خیلی بالاتری دارد می‌گیرد.

بازرسی اول فرودگاه صف بسیار طویلی بود. معلوم نیست با این همه مراجع، چرا فقط یک بازرسی است.

من با عصا بودم. لذا رفتم جلو و هنگام بازرسی به مامور مربوطه گفتم جانباز هستم و کارتم را نشان دادم. اما به محض گفتن جانبازم و ارائه کارت، همه چیز تغییر کرد. یک طرف را بستند و به همکارش گفت ایشان را بگرد. یک‌ربعی جیب‌های مرا خالی کرده و همه‌جای مرا گشتند و من عصبانی بودم، بیشتر ازآن‌رو که اتاقکی برای این کار نداشتند و جلوی صدها نفر این صحنه اتفاق می‌افتاد. ادب شدم که دیگر در گیت‌های بازرسی نیروی انتظامی حرف از جانبازبودنم نزنم!

پرواز من از هواپیمایی آتا ساعت ۱۲ از مشهد به مقصد شیراز بود اما پس از پذیرش بیشتر مسافران اعلام شد ۲ساعت تاخیر دارد. ما نوزاد همراهمان بود و این ۲ساعت که عملا ۳ساعت شد، بسیار سخت گذشت.

در سالن فرودگاه با خودم فکر می‌کردم چطور با عمل نکردن برخی به وظایفشان یک سفر به جای مفرح بودن از همان آغاز به کام آدم زهر می‌شود. آن از راننده تاکسی، آن از بازرسی ورودی فرودگاه و این هم از پرواز و در ترافیک شرکت مربوطه بعد از گذشت دوساعت، بسیاری از مسافران معترض جمع بودند. اما کسی پاسخ درستی نمی‌داد. به ذهنم رسید مشکلات پیش آمده را پیگیری کنم. در کمال ناامیدی از اینترنت ابتدا شماره شکایات تاکسی‌رانی مشهد را پیدا کردم و ماجرا را گفتم. شماره مرا گرفتند و قول پیگیری دادند. برای ماجرای بازرسی آدرس و شماره‌ای در اینترنت نبود. از طرفی در پیگیری این قبیل موارد گاه آدم را بدهکار هم می‌کنند. لذا بی‌خیال شدم. پیگیری تاخیر هم باید در ترافیک شرکت مربوطه انجام می‌شد که قصه‌اش را گفتم.

خدا می‌داند این تاخیرها کی بناست سامان پیدا کند. رفتاری که توهین مستقیم به مسافر است و بسیاری از برنامه‌های آنان و کل زندگی‌شان را گاه به هم می‌ریزد و بار دیگر درباره‌اش خواهم نوشت. اما دریغ کسی کاری نمی‌کند.

صبح روز بعد در شیراز و در هتل سر میز صبحانه بودم که با کمال حیرت تماسی از تاکسی‌رانی، بخش شکایات دریافت کردم. گفتند آن راننده احضار و توبیخ شده. شماره کارت مرا هم گرفتند و شش هزارتومان اضافه دریافت کرایه توسط راننده به حسابم در همان لحظه واریز شد. باورکردنی نبود اما این اتفاق افتاد. فقط خدا می‌داند چقدر خوشحال شدم که هنوز در این مملکت مراکزی هستند، از جمله بخش شکایات تاکسی‌رانی مشهد که برای مردم ارزش قائلند. آقای «فارسی» نامی به من تلفن کردند از شکایات تاکسی‌رانی و خبر پیگیری را دادند. آقای فارسی، مسئولان تاکسی‌رانی مشهد! آفرین به شما، کاش بقیه از شما یاد بگیرند!


منبع: شهرآرا آنلاین - کدخبر 69795

9 مهر 1395





نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :99
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...