تبلیغات
خطی بر آب - خاطره‌ای شیرین از تاکسی‌رانی مشهد

این وبلاگ توسط یکی از دوستداران قلم نوشته های جناب استاد محمدحسین جعفریان اداره می شود .

خاطره‌ای شیرین از تاکسی‌رانی مشهد

تاریخ:دوشنبه 12 مهر 1395-10:58 ق.ظ


صبح سه‌شنبه ششم مهرماه عازم سفر شدم. از مشهد به شیراز. می‌خواستم ماشینم را با قطار بفرستم برود و خودم هوایی عازم شوم. اوایل وقت اداری ماشین را بردم. همه چیز با سرعت و خیلی خوب انجام شد. از تاکسی‌های راه‌آهن یک سرویس گرفتم برای فرودگاه. یک پیکان قدیمی بود. به نظرم رسید برای چنین خط شلوغ و پرتوریستی مناسب نباشد. اما راننده خوش‌مشربی داشت. پیرمرد باصفایی به نظر می‌رسید. با این حال از ابتدا تاکسی‌متر را نزد. در فرودگاه هم ۱۷هزار تومان کرایه طلب کرد. اول صبح و اول سفر حال جدل نداشتم. کاملا روشن بود، رقم خیلی بالاتری دارد می‌گیرد.

بازرسی اول فرودگاه صف بسیار طویلی بود. معلوم نیست با این همه مراجع، چرا فقط یک بازرسی است.

من با عصا بودم. لذا رفتم جلو و هنگام بازرسی به مامور مربوطه گفتم جانباز هستم و کارتم را نشان دادم. اما به محض گفتن جانبازم و ارائه کارت، همه چیز تغییر کرد. یک طرف را بستند و به همکارش گفت ایشان را بگرد. یک‌ربعی جیب‌های مرا خالی کرده و همه‌جای مرا گشتند و من عصبانی بودم، بیشتر ازآن‌رو که اتاقکی برای این کار نداشتند و جلوی صدها نفر این صحنه اتفاق می‌افتاد. ادب شدم که دیگر در گیت‌های بازرسی نیروی انتظامی حرف از جانبازبودنم نزنم!

پرواز من از هواپیمایی آتا ساعت ۱۲ از مشهد به مقصد شیراز بود اما پس از پذیرش بیشتر مسافران اعلام شد ۲ساعت تاخیر دارد. ما نوزاد همراهمان بود و این ۲ساعت که عملا ۳ساعت شد، بسیار سخت گذشت.

در سالن فرودگاه با خودم فکر می‌کردم چطور با عمل نکردن برخی به وظایفشان یک سفر به جای مفرح بودن از همان آغاز به کام آدم زهر می‌شود. آن از راننده تاکسی، آن از بازرسی ورودی فرودگاه و این هم از پرواز و در ترافیک شرکت مربوطه بعد از گذشت دوساعت، بسیاری از مسافران معترض جمع بودند. اما کسی پاسخ درستی نمی‌داد. به ذهنم رسید مشکلات پیش آمده را پیگیری کنم. در کمال ناامیدی از اینترنت ابتدا شماره شکایات تاکسی‌رانی مشهد را پیدا کردم و ماجرا را گفتم. شماره مرا گرفتند و قول پیگیری دادند. برای ماجرای بازرسی آدرس و شماره‌ای در اینترنت نبود. از طرفی در پیگیری این قبیل موارد گاه آدم را بدهکار هم می‌کنند. لذا بی‌خیال شدم. پیگیری تاخیر هم باید در ترافیک شرکت مربوطه انجام می‌شد که قصه‌اش را گفتم.

خدا می‌داند این تاخیرها کی بناست سامان پیدا کند. رفتاری که توهین مستقیم به مسافر است و بسیاری از برنامه‌های آنان و کل زندگی‌شان را گاه به هم می‌ریزد و بار دیگر درباره‌اش خواهم نوشت. اما دریغ کسی کاری نمی‌کند.

صبح روز بعد در شیراز و در هتل سر میز صبحانه بودم که با کمال حیرت تماسی از تاکسی‌رانی، بخش شکایات دریافت کردم. گفتند آن راننده احضار و توبیخ شده. شماره کارت مرا هم گرفتند و شش هزارتومان اضافه دریافت کرایه توسط راننده به حسابم در همان لحظه واریز شد. باورکردنی نبود اما این اتفاق افتاد. فقط خدا می‌داند چقدر خوشحال شدم که هنوز در این مملکت مراکزی هستند، از جمله بخش شکایات تاکسی‌رانی مشهد که برای مردم ارزش قائلند. آقای «فارسی» نامی به من تلفن کردند از شکایات تاکسی‌رانی و خبر پیگیری را دادند. آقای فارسی، مسئولان تاکسی‌رانی مشهد! آفرین به شما، کاش بقیه از شما یاد بگیرند!


منبع: شهرآرا آنلاین - کدخبر 69795

9 مهر 1395





نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.