تبلیغات
خطی بر آب - مطالب بهمن 1394

این وبلاگ توسط یکی از دوستداران قلم نوشته های جناب استاد محمدحسین جعفریان اداره می شود .

بررسی آثار فروغ فرخزاد

تاریخ:چهارشنبه 28 بهمن 1394-07:30 ب.ظ






 بررسی آثار فروغ فرخزاد ، برای اولین بار پس از انقلاب در رسانه ملی و در یک برنامه زنده
جمعه 30 بهمن 1394
ساعت 21
شبکه 4 سیما





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جولان زالوهای بانکی و سکوت عجیب مسؤولان

تاریخ:چهارشنبه 28 بهمن 1394-07:02 ب.ظ



یکی از معماهای عجیب این کشور، قصه معوقات بانک‌های آن است. تصور کنید امثال بنده و شما برای گرفتن یک وام پیش پاافتاده چهار پنج میلیونی باید صدجور سند و مدرک و چک و سفته و انواع ضامن را ارایه کنیم و اگر یک قسطمان عقب بیفتد، از خودمان تا جمع ضامن‌ها را بیچاره می‌کنند و یا به چشم برهم زدنی مثلاً برای یک وام پنجاه میلیونی، ملکی یک میلیاردی را که در رهن بوده، به فروش می‌گذارند.
اما در همین بین کسانی هستند که به همین بانک‌ها صدها میلیارد تومان و گاه بیشتر بدهکارند، سال‌های سال است که بدهکارند، راست راست راه می‌روند و پول را پس نمی‌دهند. جالب آنکه بانک هم تماشا می‌کند و حتی حاضر به شکایت از این‌ها نیست!
علت این شکایت نکردن را از چند جنبه می‌توان بررسی کرد. اول اینکه خیلی از این‌ها اصولاً وثیقه‌ای نزد بانک نگذاشته‌اند، حتی چک نداده‌اند و به اذعان برخی از مسؤولان در رسانه‌ها، گاه با چند برگ سفته، میلیاردها میلیارد پول بیت‌المال را به جیب زده‌اند. روشن است که بانک کاری نمی‌تواند بکند، جز التماس! اولاً طرف وثیقه‌ای ندارد تا آن را ضبط کنند و پول وصول شود. ضامنی هم ندارد تا یقه او را بگیرند.
اگر طرف را زندان هم بفرستند برای بانک پول نمی‌شود. طرف هم می‌گوید؛ بگذارید بیرون باشم، تجارت کنم تا لااقل امیدی باشد پولتان را بدهم. با قلدری هم می‌گوید!
یکی از نمایندگان دلسوز و صادق مجلس چندی پیش آشکارا در رسانه ملی این را برای امثال بنده روشن کرد که علت دیگر شکایت نکردن بانک‌ها، آلوده بودن برخی از مسؤولان وام دهنده بوده و هست. یعنی طرف میلیاردها میلیارد وام را با چند تا سفته گرفته و در عوض ده- پانزده درصد وام را فی المجلس به واسطه آن داده و حالا اگر بروند، شکایت کنند، وام گیرنده در دادگاه نخستین حرفش این است که؛ فلان درصد را که خودتان گرفتید، حضرات! پس صلاح نیست، کار به دادگاه و قانون و رسانه‌ها برسد! در این میان کمی خودتان را جای آن مردم بدبختی بگذارید که به هر علت در این رکود چند قسطشان عقب افتاده و بانک باقلدری آمده و خانه و کاشانه آن‌ها را به مزایده گذاشته است. بگذریم؛ به این فساد آشکار در مطلبی دیگر در همین ستون پرداخته بودم. اما اکنون سؤال دیگری پیش می‌آید و آن این است: اکنون با آن جناب مدیرعامل و رئیس شعبه‌ای که بدون وثیقه چنین وام‌های سنگینی به برخی نور چشمی‌ها داده چه کرده‌اند و می‌کنند تا این فاجعه و فساد هولناک تکرار نشود؟
جناب «اژه‌ای» سخنگوی محترم قوه قضاییه، با دلی پردرد چند شب قبل در بخش خبری 20:30 به این مهم پرداخت و وی هم گفت که معوقات بانک‌ها در بیشتر شعبه‌ها، همین راه‌های کلان است. شعبه‌ها معوقات وام ازدواج سه چهار میلیونی که ندارند. چند صد میلیارد و گاه چند هزار میلیارد تومان وام داده‌اند به یکی و وثیقه‌ای هم نگرفته‌اند!
حرف ایشان این بود که چرا وثیقه نمی‌گیرید؟ و تلخ‌تر از تمام این‌ها جناب اژه‌ای اذعان کردند؛ حالا با این مدیرعامل و مدیر شعبه چه می‌کنند؟ ... هیچ. همین آدم را که خدا می‌داند کار کثیفش چه تبعاتی داشته، از آن شعبه یا آن بانک برمی‌دارند و طرف می‌شود مدیر شعبه‌ای دیگر یا مدیرعامل بانکی دیگر! چرا قانون راهی برای مجازات این زالوها پیش‌بینی نکرده و اگر کرده چرا این‌ها مجازات نمی‌شوند؟ آیا جنایتی از این بالاتر هست؟ آیا فسادی ویرانگرتر از این هست؟ پس چطور همه می‌دانند و اما تماشاگرند؟!


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 350599
28 بهمن 1394




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کردهای سوریه؛ چالش جدید اردوغان با واشنگتن

تاریخ:سه شنبه 27 بهمن 1394-05:01 ب.ظ




«اردوغان» به کاخ سفید هشدار داده است که باید میان کردها و «آنکارا» یکی را انتخاب کند. این هشدار وقتی جدی‌تر می‌شود که پیامد آن در اوایل هفته جاری ترکیه مرزهایش را برای بیش از 400 تن از تروریستهای مسلح گشود تا به کمک دیگر همتایان تروریست خود در میان داعش و جبهه النصره جلوی پیشرویهای ارتش سوریه از یکسو و کردها را از سوی دیگر به سمت شهرکهای شمال و شرق حلب بگیرند همزمان ارتش ترکیه چندین شهر و روستای تحت کنترل کردها را بی‌محابا زیر آتش سنگین توپخانه خود گرفت، رفتاری که در نوع خود کم سابقه بود و در همان ابتدا به کشتار حدود 30 تن از غیرنظامیان انجامید. این عدم خویشتنداری عجیب اردوغان البته از سوی بسیاری از مجامع حقوق بشری مستقل تقبیح شد و حتی وزارتخارجه فرانسه نیز بلافاصله آن را محکوم کرد.
در بحبوحه این نبردهای میدانی، سران آل سعود تهدید کرده‌اند چنانچه مذاکرات صلح فعلی به نتیجه نرسد، آنها برای کمک بیشتر به مخالفان مسلح اقدامات جدید و بیشتری انجام خواهند داد. تهدید اخیر می‌تواند با وعده اعزام 150 هزار نیروی نظامی به سوریه از سوی عربستان مرتبط تلقی شود. چرا که علیرغم تکذیب اولیه ترکیه، در صورت عملی شدن چنین اعزامی، بناست این نیروها از مرزهای مشترک این کشور وارد سوریه شوند و این یعنی آنها در قدم اول وارد حومه حلب و شمال لازقیه خواهند شد و این مناطق مشخصاً میدانهایی است که ارتش سوریه در حال حاضر پیشرویهای چشمگیری در آنها داشته و روند این پیروزیها همچنان ادامه دارد. همین پیروزیهاست که حامیان تروریستها را وحشت‏زده کرده و آنها بیم آن دارند در ادامه، این عملیات به سقوط حلب منجر شده و عملاً راههای زمینی از سمت ترکیه برای کمک به تروریستها مسدود شود، که در نتیجه در پاکسازی پس از آن تومار تکفیری‌ها در کل سوریه در هم پیچیده شود. در این بازی پیچیده ترکیه نیز از اقدام احتمالی ارتش عربستان از مرزهای خویش چراغ سبز نشان داده است چرا که امیدوار است سود خویش را از این معامله ببرد. اردوغان علاوه بر اخذ احتمالی باجهای کلان نظیر گذشته از خزانه آل سعود، امیدوار است از این رهگذر کارکردهای سوریه را نیز در شمال شرق این کشور یکسره کند. اما در این میان راز حمایت کاخ سفید از کردها چیست؟ روشن است که در جنگ سوریه، عربستان و متحدان منطقه‌ای آن نظیر ترکیه و قطر و حتی
«تل آویو»، گروه‌های دست نشانده خود را برای نفوذ و فشار به دمشق و در ادامه تهران و مسکو در اختیار دارند. اما در سوی دیگر معارضینی که خود را ارتش آزاد می‌نامند و آمریکا حامی آنهاست عملاً هیچ حضور و نفوذی در میدانهای نبرد ندارند. در ماههای اخیر اما کردها با نوعی همسویی و همراهی با ارتش سوریه و نیروهای مقاومت به یک جریان مهم در معادلات این کشور بدل شده‌اند. کاخ سفید هوشمندانه در حال سرمایه گذاری بر روی کردهاست تا هم در صورت نابودی تروریست ها در آینده ارتش برای فشار بر دولت مرکزی بدون حامی نباشد و هم در مقابل ریاض و آنکارا نیز یک نیروی عملیاتی مؤثر در اختیار داشته باشند، نیرویی که در صورت لزوم با کارت آن هم در تقابل با دولت سوریه و هم عربستان و ترکیه می‌توان بازی کرد!


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 350241
27 بهمن 1394




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روزنه‌های نفوذ دشمن را به نسل جوان نشان دهیم

تاریخ:دوشنبه 26 بهمن 1394-08:09 ق.ظ


مدتی است رسانه‌ها بدرستی بحث نفوذ را جدی گرفته‌اند. یکی از راه‌های نفوذ شکستن وحدت ملی است. ایران سرفراز در بسیاری از برهه‌های تاریخ خود با این نوع تهاجم مواجه شده است. در این روش بیگانگان تلاش می‌کنند با تحریک بخشی از جمعیت کشور و بویژه اقلیت‌های نژادی، زبانی و مذهبی علیه بخشی دیگر، آنان را به آشوب و مقاومت منفی تهییج کنند. در این میان همیشه تک چهره‌هایی هستند که نقش نخبه‌های سیاه را بازی می‌کنند. آن‌ها با جعل تاریخ و سرهم کردن دروغ‌هایی چند، تلاش می‌کنند تا نسل جوان این گروه‌های زبانی و نژادی و مذهبی را با خود همراه کرده و آنان را برای رسیدن به اهداف شوم خود فریب دهند. در چنین زمانی رسانه‌ها وظیفه سنگینی دارند.
با کمال تأسف هر روز آمار غمبارتری از میزان مطالعه در جامعه امروزی ما منتشر می‌شود. در ریشه‌یابی علل تأثیر پروژه‌های نفوذ، کم سوادی و بیگانگی با کتاب سم مهلکی است که عواقب خطرناکی دارد. به عدد انبوه رسانه‌های دیداری و شنیداری بیگانه و بدتر از آن رسانه‌ای با ضریب نفوذ قابل توجه به نام فضای مجازی، همواره مطالبی به عنوان تاریخ مستند جعل شده و به مخاطبان این رسانه‌ها القا می‌شود. در این زمان اگر نسل جوانی که با این دروغ‌ها روبه‌رو می‌شود، مطالعه کافی نداشته باشد، بسرعت تحریک شده و از یکسو خود بدون دانش کافی در جهت کشف صحت و سقم آنچه دیده و شنیده، وسیله‌ای برای پخش این جعلیات می‌شود و از سوی دیگر به ابزاری برای مقاصد بعدی بیگانگان که این سناریو را نداشته‌اند، بدل می‌شود.
در حال حاضر دشمنان قسم خورده ایران بزرگ در گرداگرد ما، سرمایه‌گذاری کلانی بر روی این پروژه کرده و در سایه بی‌اعتنایی رسانه‌های فراگیر ما و دیگر نهادهای مسؤول، با کمال تأسف، در برخی موارد نیز کار خویش را پیش برده‌اند. آن‌ها آشکارا درصددند در قدم اول ملیت و یکپارچگی ایران و ایرانی را هدف قرار دهند. در جنوب شرق سخن از مظلومیت بلوچ‌ها می‌گویند و در شمال شرق سنگ ترکمن‌ها را به سینه زده و در شمال غرب درصدد جعل تاریخ آذربایجان برآمده و در غرب دایه مهربانتر از مادر برای کردهای وفادار ما شده‌اند و در جنوب غرب عرب‌های غیور ایران زمین را هدف گرفته‌اند.
با کمال تأسف همان‌ها از یک سو با سوءاستفاده از فضای مجازی اهانت به نژادها و لهجه‌های ایرانی را رواج داده و از سوی دیگر با تحریک نسل جوان در مقام شاکی برمی‌آیند. باید تجربه‌های تاریخی ارزشمند پیشین را به نسل امروز آموخت تا جوان کرد و ترک وفارس و ترکمن و عرب و بلوچ و لر و... ایرانی بداند، هر جا که عده‌ای، زبان و نژاد را بر ایران مقدم داشتند و به ظاهر سنگ طایفه‌ای را به سینه زدند، دریابند که آنجا دامی پهن شده است.
باید منابع لازم در دسترس این نسل قرار گیرد تا کسی نتواند این جوانان آزاده را به پیاده نظام اهداف شوم بیگانه در گوشه و کنار این ملک بدل کند. خوب است سرانجام برتری طلبی‌های کور طایفه‌ای در افغانستان و سوریه و عراق و پیشتر در بوسنی و مانند آن در مدارس و دانشگاه‌های ما به متون درسی راه یابند تا جوانان ما بدانند دشمن با ظاهر دلسوز و باطن خونریزش، ممکن است از چه روزنه‌هایی نفوذ را آغاز کند. باید هوشیارتر باشیم.


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 349825
26 بهمن 1394




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تمایل به آتش‌بس یا تجدید قوای تکفیری‌ها

تاریخ:دوشنبه 26 بهمن 1394-08:05 ق.ظ


آتش‌بس موقت در سوریه آغاز شده و اما همه می‌دانند شکننده است و اعتباری به آن  نیست.
نشان‌های آن نیز بلافاصله پس از اعلام بیانیه مونیخ آشکار شده و «ریاض حجاب» رئیس هیأت عالی معارضان در گفت‌وگوهای ژنو مدعی شد آن‌ها بیانیه مونیخ را قبول ندارند.
مدت‌هاست سوریه تشنه آتس‌بس است، شهرهایی نظیر «نبل» و «الزهرا» سال‌ها در محاصره تکفیری‌ها بودند و برخی نظیر «فوعه» و «کفریا» هنوز هم هستند.
اما هیچگاه قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای تا بدین حد پیگیر آتش‌بس و ارسال کمک‌های بشردوستانه به مناطق محاصره شده نبودند.
به خوبی روشن است که کسانی بیرون از سوریه از پیشروی ارتش این کشور نگران شده و با تمهیداتی نظیر آتش‌بس درصدد کمک به مخالفان اسد و بویژه تکفیری‌های شکست خورده در حومه حلب هستند.
همه طرف‌های بیانیه مونیخ پذیرفته اند داعش و النصره شامل این توافق نمی‌شوند و جنگ با آن‌ها باید ادامه یابد. اگر این دو گروه اصلی تروریستی را کنار بگذاریم، مابقی آن‌ها که شامل و طرف این آتش‌بس شده و باید به آن وفادار بمانند، همان معارضانی هستند که «ریاض حجاب» سخنگوی آن‌هاست. اما آن‌ها هم مدعی شده‌اند بیانیه مونیخ را قبول ندارند. او آشکارا گفته است آمریکا و روسیه آن‌ها را فریب داده‌اند چرا که آنچه اعلام شده کاملا خلاف آن چیزی است که بر سر آن توافق صورت گرفته است.
عربستان به عینه شاهد است که تروریست‌های مورد حمایتش هم در عراق ( با فتح کامل رمادی) و هم در سوریه با پیشروی‌های سفیر در حال فروپاشی‌اند. آل سعود ابتدا مخالفان را تحریک کرد تا مذاکرات ژنو را ترک کنند. این اولین عکس العمل آن‌ها بود. در قدم بعدی مدعی شدند 150 هزار نیرو به سوریه می‌فرستند.
از ابتدا روشن بود این یک بلوف است و آن‌ها چنان در باتلاق یمن فرو رفته اند که تاب اداره همان جبهه را نیز ندارند. هدف اصلی تقویت روحیه تروریست‌ها برای مقاومت بیشتر و ممانعت از پیشروی ارتش سوریه در حومه حلب بود.
اکنون هم آل سعود با کمک آمریکا در صددند با کوبیدن بر طبل آتش بس، تکفیری‌ها فرصت تجدید قوا بیابند.
در همین حال رسانه‌های همسوی غربی و عربی و مقامات آل سعود و متحدان غربی آن‌ها پی در پی روسیه را متهم می‌کنند که در سوریه بدنبال مبارزه با داعش نیست و باید حملات هوایی خود را متوقف کند.
این یعنی حملات هوایی روس‌ها بسیار عرصه را بر تکفیری‌ها و حامیانشان سخت کرده و به وضوح حامیان آشکار و پنهان آن‌ها درصدند آنچه را که در میادین نبرد از کف دادند، بار دیگر از طریق میزهای گفت‌و‌گو و با نیرنگ‌های دیپلماتیک بدست آورند.



منبع : قدس آنلاین - کدخبر 349423
25 بهمن 1394





دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عطش نسل جوان و دست خالی ما در مناسبت‌های انقلاب

تاریخ:شنبه 24 بهمن 1394-09:11 ق.ظ


وقتی یک ستون اجتماعی را نزدیک به چهار سال بنویسی، خیلی چیزها در باب مدیریت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... کشور دستت می‌آید و برخی تکرارها آزارت می‌دهد. حیران می‌مانی که چطور یک مشکل قابل پیش‌بینی، سال‌های سال دوام می‌یابد هر بار در نوبت و مناسبتش همه تذکر و هشدار و اخطار می‌دهند و اما حیرتا که عین مشکل سال بعد رخ می‌دهد. این بی‌اعتنایی‌ها هر وجدان دلسوزی را آزار می‌دهد.
نمونه برای آنچه آمد آن قدر فراوان است که مانده‌ام کدام را بنویسم. مثلاً هر ساله در روزهای پایانی سال، مسافران سرگردانند. آژانس‌های مسافرتی به جای تضعیف بهای بلیت در آستانه تعطیلات، یعنی چیزی که در تمام جهان مرسوم است، تا جایی که تیغشان ببرد، از ملت پول می‌گیرند. این دردسر در تمام مناسبت‌های دیگر هم تکرار می‌شود.
هر بار هم مردم صبور گلایه می‌کنند و رسانه‌ها تذکر می‌دهند و نهادهای مسؤول هم قول می‌دهند و باز همه چیز فراموش می‌شود تا نوبت بعد.
در تعطیلات تابستانی هر سال ده‌ها نفر در سواحل شمالی و جنوب کشور غرق می‌شوند. هر بار در آستانه فصل گرم رسانه‌ها هشدار می‌دهند و هر سال ده‌ها خانواده سوگوار می‌شوند. در مهرماه هر سال دعوای قدیمی پول گرفتن مدارس از والدین زنده می‌شود. وزارتخانه مربوطه می‌گوید، خلاف است و غیرقانونی، اما همه این خلاف را مرتکب می‌شوند و کسی هم پاسخگو نیست و... ده‌ها مورد دیگر از این شاهد و مثال‌ها را می‌توانم ردیف کنم. درباره هر کدام از این‌ها اگر به سابقه و تاریخچه همین ستون برگردیم، انبوهی از مطالب هر ساله تکرار شده‌اند و خدا می‌داند باید یقه چه کسی را برای این بی‌توجهی‌ها گرفت.
اما چرا این مقدمه طولانی را نوشتم. این همه را یادآور شدم تا به یکی دیگر از همین تذکرات تکراری برسم. دهه فجر با راهپیمایی باشکوه مردم در سراسر کشور تمام شد و پرونده آن بسته شد تا بهمن ماه سال بعد. دو سال پی در پی در همین ستون از مسؤولان خواهش کردم برای نسل جوان و شناساندن حقایق انقلاب اسلامی به آن‌ها چاره‌ای بیندیشند. راهی بیابند تا این نسل بدانند صاحب چه گوهر ارزشمندی هستند. در حالی که دشمن با تمام نیرو از در و دیوار علیه آمال این مردم تبلیغ می‌کند و بر آن است تا به دروغ به مخاطبان خود بباوراند که همه چیز پیش از انقلاب گل و بلبل بوده و در صورت ادامه آن روند، ما امروز ژاپن خاورمیانه بودیم و فلان و بهمان می‌شد و در این راه از هیچ فریب و نیرنگی دریغ نمی‌کند، اصحاب انقلاب که رسانه ملی و مطبوعات مفصل و نهادهای فرهنگی گوناگون و بودجه‌های رنگارنگ در اختیار دارند، همه چیز را در دهه فجر خلاصه کرده‌اند و دریغا که در همین دهه نیز چنانکه باید برای نهادینه کردن ارزش‌هایی که با خون جگر حاصل شده‌اند، کاری نمی‌شود.
چند سرود تکراری، چند تصویر که از شدت تکرار از رنگ و رو افتاده‌اند و همه مخاطبان آن‌ها را حفظ کرده‌اند و چند گفت‌وگو و نشان دادن چند هنرپیشه و خواننده و احتمالاً یک برنامه مشاعره که هزینه می‌شود سر و ته تمام برنامه‌های مناسبی ویژه انقلاب و دهه فجر ما.
در این میان هزاران پرسش در ذهن میلیون‌ها جوان ایرانی از انقلاب و انقلابیون از سالی به سال دیگر نقل مکان می‌کند و هیچ کس فرصتی برای طرح و پاسخ به آن‌ها فراهم نمی‌سازد. سال به سال همه چیز به چند طرح مقوایی از هواپیمای ورودی امام(ره) و سرود «بوی گل و سوسن و یاسمن آید...» خلاصه می‌شود! چرا؟


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 349024
24 بهمن 1394




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حمایت از بخش خصوصی یا حمایت از دلالان؟

تاریخ:چهارشنبه 21 بهمن 1394-11:22 ب.ظ


می گویند ، دولت تاجر تاجر خوبی نیست و نیز می‌گویند، اگر اداره یک کویر و شنزار را به بخش دولتی بدهید، مدتی بعد با قحطی شن روبه‌رو خواهید شد. طرفداران بخش خصوصی خیلی خوب این ضرب‌المثل‌ها را بلدند. فحوای همه آن‌ها هم این است که دولت باید کارهایش را (بویژه در بخش‌های اقتصادی و خوش بازده) به ایشان بدهد. البته این حرف چه ما موافقش باشیم و چه مخالف، در ذات خود درست است. ولی به نظر می‌رسد مانند بسیاری از تئوری‌های دیگر اقتصادی، حالا که به اقتصاد ایران رسیده، بدل به یک کاریکاتور شده و ابزاری برای رسیدن برخی‌ها به منافعشان. در خبرها آمده بود دولت ۸۲ هزار تن برنج خارجی انباشته در انبارهایش که تاریخ مصرفشان گذشته را با تمدید تاریخ آن‌ها به تاجری فروخته است، بدون مزایده و البته به ۲۰ درصد زیر قیمت.

در اینجا پرسش‌های بسیاری مطرح می‌شود که چرا بدون مزایده؟ و چرا اصولاً این همه برنج خارجی وارد شده که حالا چنین شود؟ چرا انبارگردانی حساب شده‌ای نداشته‌ایم تا این برنج‌ها به موقع به بازار عرضه شوند؟ و چرا و چگونه دولت می‌تواند تاریخ مصرف موادغذایی را تمدید کند؟ اگر همین اتفاق در بخش خصوصی رخ می‌داد، چه بلایی بر سر تاجر مربوطه می‌آوردند؟ و... هزاران چرای دیگر که بنده سر پرسیدن هیچ کدام را ندارم. پرسش بنده به پس از این قرارداد بازمی‌گردد و مصاحبه یکی از خبرگزاری‌ها با تاجری که این‌ها را خریده و طی گفت‌وگو نیز مرتب تهدید می‌کند که دلال‌ها رسانه‌ها را منحرف کرده‌اند و با این وضع او نمی‌تواند خریداری برای برنج‌ها پیدا کند، بنابراین معامله را فسخ خواهد کرد و... . در جایی از گفت‌وگو، خبرنگار از ایشان می‌پرسد، چه مقدار از برنج‌ها را و به کجا فروخته و برای بقیه برنج‌ها آیا مشتری دارد یا نه؟ که با کلی مقدمه و مؤخره معلوم می‌شود بیش از ۱۰ هزار تن از برنج‌ها به چند مرکز دولتی و بویژه سازمان زندان‌ها فروخته شده و برای بقیه آن نیز بسیاری از ادارات دولتی و به طور خاص برخی بانک‌ها داوطلب خرید هستند.

اینجا این پرسش ساده به ذهن متبادر می‌شود که وقتی تمام یا بیشتر مشتری‌های این تاجر محترم چنانکه خود ایشان بارها تأکید می‌کند، مراکز دولتی هستند، برنج‌ها هم مال دولت است، این کار چه معنایی دارد که ۸۲ هزار تن برنج را با ۲۰ درصد تخفیف بدهند به این بزرگوار، بعد ایشان آن‌ها را از انبارهای وزارت بازرگانی و... بار بزند و ببرد در انبارهای سازمان زندان‌ها و تعاونی مصرف بانک‌ها و دیگر ادارات تخلیه کند و این وسط ۲۰ درصد، یعنی در چنین معامله‌ای نزدیک به چهل میلیارد تومان نیز (حداقل) سود کند؟! آیا همین است معنای شعار پرطمطراق حمایت از بخش خصوصی؟ یعنی کاری که خودمان خیلی ساده و با یک مدیریت پیش پا افتاده می‌توانیم پیش ببریم را انجام ندهیم، بلکه جنسمان را با ۲۰ درصد ضرر از جیب بیت‌المال، بدهیم به دلال (شما بخوانید بخش خصوصی) تا برایمان ببرد به ادارات زیرمجموعه خودمان با کلی سود بفروشد؟ واقعاً در دستگاه‌های دولتی ما چه خبر است؟ خب پدر آمرزیده‌ها، تمام مشتری‌های این بابا که دولتی‌اند؛ چرا خودتان برنج را به آنها ندادید؟ چرا لقمه را دور سرتان چرخاندید؟ آیا مردم حق ندارند به چشم تردید به چنین قراردادهایی که کم هم نیستند، بنگرند؟


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 348325

21 بهمن 1394





دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مسعود بارزانی و چالش نبود مشروعیت

تاریخ:سه شنبه 20 بهمن 1394-11:06 ق.ظ


در حالی که ارتش عراق هر روز پیروزی های تازه ای در جبهه های میدانی مقابل داعش کسب می‌کند، و همه دولتمردان عراق و مراجع و نخبگان این کشور بر وحدت این کشور و عراق یکپارچه تأکید دارند، مسعود بارزانی، رئیس دولت اقلیم کردستان، خواهان برگزاری یک همه‌پرسی برای جدایی منطقه کردستان از عراق شده است. این درحالی است که ریاست بارزانی مدتهاست به پایان رسیده و تنها دلیل در قدرت ماندن او یکی پافشاری خودش و دیگران است که نظر به وابستگی اغلب کارگزاران دولت اقلیم به او و قبیله وی، سران موجود از صدر تا ذیل بویژه در اربیل علاقه‌ای به جابه‌جایی قدرت نداشته و از ماندن او در مسند فعلی‌اش حمایت می‌کنند. چرا که اغلب این مقامات از وزرای کابینه تا حتی رؤسا و کارمندان عموم ادارات در چنین فرآیندی و در نسبت با بارزانی و حزب او به جاه و مالی رسیده‌اند.
این وضعیت خاص سبب شده تا احزاب اقلیم کردستان نیز قادر نباشند تا هنوز بر سر یک رهبری واحد پس از بارزانی به نتیجه قطعی برسند.
با تمام این احوال مسعود بارزانی بخوبی می داند که ریاست او ماههاست که به پایان رسیده و حاکمیت فعلی او قانونی نیست و مشروعیت ندارد. از همین روست که برای انحراف رسانه های محلی و منطقه ای از این مهم هرازگاهی موضوعی را پیش می کشد و برای مدتی عملا برای خود و اجرای نقشه های آتی‌اش زمان می خرد. این موضوع وقتی روشن‌تر می‌شود که بدانیم طبق درخواست خود او، این همه پرسی برای جدایی از عراق و استقلال اقلیم، غیر الزام آور خوانده شده است و به عبارت صحیح‌تر، نمایشی است با این وصف تردیدی نمی ماند که یکی از اهداف اصلی بارزانی از برگزاری چنین رفراندومی بازی با افکار عمومی منطقه‌ای و جهانی برای انحراف از وضعیتی است که در آنجا می‌گذرد. یکی دیگر از دلایل چنین رفتاری علاوه بر سرپوش گذاشتن بر مشکلات و تعارضات داخلی، نوعی سهم خواهی از قدرتهای منطقه ای، همسایگان و دولت مرکزی در بغداد است. بارزانی با این کارت بازی کرده است تا بغداد را از یک سو و تهران را از سوی دیگر وادار کند تا در جدال با رقبایش، از او حمایت کنند تا بتواند ریاستش را برای دوره هایی دیگر تمدید کند. در مواجهه با قدرتهای منطقه‌ای نظیر تهران و بین‌المللی نظیر روسیه، که خواهان یک عراق یکپارچه‌اند، این رفتار می‌تواند در میان این هیاهوهای منطقه‌ای، نوعی باج خواهی تلقی شود. همچنین بعید نیست این اقدام برای پیچیده‌تر کردن وضع موجود برای گروه های مقاومت و در پی پیروزی های اخیر آنها در سوریه و عراق به تحریک ترکیه و آل سعود توسط بارزانی صورت گرفته باشد. هرچه باشد اندک اندک به نظر می‌رسد مسعود بارزانی بیش از ظرفیت خود و توانایی هایش سرگرم بازی با قدرت های منطقه ای و به چالش کشیدن
آن‏ها و منفعت طلبی از این رهگذر است. رفتاری که می‌تواند به بهایی سنگین برای او تمام شود. به طوری که چنانچه این بار داعش به دروازه های اربیل رسید دیگر کسی به حیات و ممات سیاستمدار چند چهره ای مثل بارزانی اهمیتی ندهد!



منبع : قدس آنلاین - کدخبر 348028
20 بهمن 1394




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هنرمندان یک شهر،دارایی‌های آن شهرند

تاریخ:دوشنبه 19 بهمن 1394-09:47 ق.ظ




مشهد و شهرداری آن نخستین شهر ایران بود که جشنواره استقبال از بهار و نمادهای نوروزی را باب کرد. با وجود جابه‌جایی مدیران مربوطه در سال‌های مختلف، خوشبختانه این ابتکار متوقف نشد و تداوم یافته است. اداره یک شهر چیزی نیست که بتوان آن را به سلایق سیاسی گره زد.
همشهری بودن از اشتراک در هر عقیده سیاسی و حزبی، عنصر نیرومندتری است. بنابراین برای بهبود شرایط شهر، شادابی و ترقی آن و نیز هنگامی که پای پیشرفت و آبادانی محل زندگی ما به میان می‌آید، حتماً هر کسی با هر سلیقه‌ای موافق آن است.
با تأسف شاهد بودم که گاه برخی افراد که به هر دلیل با مدیر یا مدیرانی زاویه پیدا می‌کنند، انتقام خود را از طرح‌های جاری آن حوزه مدیریتی می‌گیرند. مثلاً در همین جشنواره استقبال از بهار، گاه ردپای چنین بداخلاقی‌هایی دیده شده است. اگر خود ما چشم دیدن ترقی و تعالی شهر خودمان را نداشته باشیم، به نظر شما چه بر سرمان خواهد آمد و آیا مضحکه دیگران نخواهیم شد؟
بگذریم، سر آن ندارم که وارد جزئیات این ماجرا شوم، اما حالا که تا اینجا را آمدیم، چند مورد را به بهانه این جشنواره قلمی می‌کنم. چنانکه در آغاز شاهد بودید، من مدافع این اقدام هوشمندانه‌ام. با این حال برای بهبود آن، از منظر خودم پیشنهادهایی دارم. پایان هر سال با طرح «استقبال از بهار» شهرداری، ما شاهد یک جشنواره و جنب و جوش در بخش هنرهای تجسمی هستیم. انبوهی از کارها می‌آید. بخشی تصویب می‌شود و قراردادهای خوبی برای اجرای آن‌ها با هنرمندان مربوطه بسته می‌شود. شاید این جدی‌ترین بودجه‌ای باشد که شهرداری مشهد، سالانه صرف یکی از هنرها می‌کند. به گمان این قلم خوب است راهی اندیشیده شود تا یا به همین بهانه و یا در مناسبت‌های مشابه طی سال، راهی برای بهره‌گیری مدیریت شهری از دیگر هنرها و هنرمندان نیز فراهم آید. نکته دیگری که ذهن مرا مشغول کرده، سرنوشت نمادهای نوروزی پس از اجرا و نمایش یکی دو ماهه و سپس جمع‌آوری آن‌هاست. شهرداری، بودجه مناسبی برای این آثار هزینه می‌کند. آیا راهی نیست که عمر استفاده از آن‌ها بیشتر از دو ماه باشد؟ مثلاً یکی از پارک‌های وسیع مشهد می‌تواند در نهایت پذیرای همه این آثار باشد و به نوعی، به موزه این آثار طی سال‌های مختلف تبدیل شود. نمی‌دانم این پیشنهاد منطقی است یا نه، اما به هر حال خوب است فکری بشود تا این آثار هنری که اغلب ظرفیت نمایش بالایی دارند، پس از یکی دو ماه، سر از انبارهای نمور حاشیه شهر در نیاورند. در پایان دو باره یادآوری می‌کنم که مدیران فرهنگی و هنرمندان همشهری، قدر حضورشان در پیشرفت شهر و همراهی با مردم را بدانند؛ ان شاءالله.


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 347654
19 بهمن 1394





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تله آمریکایی برای شاهزاده ماجراجو!

تاریخ:دوشنبه 19 بهمن 1394-08:54 ق.ظ


سعودی‌ها گفته‌اند آماده اعزام نیروی زمینی به سوریه‌اند و کاخ سفید نیز از این خواست آن‌ها استقبال کرده‌است. اما براستی ریاض چنین توانایی و امکانی را دارد؟ آل سعود از یک طرف بشدت دچار تعارض داخلی و نبردهای پنهان میان شاهزادگان و قطب‌های قدرت در کاخ پادشاهی است. تعارضی که هر آن بیم علنی شدن آن می رود و ایجاد یک درگیری
تمام‏عیار که می‌تواند به سقوط این دیکتاتوری دیر پا منجر شود. همزمان ریاض با وجود پرداخت باجهای کلان به برخی متحدان طمع‌کار دور و نزدیک خود، به زحمت ائتلاف نیم بندی را در برابر مردم مظلوم یمن شکل داده اما به‏سختی در این باتلاق گرفتار آمده است. با وجود تمام تجهیزات گران قیمت و تجمیع مزدورانی از سراسر جهان، یمنی‌ها هر روز ضربات سخت‌تری به ارتش اجاره‌ای آل سعود وارد ساخته و چنانچه بنا باشد همین اندک توان نیروهای مسلح سعودی‌ها سرگرم جبهه جدیدی شود، کار آن‌ها در یمن تمام خواهد بود.
از طرف دیگر ریاض مدعی است برای نبرد با داعش به سوریه می رود. اما مفتی‌های تندرو وهابی که پایه‌های حکومت ظالمانه آل سعود بر حمایت و تئوری‌های متحجرانه آنان استوار است، جایگاه اصلی داعش به شمار می روند.
آن‌ها یک نیروی پنهانند که قادرند اعتراضات پراکنده و پنهان درعربستان را به سرعت وارد فاز نظامی کنند و نظر به تضعیف نیروهای امنیتی سعودی و رسوخ تفکرات وهابی در بدنه آن، باز هم فروپاشی حکومت پادشاهی حتمی است. حتی اگر هیچکدام از مواردی که آمد محقق نشود، باید پذیرفت که جنگ جدید، پول‌های کلان و بودجه جدیدی می‌خواهد. خزانه خالی است و تنها راه کسب درآمد، کاهش یارانه‌ها و احتمالاً وضع مالیات‌های سنگین خواهد بود. چیزی که مردم عربستان در خیال هم تاب تحمل آن را ندارند و بی‌گمان آشوب‌های گسترده اجتماعی را در پی خواهد داشت.
بعید نیست سعودی‌ها به امید برخی دیگر از کشورها نظیر ترکیه که منافعی در سوریه داشته، اما امکان حضور مستقیم در آنجا را ندارند وارد این گود شده و برآنند، جمعی از مزدوران را به همراه نیروهای ارتش ترکیه و امثالهم، زیرپرچم عربستان به میدان بفرستند، اما این حیله نیز شدنی نیست.
بی‏شک اردوغان از عواقب این قمار مطلع است و احتمالاً درپی حضور موردی و کسب دلارهای بادآورده سعودی‌ها باشد. کاری که پیش از این و تا امروز هم با قطر و عربستان کرده است. اما کاخ سفید در این زمان از لشگرکشی واقعی ریاض به سوریه حمایت می کند. آن‌ها از خودسری‌های پی در پی آل سعود خسته شده‌اند و خوب می‌دانند این تصمیم می‌تواند کار آن‌ها را یکسره کرده و احتمالاً زمینه بر سرکار آمدن رژیم مورد نظر آنان را فراهم سازد و اگر هم چنین نشود حداقل به عملکرد روس‌ها و ایرانی‌ها در‌ سوریه لطمه وارد می‌سازد و همین هم برای آن‌ها کافی است!


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 347309
18 بهمن 1394




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

استخدام معلم یا مانکن؟!

تاریخ:شنبه 17 بهمن 1394-05:20 ب.ظ


با وجود گذشت چندین روز از خبر عجیب قایل شدن مشخصات ظاهری برای استخدام معلمان، هنوز بازتاب‌های آن در رسانه‌ها ادامه دارد. سال‌ها پیش نیز یکی از ادارات مربوط به جوانان رهنمودهایی برای ازدواج منتشر کرده بود که در آن مشخصات مفصل‌تری برای زوج و زوجه ذکر شده بود که با آن مشخصات به طور مشخص تمام جانبازان و معلولان، باید برای همیشه رؤیای ازدواج را با خود به دیار باقی می‌بردند!
اکنون در شرایط جسمی ذکر شده برای معلمان نیز ابهام‌هایی از این دست کم نیستند. زیرا یکی از شرایط، نداشتن نقص عضو ذکر شده است. همان چند سال پیش که این رهنمودهای ازدواج منتشر شد، نگارنده و جمعی دیگر از اهل قلم واکنش مناسبی نشان دادند و آن طرح برای همیشه بایگانی شد. معلوم نیست بزرگوارانی که چنین رهنمودهایی را برای ادارات ذیربط خویش تدوین می‌کنند، چه نگاهی به مقوله آموزش و بالاتر از آن، انسان و انسانیت دارند.
اگر این شرایط قطعی و اجرایی شود، آیا بدان معنی است که معلمان جانباز و معلول به دلیل آنچه این دوستان نقص عضو خوانده‌اند، از کار بیکار خواهند شد؟ یا چنانچه معلمی پس از این در سوانحی- به هر دلیل- دچار نقص عضو شود، جز عضو مربوطه، شغل خویش را نیز از دست خواهد داد؟ آیا آن‌ها که در کارگاه خداوندی، قدی کوتاه‌تر از بخشنامه مربوطه حضرات نصیبشان شده، تنها به این دلیل باید از شغل معلمی محروم شوند؟
کسی نیست بپرسد این بزرگواران با کدام معیارها و با چه جدول محاسبه هزینه و فایده‌ای به این دستورالعمل رسیده‌اند؟ آیا بهتر نیست به جای وضع چنین دستوراتی که هر شنونده‌ای ناخودآگاه با شنیدنش به خنده می‌افتد و تا امروز نیز دستمایه بیشتر طنزنویسان رسانه‌ها شده، کمی بیشتر به ارتقای کیفیت دانش معلمان و توان تدریس آن‌ها توجه کرد و برای آن دستورالعمل صادر کرد؟
مهم‌ترین دلیل اعلامی عزیزان دست اندرکار آن بوده که معلمان الگوی دانش آموزان خویشند و از این نظر باید الگوی جسمانی مناسبی نیز باشند. غافل از اینکه خلقیات انسان‌ها، جایگاه آنان را در قلب‌های دیگران- و بویژه اگر استاد باشند، شاگردان آن‌ها، معین می‌کند.
من در پایه راهنمایی دبیری داشتم که به تعبیر دوستان نقص عضو داشته و فاقد دست راست بود. اما مهربانی، دانش و احاطه او بر آنچه تدریس می‌کرد چنان بود که از بین تمام معلمان آن دوران، تصویر او چون ستاره‌ای درخشان در ذهن من و بی‌تردید در ذهن تمام دانش آموزان ایشان نقش بسته است. بیاییم قبل از اعلام و عمومی کردن هر طرحی، به عواقب آن و به زبان ساده به هزینه و فایده آن بیندیشیم. ببینیم با این دستورالعمل چه از دست می‌دهیم و در ازای آن قرار است چه چیزی به دست آوریم.
البته خوب است مشوق‌هایی برای معلمانی که ورزشکار باشند و اضافه وزن نداشته باشند و غیره در نظر گرفته شود، اما اینکه این امور به شروط استخدام بدل شوند، رفتار و تصمیمی حیرت آور است که ان شاءالله در آن تجدیدنظر خواهد شد.


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 346797

17 بهمن 1394





دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ساختار شکننده «دولت وحدت ملی» افغانستان

تاریخ:پنجشنبه 15 بهمن 1394-11:09 ق.ظ



یکی از معضلات اصلی «دولت وحدت ملی» در افغانستان از ابتدای شکل‌گیری آن، اختلافات پنهان و آشکار دو قطب اصلی قدرت، یعنی رئیس جمهور و رئیس اجرایی، یعنی اشرف غنی و دکتر عبدالله بوده و این کشمکش تا بدانجا رسید که برخی از مهمترین وزارتخانه‌های کشور تا مدتها بدون وزیر ماندند. در یکسال گذشته تلاش بسیاری از سوی هر دو طرف صورت گرفت تا این اختلافات به حداقل برسد و تا حدی نیز اتخاذ این رویه ثمربخش بود. بالا گرفتن تعارضها در سال نخست این دولت مشکلات بسیاری را در حوزه‌های اقتصادی و امنیتی سبب شد. سرمایه‌گذاری خارجی به حداقل خود رسید، بیکاری و سیل مهاجرت به خارج کشور به نحو بی‏سابقه‌ای افزایش یافت و پول ملی در برابر ارزهای خارجی، کاهش ارزش چشمگیری یافت. در دو بخش امنیتی نیز مشکلات عدیده‌ای پیش آمد. خلأ قدرت و انگیزه در خلال کشمکش‏های دو قطب قدرت، زمینه را برای ظهور داعش فراهم کرد.
بطوریکه این گروه در زیر گوش کابل و در حومه شهر مهم جلال آباد مستقر شد، یارگیری کرد و حتی رادیوی مستقل خود را براه انداخت. در شمال نیز برای نخستین بار پس از شکست طالبان در قریب یک و نیم دهه پیش از این، یک مرکز استان بطور کامل (اگرچه برای مدتی اندک) سقوط کرده و به تصرف مخالفان درآمد.
در رقابت انتخاباتی میان اشرف غنی و دکتر عبدالله، برخی احزاب و چهره‌های قدرتمند و مؤثر، به نیت سهم خواهی با یکی از طرفین پیمان اتحاد بستند. حالا با تشکیل این دولت فراگیر همه آن طرفها خواسته‌های انحصاری خویش را داشتند. پس از کاهش تنشها میان غنی و عبدالله، هراس اکثر ناظران از ایجاد اختلاف و انشقاق در میان صفوف خودی متحدان هر یک از آنها به علت عدم تحقق مطالباتشان بود زیرا بروز این اختلافات می‌توانست از کشمکش‏های گذشته خطرناکتر باشد. امری که عاقبت بوقوع پیوست. از کابل اخبار جسته و گریخته‌ای مبنی بر قهر «ژنرال دوستم» و تحریم حکومت وحدت ملی از سوی او به گوش می‌رسد. این ژنرال پرنفوذ ازبک، نقش بسیار مؤثری در جلب آرای ازبکهای افغانستان به نفع اشرف غنی وبه قدرت رسیدن وی داشت. از همین رو نیز به عنوان معاون اول رئیس جمهور منصوب شد. او به سبب مبارزه با طالبان نیز نقش قابل توجهی در تأمین امنیت مناطق شمال افغانستان داشته و دارد. با این همه شنیده می‌شود، دوستم به دلیل نادیده گرفته شدن طرحهایش از سوی اشرف غنی و کم توجهی دولت به وی، مدت‌هاست که در جلسات مهم حکومتی از جمله در نشست‌های کابینه و امنیت ملی شرکت نمی‌کند. او مدتهاست در رسانه‌های دولتی دیده نشده و در بسیاری از محافل مهم حضور نیافته است. ژنرال دوستم یکی از پایه‌های استقرار امنیت در افغانستان بویژه در مناطق شمالی است. او یک نظامی سختکوش و البته قدرتمند و یک دنده است. کناره‌گیری او می‌تواند آسیبهای زیادی برای دولت وحدت ملی در پی داشته باشد. این مشکل اگر به موقع درمان نشود می‌تواند سر آغازی بر جدایی دیگر چهره‌ها و فروپاشی وحدت در دولتی باشد که بشدت ساختار شکننده و آسیب پذیری دارد.


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 346263
15 بهمن 1394




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درس برجام و انبوه درس‌های فراموش شده

تاریخ:چهارشنبه 14 بهمن 1394-01:47 ب.ظ



درخبرها آمده بود که «برجام» به عنوان یک متمم درسی در مدارس کشور تدریس خواهد شد و مسؤولانی که این شاهکار را به خرج داده‌اند، در فواید آن سخن‌ها گفته بودند. ما همیشه اهل افراط و تفریط بوده‌ایم و گویا این رویه پایانی ندارد. بی‌گمان گفت‌وگوهای ما با 6 قدرت جهانی می‌تواند یک اتفاق سازنده برای کشور باشد. اما اینکه آن را به درس تاریخ مدارس بیفزاییم، از آن کارهاست! به گمانم اگر بناست اتفاقات مهم و غرورآفرین این مردم و سرزمین در چند دهه گذشته به کتاب‌های درسی راه پیدا کند، مواردی همتراز برجام و بلکه مهم‌تر از آن کم نداریم.  مواردی که اتفاقاً جایش در میان متون درسی نوجوانان و جوانان ما بسیار خالی است. مواردی که باید درسی برای همه ما باشند و باید تدریس شوند تا اهمیت آن برای توده‌های مردم شناخته شود و قهرمانان گمنام آن را که هیچ رسانه‌ای در بوق نکرده، همه ببینند و بشناسند.
به طور مثال دو کلمه «مدافعان حرم» امروز به یاری رسانه‌های ما و بویژه رسانه ملی از یک‌سو و نهادهای دست‌اندر کار مربوط به خود مدافعان از سوی دیگر، تنها به عنوان دو واژه مبهم که در برخی تشییع جنازه‌های غریبانه خلاصه می‌شود، باقی مانده است. چقدر خوب است از این لاک ابهام بیرون بیاییم و به فرزندانمان بگوییم که برای حفظ امنیت آن‌ها و حراست از دارو ندارشان، عده‌ای بی‌هیچ چشمداشتی سینه سپر کرده‌اند تا هزاران کیلومتر آن‌سوتر جان‌های شیرینشان را نثار کنند و فدایی شوند تا پس از سوریه و عراق نوبت به ما نرسد و مجبور نباشیم به‌جای ریف حلب و ریف دمشق و مانند آن درحومه و مرکز شهرهای خودمان شاهد این خونریزی‌ها باشیم. نیاز به متمم درسی هم نیست، کاش رسانه‌ها بقدر یک دهم حماسه‌سرایی برای برجام و عوامل آن (که البته آن‌ها نیز فرزندان دلسوز همین آب و خاکند و انصافاً از تمام وجود مایه گذاشتند) از شهدا و رزمندگان مدافع حرم می‌گفتند.
بگذریم؛ بنا داشتم در یادداشت مستقل دیگری، از زاویه‌ای متفاوت به برجام و سیر آن بنگرم و نکاتی را یادآور شوم. اما اکنون که به اینجا رسیدیم، صرفه‌جویی می‌کنم و آن‌را نیز به اختصار عرض می‌کنم.
همه ما واقف و معترضیم که در تمام سال‌های پس از انقلاب، هر جا که به معنای دقیق کلمه، وحدت میان مردم و تمام گروه‌ها و سلایق سیاسی در کشور متجلی شده، ما توانسته‌ایم از هولناک‌ترین و صعب‌ترین گرفتاری‌ها سربلند برآییم. جنگ تحمیلی نمونه بارز این وحدت کلمه و همدلی گسترده بود. اما در ادامه کم نبوده است سال‌هایی که به سبب دعوای جناح‌ها و سلایق سیاسی و تسری آن به پایین‌ترین سطوح جامعه، بسیاری از مردم را از همه چیز ترسانده‌ایم و فراری داده‌ایم. اگر ما توانستیم بر سر حساس‌ترین و مهم‌ترین موارد با دشمنان خونی و قسم خورده خویش به تفاهم و توافقاتی هر چند اولیه و اندک دست یابیم، چرا قادر نیستیم طرح یک برجام داخلی را رقم بزنیم و دعواهای کهنه و چند ساله را خاتمه دهیم؟ اگر باور داریم مردم از نتایج برجام خشنود و شادمان بوده‌اند، تصور کنید از تحقق یک برجام داخلی تا چه میزان مسرور خواهند شد و برای باعث و بانیان آن را چقدر دعا خواهند کرد!


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 345795
14 بهمن 1394




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیا سعودی در آستانه فروپاشی است؟

تاریخ:سه شنبه 13 بهمن 1394-10:42 ق.ظ


چندی پیش خبری از ریاض به رسانه‌های جهان راه یافت که علیرغم شاید کم یا بی‌اهمیت بودن آن، بیش از حد معمول مورد توجه قرار گرفت. خبر مربوط به شنیدن صدای تیراندازی از داخل کاخ سلطنتی خاندان
آل سعود بود. مدتی است که اغلب مواضع مهم دولت سعودی به‏ جای آنکه نظیر دوره‌های پیشین این رژیم سلطنتی از سوی پادشاه و یا ولیعهد او اعلام شود، توسط شاهزاده بن سلمان اعلام و علنی می‌شود. این در حالی است که نظر به بیماری جدی پادشاه، این مهم برعهده ولیعهد، یعنی «محمد بن نایف» است. اما محمد بن سلمان، فرزند پادشاه فعلی که سمت جانشین ولیعهد را دارد، عملاً تمام مسؤولیتهای مهم را برعهده گرفته و
بن نایف را به انزوایی تحمیلی سوق داده است.
بن سلمان با هوشیاری و برای اجرای نقشه‌های آتی خود، با سمت وزیر دفاع وارد کابینه آل سعود شد. او فرماندهی حمله به یمن را برعهده گرفت و از این راه ارتش را در اختیار گرفت و نفرات وفادار به خویش را در سمتهای مهم و کلیدی گماشت. این تدارکات نشان از آینده نگری او برای استفاده از ارتش در هنگام عزل احتمالی ولیعهد و نشستن بر تخت پادشاهی عربستان است. بن سلمان همچنین در عرصه اقتصادی شرکتهای اصلی نفتی فعال در کشور و بطور خاص آرامکورا قبضه کرده و با خود همراه ساخته است و ترکیب ارتش و نفت در کشوری نظیر عربستان یعنی تمام قدرت موجود!
نظر به آنچه آمد، تیراندازی در کاخ پادشاهی می‌تواند علامت شروع و آشکار شدن کشمکشی باشد که مدتهاست نظیر آتشی زیر خاکستر در حکومت آل سعود گسترش یافته است. اشتباه بن سلمان اما در این میان ورود همزمان به سه جبهه بود اشتباهی استراتژیک که ممکن است به سرنگونی حکومت این خاندان بر این کشور ثروتمند منجر شود. او با آنکه نبرد پنهانی سختی را با ولیعهد آغاز کرده است، همزمان کشورش را به جنگی بی‌حاصل کشاند. شاید امید داشت اخبار و هیجان جنگ و فرماندهی او سبب شود که یک کودتای احتمالی و حذف ولیعهد چندان توجهی را جلب نکند. اما ورود به این نبرد سبب شد بسیاری از متحدان سنتی سعودی‌ها نظیر مصر و ترکیه و پاکستان و... با پیش‌بینی عاقبت ناخوشایند ماجراجوییهای بن سلمان، از ریاض فاصله بگیرند و این شکست اول بود. در نبردهای میدانی بر خلاف پیش بینی یمنی‌ها توانستند بخشهایی از چند استان مرزی را تصرف کنند و سران قبایل این مناطق زمزمه جدایی از عربستان را سر دادند و این خطر قابل تسری به کل کشور است، بویژه در شرایط متزلزل فعلی و این شکست دوم بود. بدون توجه به این اوضاع او بر طبل تنشها با ایران کوفت. رفتاری که با خودزنی کاهش شدید قیمت نفت همراه شد و بیم آشوبهای اجتماعی را در کشور بالا برد. تداوم این اشتباهات عربستان را در آستانه یک فروپاشی هولناک و تجزیه احتمالی و تاریخی به چندین کشور قرار داده است، اتفاقی که بعید و دور نیست و قدرتهای جهانی نیز گویا نگران آن نیستند!


منع : قدس آنلاین - کدخبر 345417
13 بهمن 1394





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یک تجمع و چند درس مهم

تاریخ:دوشنبه 12 بهمن 1394-10:48 ق.ظ


شیوه جدید انعقاد قراردادهای نفتی، از همان آغاز رونمایی، مخالفان سر سختی داشت. هم در میان توده‌های مردم، هم نخبگان و صاحب نظران و هم برخی نمایندگان مجلس و مسؤولان.
در چنین شرایطی، بهتر آن بود که مدافعان این قراردادها، دلایل خود را مفصل و مشروح بیان می‌کردند و رسانه‌ها و بویژه رسانه ملی نیز به اندازه کافی فرصت طرح و بررسی به آن می‌دادند. مردم این سرزمین از سوراخ چنین معاهداتی زیاد گزیده شده‌اند و بدیهی است که از ریسمان سیاه و سفید بترسند.
وقتی این روند و رویه منطقی در چنین ماجرای مهمی طی نمی‌شود، ناچار دانشجویان نگران و از همه جا مانده، ممکن است مقابل وزارتخانه مربوطه تجمع کنند تا شاید از این راه صدایشان را به گوش مسؤولان مربوطه برسانند، اتفاقی که شنبه گذشته با حواشی بسیار، رخ داد!
البته این را همین جا روشن کنم که قانون از نگاه برخی دوستان ما، گویا تنها برای بستن دهان گروه‌های رقیب نوشته شده است تا هر کجا که معترض شدند فوری آن‌ها را به پیروی از آن تشویق کنیم. اما این قانونی که بناست فصل‌الخطاب باشد، برای ما نیز نوشته شده است، حتی اگر در برخی موارد، مفادش به مذاق ما خوش نیاید. به طور مثال سردمداران همین تجمع که ذکر آن رفت، باید ابتدا مجوزهای لازمه را اخذ و سپس به برگزاری‌اش اقدام می‌کردند. شاید پاسخ آن‌ها این باشد که؛ رفتیم، اما مجوز ندادند... حتی اگر این مجوز ندادن از نگاه آن دوستان غلط و غیرمسؤولانه تلقی شود، اما وقتی مجوزی ندارند، به گمان این قلم نباید تجمعی صورت می‌گرفت. اگر ما خود بدین قانون پایبند نباشیم، چگونه می‌توانیم در گذشته و حال و آینده، آن‌ها را که رفتاری شبیه خود ما داشته و تنها آرایشان با ما متفاوت بوده را به خاطر اعمال غیرقانونی‌شان سرزنش کنیم.
باری، این‌ها همه را گفتم، اما برخورد عزیزان نیروی انتظامی با این تجمع، چنانکه خبرهایش رسیده و حاضران در صحنه نقل می‌کنند، بیش از حد انتظار قاطعانه بوده و جمعی را کشان کشان دستگیر کرده و جمعی دیگر از دلسوزترین و فرهیخته‌ترین دانشجویان انقلابی این سرزمین نیز پس از آن سر از زندان و بازداشتگاه در آورده‌اند. برو بچه‌های دلسوز نیروی انتظامی، وظیفه‌شان را، آن هم در نهایت قدرت و قاطعیت انجام داده‌اند و از این نظر اصلاً قابل سرزنش نیستند و حتی باید به قول خراسانی‌ها، «ممنون دارشان» بود.
فقط اینجا یک نکته قابل یادآوری است. همه می‌دانستند و می‌دانستیم، این برو بچه‌ها نه ضد انقلابند و نه دشمن این نظام و مردم، و بلکه برعکس، به خاطر عشق به این سرزمین و انقلاب و مردم سینه سپر کرده‌اند. پس این شدت عمل چه معنایی دارد؟ چرا در مواردی دیگر که متضمن حفظ آبروی کشور و نظام بود، چنین قاطعیتی دیده نشد؟ مثلاً چرا این نمایش قدرت در جلوگیری از معترضان به سفارت عربستان رخ نداد تا آن اتفاق نیفتد؟ آیا اگر دلاوران نیروی انتظامی در آنجا نیز همین طور هنرنمایی می‌کردند، کسی قادر بود از صفوف آهنین آن‌ها بگذرد و به سفارت برسد؟ این یک بام و دو هوا چه معنایی دارد؟ آیا بنا بود این بار زهر چشمی گرفته شود و یا همان تجربه سفارت این برخورد را سبب شد؟ خوب است مردم پاسخ این پرسش‌ها را بدانند.


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 344884
12 بهمن 1394




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2