تبلیغات
خطی بر آب - مطالب آبان 1395

این وبلاگ توسط یکی از دوستداران قلم نوشته های جناب استاد محمدحسین جعفریان اداره می شود .

چرا سعدالحریری با گزینه حزب‌الله موافقت کرد؟

تاریخ:یکشنبه 2 آبان 1395-11:07 ق.ظ


در حالی که طی هفته گذشته رسانه‌های جهان در تسخیر اخبار حمله ارتش عراق به موصل و جملات رد و بدل شده در آخرین مناظره نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا بود، یک حادثه بسیار مهم در لبنان رخ داد، اما مجال ظهور رسانه‌ای کمتری یافت. در آخرین روز هفته قبل، عاقبت «سعد الحریری» از نامزدی ژنرال میشل عون، چهره مورد نظر حزب‌الله برای ریاست جمهوری لبنان، اعلام حمایت کرد. این یک پیروزی مسلم برای مقاومت در لبنان محسوب می‌شود، اما چرا جریان المستقبل به رهبری سعد الحریری، پس از دو سال و نیم خودداری از همراهی با گزینه مورد نظر حزب‌الله، تن به این انتخاب داد و آثار این اقدام جریان مذکور بر لبنان و منطقه چیست؟
برخی معتقدند، سعد الحریری به این انتخاب تن در داد، زیرا انتخاب دیگری نداشت. اما دست کم او یک انتخاب دیگر داشت و آن ادامه رفتاری بود که تاکنون داشته است، یعنی شعله‌ور نگهداشتن بحران خلأ ریاست جمهوری در لبنان با قبول نکردن نامزدی میشل عون، یعنی همان چیزی که ریاض در این مدت خواهان آن بود و همان هم شد. سعودی‌ها ترجیح می‌دادند این استخوان همچنان لای زخم بماند تا از یکسو همچنان در رسانه‌هایشان جریان مقاومت را عامل آن معرفی کنند و از سوی دیگر وضعیت سیاسی تا حد ممکن مغشوش و مبهم باقی بماند تا در صورت لزوم بحرانی کردن لبنان برای آسیب رساندن به حزب‌الله آسان‌تر باشد.
برخی از مقایسه آنچه آمد نتیجه گرفتند که سعدالحریری با دوستان و حامیان آل سعود خود، احتمالاً اختلاف‌هایی پیدا کرده و بر آن اساس با این رفتار خود، او نه در پی رسیدن به اهداف لبنان که درصدد هشدار دادن به شرکای عربستانی خویش است. این تحلیل چندان بیراه نیست. عربستان بویژه در یک و نیم سال اخیر، اوضاع اقتصادی بسیار بدی را تجربه کرده است. آن چشمه روان پول که پیش از این، دوستان منطقه‌ای آل سعود، نظیر سعدالحریری‌ها را سیراب می‌کرد، مدتی است خشکیده و بدتر از آن، سرمایه‌گذاری‌هایی که حریری در عربستان داشته، به سبب اتخاذ سیاست‌های ریاضت اقتصادی، وضعیت بسیار بدی پیدا کرده‌اند. به نظر می‌رسد او پس از آنکه نتوانسته است امتیازهای لازمه را برای شرکت‌ها و فعالیت‌های گسترده اقتصادی‌اش در عربستان بگیرد، این رفتار را ترجیح داده که در حقیقت نوعی هشدار به سعودی‌ها محسوب می‌شود.
حالا پس از جلسه‌ای مشترک، هم حزب‌الله و هم المستقبل خواستار تماس‌های سریع‌تر طرف‌های لبنانی برای تفاهمات جامع و ملی شده‌اند. ریاست جمهوری میشل عون با وجود مخالفت دو سال و نیمه دشمنان حزب الله در لبنان، بیانگر نفوذ فراگیر جریان مقاومت در لبنان بوده و بی‌گمان ژنرال عون هم این وفاداری را از یاد نخواهد برد و سال‌های ریاست جمهوری او می‌تواند دورانی طلایی برای حزب‌الله باشد. این اتفاق به تحکیم جایگاه مقاومت در سوریه و حتی عراق کمک شایان توجهی کرده و مهم‌تر از آن سبب تحکیم مواضع حزب الله در قبال رژیم صهیونیستی خواهد شد .


منبع: قدس آنلاین _ کدخبر 467373

2 آبان 1395





دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بیمار یک انسان است نه یک قلک!

تاریخ:یکشنبه 2 آبان 1395-11:01 ق.ظ


نظیر برخی فیلم‌های سینمایی، می‌خواستم در پیشانی این یادداشت بنویسم؛ بر اساس یک داستان واقعی! اما بعد فکر کردم ضرورتی ندارد. چراکه بیشتر خوانندگان این سطور، حتما چنین بلاهایی بر سرشان آمده و بیشتر مسئولان مربوطه هم، از این معضل باخبرند. تنها محض یادآوری و انجام وظیفه روزنامه‌نگاری، آن را می‌نویسم، باشد از یک‌سو هشداری باشد به مردم تا در چنین دام‌هایی نیفتند و تذکری هم باشد به مسئولان تا نظارت‌های مربوطه را جدی‌تر بگیرند.
اما بعد، چند روز قبل مادر یکی از دوستان سرشناس و جانباز ما که در حومه تهران به‌تنهایی زندگی می‌کند، حالش خراب می‌شود. همسایه‌ها او را به نزدیک‌ترین بیمارستان می‌برند. چون بیمار حین غش‌کردن به زمین خورده بوده و در قفسه سینه احساس درد داشته از قفسه سینه‌اش عکس می‌گیرند و پزشک می‌گوید؛ یکی از دنده‌ها شکسته و احتمال دارد استخوان دنده ریه را سوراخ کند و بسیار خطرناک است و فورا ایشان بستری می‌شود.
ساعاتی بعد فرزندان ایشان خودشان را می‌رسانند. عروس خانواده که متخصص قلب است، عکس‌ها و آزمایش‌ها را می‌بیند و با آنکه متخصص ارتوپدی نبوده، تعیین می‌کند هیچ اثری از شکستگی نیست. پزشک بیمارستان اما در ادامه چندین آزمایش و سی‌تی‌اسکن‌های متعدد ازجمله از لگن و... دستور سه روز بستری دیگر را می‌نویسد و هنگامی‌که با اعتراض همراهان روبه‌رو می‌شود، می‌گوید: این تخصص من است و اگر نمی‌خواهید، با مسئولیت خودتان بیمار را ترخیص کنید. آن‌ها هم، چنین می‌کنند و البته به‌خاطر همان یک شبی که بیمار در آنجا شب را به صبح رسانده و البته دو سه تا سرمی که زده‌اند، یک و نیم میلیون تومان پول می‌پردازند. همانجا یکی از پرستارها می‌گوید: آفرین! خودتان را نجات دادید!
در تهران روز بعد، یک پزشک ارتوپد سرشناس به محض دیدن تصویر رادیولوژی قفسه سینه، می‌گوید کاملا معلوم است، این یک ترومای معمولی بوده و هیچ شکستگی وجود ندارد و اطمینان می‌دهد که بیمار را به منزل ببرند و می‌برند و تمام. حالا تصور کنید اگر در این خانواده، آن عروس پزشک، بموقع نمی‌رسید. ایشان می‌گوید هیچ نیازی به سی‌تی‌اسکن‌های بعدی، به‌ویژه لگن و... نبود چون بیمار اصولا دردی در آن ناحیه نداشته و ادامه بستری‌شدن هم ضرورتی نداشت. فقط عملا سبب می‌شد صورت‌حساب یک و نیم میلیونی بشود ١٠میلیون و بعد هم بیمار را ترخیص کنند و تمام... باری اگر مردم یا اصحاب رسانه، حتی در قالب نمایش و طنز، شبیه آنچه مهران مدیری از اوضاع برخی بیمارستان‌ها نوشت، از این دزدی‌های پنهان و آشکار جماعتی که نام جامعه پزشکی را لکه‌دار می‌کنند، چیزی بگویند و بنویسند، همه به آن‌ها حمله‌ور می‌شوند، اما به‌راستی این حقایق را باید در کجا گفت و نوشت؟ چه سازوکار نظارتی در این قبیل موارد پیش‌بینی شده تا بیمارستان‌ها هزینه بیخودی برای بیمار نتراشند؟ مرتب سخن از بدهی‌های هنگفت بیمه‌ها، به‌ویژه به بیمارستان‌های خصوصی گفته می‌شود، آیا بخشی از این بدهی‌ها از رهگذر درمان‌سازی‌هایی نظیر آنچه آمده، نیست؟ ارباب رجوع نگون‌بخت در این قبیل موارد پناهشان پس از خداوند کیست و کجاست؟ آیا اعلام یک تلفن و آدرس برای شکایات کافی است؟ آیا پیرزنی بیمار با آن حال و روز، امکان پیگیری و طرح شکایت دارد؟ آن هم در مسیری که برای نیل به آن، باید یک کفش آهنین پوشید؟ و تازه اگر در پایان ماجرا معکوس نشده و شاکی در جایگاه متهم نشانده نشود؟ باید چه کرد تا زحمات قشر دلسوز و فرشته‌صفت عموم جامعه پزشکی با فریبکاری و دزدی‌های پنهان این‌چنینی تعدادی معدود و محدود، آلوده نشود؟

منبع: شهرآرا آنلاین _ کدخبر 70228
1آبان 1395




نوع مطلب : روزنامه شهرآرا 
دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

افغانستان؛ عقب گرد به روزهای جنگ و ناامنی

تاریخ:یکشنبه 2 آبان 1395-10:39 ق.ظ


بر خلاف پیش‌بینی بیشتر کارشناسان مسایل افغانستان، با وجود پایان فصل تابستان و آغاز فصول سرد، حملات طالبان شدت غیرمنتظره‌ای یافت. سال‌ها این رویه به یک قانون نانوشته در این کشور بدل شده بود که با آغاز بهار و آب شدن برف‌ها، دامنه نبردها گسترش یافته و درگیری‌ها بالا می‌گرفت و برعکس، با شروع فصل سرما، کشمکش‌ها فروکش می‌کرد و دو طرف به سنگرهایشان بازمی‌گشتند و در این مدت طالبان بیشتر عملیات‌هایش منحصر به ترورهای هدفمند یا گروهی از حملات برنامه‌ریزی شده، شهری می‌شد و امسال این قانون نانوشته باطل شد.
در حالی که برخی مناطق مرتفع نظیر فرمانداری‌هایی در شمال شرق کشور با سرمای زودرس و حتی بارش برف در ارتفاعات رو به رو شدند، اما بازار نبردها بیشتر از تمام بهار و زمستان در همین چند هفته سخت پاییز داغ شده و مخالفان دولت مرکزی، همزمان توانسته‌اند در پنج استان، بسیار قدرتمندانه و با توان هجومی بالا، یورش‌های بی‌سابقه‌ای را شکل داده و به پیروزی‌های قابل توجهی نیز دست یابند.
در شهریورماه طالبان خود را تا محلات حاشیه‌ای شهر «ترین کوت»، مرکز استان «ارزگان» رساندند و اما ارتش توانست آن‌ها را عقب براند. کمی بعد در اوایل مهرماه آن‌ها بار دیگر به «قندوز» حمله و بخش‌های زیادی از شهر را تصرف کردند. ارتش نیروهایش را به شمال فرستاد، اما جنگ مغلوبه نشد، هر چند طالبان از برخی محلات مجبور به عقب نشینی شد. در همین حال آتش جنگ در استان غربی «فراه» که هم مرز با استان خراسان جنوبی ماست، بالا گرفت و در چند روز گذشته، کار تا آستانه سقوط مرکز این استان هم پیش رفت.
صدها نیرو از استان‌های بادغیس و هرات برای کمک به فراه رفتند و اوضاع را کمی سامان دادند و اما از استان «بغلان» در مسیر کابل به قندوز، بویژه از شهرستان «دوشی» در این استان خبر می‌رسید که طالبان شاهراه اصلی تردد به شمال افغانستان را قطع کرده و تمام خودروهای عبوری را غارت می‌کنند، مشکلی که ماه‌هاست هراز گاهی در این ناحیه بروز می‌کند. کمی بعد طالبان در فاریاب حملات سختی را سازمان داد و ده‌ها نیروی دولتی، به شمول دو محافظ ژنرال دوستم، معاون اول رئیس‌جمهور را کشتند. اکنون هم از هلمند خبری می‌رسد که بار دیگر مهاجمان به «لشگرگاه» حمله کرده و حتی برخی محلات حاشیه شهر را تصرف کرده‌اند. این همه در حالی است که وضعیت در استان‌هایی مثل «پکتیا»، «زابل»، «قندهار» و «سرپل» هم خوب نیست. حملات انتحاری در کابل، بلخ و مزار شریف هم بویژه در ایام محرم بسیاری از مردم را به خاک و خون کشاند... .
تا اینجا هر چه آمد، نقل اوضاع پریشان امنیتی در افغانستان است. چطور طالبان به ناگاه چنین توان مضاعفی یافته‌اند؟ چطور چند شورشی آموزش ندیده با سلاح‌های ابتدایی خود قادرند ارتشی را که آمریکایی‌ها سال‌ها صرف آموزش و صدها میلیون دلار صرف تجهیز آن کرده‌اند، این چنین به زانو درآورند؟ برخی معتقدند، اسلام‌آباد از تصمیمات پی در پی دولت وحدت ملی در تقابل با پاکستان به خشم آمده و تمام توان خود را برای ناامن کردن افغانستان به کار گرفته است. برخی معتقدند، طالبان قوی نشده، بلکه ارتش ضعیف شده است. علت اصلی هم فساد عمیق موجود در نیروهای مسلح و لشکر سربازان خیالی است، افسرانی که جیره و بودجه دسته‌هایی چند صد نفری از سربازان را می‌گیرند و اما در عمل و هنگام رویارویی با طالبان به زحمت دسته‌هایی چند 10 نفری را می‌توانند به جنگ با آنان بفرستند! اما ارتش از خود رفع اتهام می‌کند. افسران عالی رتبه می‌گویند، وظیفه ما حراست از محلات و روستاهای قندوز و فراه و مانند آن نیست. کار ما هجوم، نبرد و آزادسازی است. پس از آن ما وظیفه نداریم هفته‌ها و ماه‌ها همان جا بمانیم... اما مشکل همین جاست. آن‌ها طالبان را عقب می‌زنند و سپس به کابل باز می‌گردند و پشت سر آن‌ها طالبان بار دیگر تمام مناطق را اشغال می‌کند! برخی از خیانت‌های پشت پرده سخن می‌گویند و اینکه کسانی حتی جیره و غذای روزانه سربازان ارتش را به طالبان می‌فروشند. برخی علت جری شدن دشمن را حذف فرماندهان جهادی و خانه نشین کردن آن‌ها می‌دانند و... .
به گمان این قلم پاسخ اما این پند دیرینه پارسی است که «دو درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند»! دولت افغانستان از صدر تا ذیل دو شقه شده است. بخش عمده توان تمام افراد و مراکز دولتی، صرف نزاع درونی میان رئیس‌جمهور و رئیس اجراییه می‌شود، دو مقامی که هر کدام درصدد گسترش اختیارات خویش و عقب راندن رقیب است. آن‌ها حتی در سیاست خارجی به سراغ حامیان بین‌المللی رقیب رفته و آشکارا رایزنی می‌کنند. بسیاری سفرهای اخیر اشرف غنی و نزدیکان وی، نظیر «حنیف اتمر» را به هند و چین و روسیه و ایران و برخی کشورهای آسیای میانه که می‌توانند حامیان بالقوه دکتر عبدالله باشند، در این شمار می‌دانند و برعکس سفر دکتر عبدالله را به عربستان که متحد و حامی اشرف غنی است، نیز بر همین سیاق... باری من چنین باوری ندارم و قصد گمانه زنی ندارم، اما شک ندارم کشمکش‌های درونی دولت وحدت ملی، مجالی برای فرماندهی واحد و مؤثر جنگ برای دولتمردان افغانستانی باقی نگذاشته و اگر این وضع تداوم یابد، شاهد پیشروی‌های بیشتر طالبان و حتی ظهور و موفقیت شورشیان جدیدتری نیز خواهیم بود.

منبع: قدس آنلاین _ کدخبر 466088
28 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()