تبلیغات
خطی بر آب - مطالب اطلاعیه های مدیریت وبلاگ

این وبلاگ توسط یکی از دوستداران قلم نوشته های جناب استاد محمدحسین جعفریان اداره می شود .

برای دوستان همراه

تاریخ:شنبه 13 آذر 1395-12:18 ق.ظ


با سلام خدمت دوستان و همراهان عزیز !
برای پیگیری مطالب استاد محمدحسین جعفریان
به آدرس اینستاگرام mhjafarian@ مراجعه نمایید .
با تشکر مدیریت وبلاگ .



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

توصیه انتخاباتی

تاریخ:پنجشنبه 6 اسفند 1394-11:28 ب.ظ





سلام !
نمیدانم نظرمن برای کسی مهم است یانه،ازدعواهاوکشمکشهای باندهاوجناحهاهم دل خونی دارم.امااگرمجبورمیشدم درانتخابات پیش رو فقط به یکنفر رای بدهم بی گمان آن رای را باافتخار تقدیم به برادر جانبازم دکتر «مجتبی رحماندوست» میکردم.اونمونه یک انسان فرهیخته،دلسوز و صادق وسالم درروزگار ماست که حیاتش را وقف مردم کرده است.من شاهدبسیاری از زحمات اوبرای رفع مشکلات توده های مردم ونیزهنرمندان واصحاب قلم بوده ام.نظیراو بسیارکم اند وچنانچه شهادت من ارزشی داشته باشد،به لیاقت و تقوی او شهادت میدهم وامیدوارم هرکس بسهم خود درجلب آرای دیگران برای این جوانمردتلاش کند.خداوندعاقبت همه مارا بخیرگرداند،انشاالله.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بررسی آثار فروغ فرخزاد

تاریخ:چهارشنبه 28 بهمن 1394-07:30 ب.ظ






 بررسی آثار فروغ فرخزاد ، برای اولین بار پس از انقلاب در رسانه ملی و در یک برنامه زنده
جمعه 30 بهمن 1394
ساعت 21
شبکه 4 سیما





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اکران دوم مستند « چه کسی ما را کشت ؟ »

تاریخ:سه شنبه 11 آذر 1393-08:47 ب.ظ

خطی بر آب
سلام !
دعوتید به نوبت دوم اکران مستند تحسین شده « چه کسی ما را کشت ؟ »
به کارگردانی محمد حسین جعفریان .
چهارشنبه 12 آذر ساعت 15 .
سینما سپیده سالن اصلی .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

میلاد شمس خراسان مبارک ...

تاریخ:شنبه 15 شهریور 1393-07:35 ب.ظ


خطی بر آب





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عید سعید فطر مبارک

تاریخ:دوشنبه 6 مرداد 1393-10:19 ب.ظ

خطی بر آب



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

القدس لنا

تاریخ:پنجشنبه 2 مرداد 1393-10:39 ب.ظ


خطی بر آب



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کتابخانه دانشگاه ها باید مملو از دانشجو باشد

تاریخ:چهارشنبه 21 خرداد 1393-02:09 ق.ظ


به مناسبت سوم خرداد ماه، سالروز فتح خرمشهر در دانشکده علوم پایه دانشگاه فردوسی مشهد مراسمی تحت عنوان "جشن بزرگ حماسه استقامت" با حضور محمدحسین جعفریان و رضا برجی و با مجری گری علی درستکار برگزار شد. آنچه که در پی می آید حاصل گفتگوی این سه نفر در رابطه با دغدغه های فرهنگی کشور با محوریت انقلاب اسلامی ایران است:


                 

درستکار: چرا شما نمی توانید نسبت به اتفاقاتی که در دنیا می افتد آرام و بی تفاوت باشید؟

برجی: برای ما سخت بود که با وجود دفتر صدا وسیما در دهلی نو، از مسلمانان آنجا و جنایاتی که در حق آنها می شود تصویری نداشته باشیم و این را شما تعمیم دهید به سایر جنگ ها و اتفاقاتی که افتاده است. من و جعفریان برای یکی از سفرهایمان، از ایران به پاکستان و سپس از آنجا به افغانستان، هر کدام مان 100 هزارتومان قرض کردیم که شهید آوینی هم 50 هزار تومان برای این سفر به ما کمک کرد.

هنگام جنگ های بوسنی، من و محمدحسین جعفریان در کوزوو یک تاکسی کرایه کردیم و با چسب پهن رویش به انگلیسی نوشتیم: " TV ". حضور ما در آنجا مصادف با برهه ای بود که ناتو می خواست وارد آن منطقه بشود، بنابراین، حضور در این منطقه کار ساده ای نبود و ما وقتی که خواستیم وارد شویم نگران بودیم که ما را به آنجا راه ندهند، اما وقتی که گذرنامه هایمان را به نیروهای سازمان ملل متحد مستقر در آن منطقه نشان دادیم آنها به راحتی گذاشتند که ما وارد شویم. بعداً فهمیدیم که علت اجازه ورود ما به این منطقه جنگی به خاطر تشابه پرچم کشور ایران و ایتالیا بوده است!

هنگامی که ما وارد آنجا شدیم، مشاهده کردیم که صرب ها مساجد و خانه ها را به آتش می کشند و وقتی هم که می خواستیم از آن فجایع تصویربرداری کنیم، همان نیروهای سازمان ملل مانع کار ما می شدند. در همین حین، کریستین امان پور نیز به آنجا رسید و باور نمی کرد که ما را بتواند در آنجا ببیند زیرا او در 7 جنگ و من در 15 جنگ هر دو به عنوان خبرنگار حاضر بودیم.

حضور ما در این مناطق جنگی، تا الآن تنها با لطف خداوند میسر شده است.


جعفریان: من هم در تکمیل جواب رضا باید بگویم که برخلاف بسیاری از جنگ های دنیا پس از پایان جنگ تحمیلی هشت ساله، افرادی مثل ما به خاطر این پایان بسیار ناراحت بودند زیرا ما بهترین و بزرگترین دوستان خود را در این جنگ از دست داده بودیم و احساس می کردیم که از آنها عقب مانده ایم. به یاد دارم که در روزهای نخستین پذیرش قطعنامه 598 در جبهه تمام بچه ها در حالت ناراحتی به سر می بردیم که فرمانده مان آمد و گفت: «چرا ناراحتید؟ اگر خوشحال می شوید بروید دو خاکریز بنا کنید و سپس با همدیگر بجنگید تا ناراحتی اتان برطرف شود!»

آن زمان که من و رضا برجی به جاهایی مانند بوسنی و یا افغانستان سفر می کردیم، اطلاعات درستی از آن حوزه ها نداشتیم. ما در این مسیرها قرار گرفتیم که اطلاعات و طرز تفکرات مربوط به این حوزه ها را اصلاح کنیم.


برجی: جنگ یکی از بدترین مخلوقات ما انسان ها ست. برای مثال ما در جایی قرار می گیریم که سر بچه چهارساله را بریده اند، سر کودک سه ماهه را بر میخ کوبیده شده است، جنین هایی را سر بریده اند و... .

آن وقت زمان جنگ ما ،رزمندگان در پادگان دوکوهه قبرهایی را کنده بودند و در آنجا به راز ونیاز با خداوند می پرداختند. در آن دوران بسیجی ها با باور و عشق به امام حسین(ع) رفتند و جلوی دشمن را گرفتند تا از ژن ایرانی دفاع کنند. متأسفانه ما این باور را از دست داده ایم. فکر کنم وقت آن رسیده که مشخص گردد چه کسانی جام زهر را به امام(ره) دادند؟

من وظیفه خاطره گویی از جنگ را ندارم. شما در رابطه با شهدا چقدر کتاب مطالعه کرده اید و یا چند بیت شعر جنگ حفظ هستید؟

شما دانش آموز نیستید بلکه خودتان باید به سراغ دانش بروید. برای یک دانشجو، جای تأسف دارد که هشت ساعت بخوابد. متأسفانه دانشگاههای ما دانشگاه نیست، زیرا دانشجوها را تنبل بار می آورند و آنها نمی داند که دانشجو هستند. آنها باید دایم در کتابخانه اش باشند و نگذارند که آنجا را خاک بگیرد.

اگر به داد فرهنگ نرسیم، دچار اضمحلال درونی می شویم.

جعفریان :من زمانی به یک محفل کارشناسی در یک مرکز مهم دولتی دعوت شدم. وقتی رسیدم، دیدم موضوع جلسه بررسی وضعیت مسلمانان آسیای مرکزی و نوع تقابل و روابط ما با آنهاست. همه حضار دکتر و پروفسور و روسای دانشگاه و خلاصه کارشناسانی بودند که مراکز رسمی ما از آنها برای اجرای سیاست هایشان مشورت می گیرند و فقط گویا من بین آنها نخودی بودم!

جوهر بحث این بود که تفکر تکفیری و الحادی در آسیای مرکزی نفوذ کرده و ما اگر بنا ست آنجا کاری بکنیم با تکیه بر ایرانی بودنمان و از این منظر باشد و ... بعد هم جریان افراطی "دره فرغانه" ازبکستان را مثال زدند که رهبر آنها بعدها "جمعه بای نمنگانی" شد و به القاعده گرایش یافت، آنها هم جذبش کردند و تا فرماندهی غیرعرب ها کل سازمان القاعده ترقی کرد و عاقبت در جریان حمله آمریکا به افغانستان ها کشته شد.

من حیران ماندم چه بگویم؟ یکی نماینده مجلس است و دکتر علوم سیاسی، آن یکی رییس فلان اداره مهم است و دکترای بهمان دارد، آن دیگری ... من از ساختمان شیک آن اداره محترم در شمال تهران زدم بیرون و به سمت خانه حرکت کردم. در همان حال مسوول جلسه زنگ می زند که کجایید؟ نوبت سخنرانی شماست! گفتم: این بزرگان همه روی هوا هستند و من روی زمین. نام ها و سوژه هایی که آنها در رسانه ها شنیده اند و درباره ایشان خوانده اند، من دیده ام و با آنها زندگی کرده ام. به قدری تفاوت این مجاز و حقیقت زیاد است که تفهیمش آن هم از سوی من به آن اساتید غیرممکن خواهد بود. به ویژه آنکه هرکدام چند دکترا دارند و جایی رییس و مسوولند و کارشناس مورد وثوق و ... من هیچ کاره.



درستکار: من در سال های 76 تا 77 برنامه ای پیش آمد که روی ماهواره ها تحقیقی داشته باشم. در این پژوهش من به راز موفقیت آنها پی بردم که یک گزاره حاصل شد: "آن برنامه ها شوخی ترین امور خود را جدی می گیرند و ما بالعکس". این رویه، برخلاف آموزه های دینی ما ست. حال، سوالم این است که گفته هایی که شما تا اینجا داشته اید را چگونه باید عملیاتی کنیم؟

جعفریان: به طور معمول نمی توان گفت که چه راههایی غلط است و چه راهی درست؟

کسانی که با مجله همشهری جوان آشنا باشند می دانند که من هر هفته در ستونی به نام "از هر هنر یک انگشت" یادداشت می نویسم. حدوداً چهار سال قبل هنگامی که می خواستم یادداشت نویسی در این ستون را آغاز کنم، گمان می کردم که نسل جوان مخاطب یادداشت های من نیست و حرف تازه ای برای این قشر نحواهم داشت. تا اینجای ماجرا را داشته باشید.

من تا پیش از این، خیلی با فضای مجازی مأنوس نبودم. اولین باری که با این فضا و موتورهای جستجوگر آشنا شدم تصمیم گرفتم که نامم را در این فضا جستجو کنم. در یکی از این جستجوها مشاهده کردم وبلاگی راه اندازی شده است و رویش نوشته شده است: "پایگاه اطلاع رسانی محمدحسین جعفریان"، که در آن یادداشت هایم در همشهری جوان و سایر مطبوعات همراه با تصویر منعکس شده بود.

 من در جایی در رابطه با شهدای مزارشریف مصاحبه ای کرده بودم. به نظر می آمد مدیریت وبلاگ که در رابطه این شهدا به تصویری نرسیده است، به قدری این مساله برایش مهم بوده که از تصویر این شهدا در خیابان کریم خان زند تهران عکس برداری کرده بود و آن را در محیط وب قرار داده بود. برای من که با این فضا مأنوس نبودم جالب بود.

با پیگیری از طریق کامنت های وبلاگ متوجه شدم که آن را جوانی حدوداً بیست ساله راه اندازی کرده است که همین مایه آشتی من با فضای مجازی شد.

                     


شاید امثال من و رضا برجی خیلی با این فضاهای مجازی و کم و کیف آن در ارتباط نباشیم اما حداقلش این است که شما جوانان با ابتکارات خود، چه در این فضا و  حتی بیرون از آن، می توانید به ما کمک کنید تا تفکرات انقلابی منتشر شود.

برجی: من با جعفریان کار مشترکی تحت عنوان "لعل بدخشان" داشتیم که اتفاقاً همین کار منجر به جانباز شدن وی شد. همه قسمت های مستند، به غیر از دو قسمت پایانی آن از تلویزیون پخش شد، که علت پخش نشدن آن دو قسمت هم هیچ گاه برای ما مشخص نشد.

آن زمان تلویزیون ایران دو شبکه بیشتر نداشت و شبکه 2 سیما هم آخر شب برنامه هایش به زبان عربی پخش می شد. ما توانستیم دو قسمت آخر مستند "لعل بدخشان" را با ترفندهایی خاص در این بخش بگنجانیم. جالب است بدانید که همین دو قسمت منجر به ارایه سندی برای نشان دادن مظلومیت نیروهای مجاهد تاجیکی شد.


منبع: اختصاصی خطی بر آب

3 خرداد 1393





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مبعث رسول مهربانی ها مبارک باد

تاریخ:سه شنبه 6 خرداد 1393-02:29 ق.ظ




ز احمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندر این یک میم غرق است...

عید بزرگ مبعث خجسته باد.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جشن بزرگ حماسه استقامت

تاریخ:جمعه 2 خرداد 1393-12:40 ق.ظ


جشن بزرگ حماسه استقامت

فردا سوم خرداد در سالروز آزادی خرمشهر جشنی با حضور استاد محمد حسین جعفریان و تعدادی از فرهنگیان مطرح کشور در سالن اجتماعات علوم پایه دانشگاه فردوسی مشهد در ساعت 15 برگزار می شود .







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روز پدرای ماه و مهربان مبارک ...

تاریخ:دوشنبه 22 اردیبهشت 1393-07:46 ب.ظ


خطی بر آب



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

استاد محمدحسین جعفریان تولدتان مبارک

تاریخ:دوشنبه 1 اردیبهشت 1393-09:54 ب.ظ


خطی بر آب





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ولادت حضرت زهرا (س) بر تمام بانوان مبارک باد

تاریخ:یکشنبه 31 فروردین 1393-06:38 ب.ظ


خطی بر آب




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لعن الله قاتلیک یا فاطمه الزهرا (س)

تاریخ:دوشنبه 11 فروردین 1393-04:32 ب.ظ


خطی بر آب


زیارت قبول...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بهار

تاریخ:جمعه 1 فروردین 1393-08:47 ب.ظ





آن دل که ز توست از قرارش پیداست
از سینه سرخ و داغدارش پیداست
در چشم بهار تو خزان را دیدم
سالی که نکوست از بهارش پیداست...


نوروزتان پیروز...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4