تبلیغات
خطی بر آب - مطالب روزنامه قدس ( خطی بر آب )

این وبلاگ توسط یکی از دوستداران قلم نوشته های جناب استاد محمدحسین جعفریان اداره می شود .

چرا سعدالحریری با گزینه حزب‌الله موافقت کرد؟

تاریخ:یکشنبه 2 آبان 1395-11:07 ق.ظ


در حالی که طی هفته گذشته رسانه‌های جهان در تسخیر اخبار حمله ارتش عراق به موصل و جملات رد و بدل شده در آخرین مناظره نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا بود، یک حادثه بسیار مهم در لبنان رخ داد، اما مجال ظهور رسانه‌ای کمتری یافت. در آخرین روز هفته قبل، عاقبت «سعد الحریری» از نامزدی ژنرال میشل عون، چهره مورد نظر حزب‌الله برای ریاست جمهوری لبنان، اعلام حمایت کرد. این یک پیروزی مسلم برای مقاومت در لبنان محسوب می‌شود، اما چرا جریان المستقبل به رهبری سعد الحریری، پس از دو سال و نیم خودداری از همراهی با گزینه مورد نظر حزب‌الله، تن به این انتخاب داد و آثار این اقدام جریان مذکور بر لبنان و منطقه چیست؟
برخی معتقدند، سعد الحریری به این انتخاب تن در داد، زیرا انتخاب دیگری نداشت. اما دست کم او یک انتخاب دیگر داشت و آن ادامه رفتاری بود که تاکنون داشته است، یعنی شعله‌ور نگهداشتن بحران خلأ ریاست جمهوری در لبنان با قبول نکردن نامزدی میشل عون، یعنی همان چیزی که ریاض در این مدت خواهان آن بود و همان هم شد. سعودی‌ها ترجیح می‌دادند این استخوان همچنان لای زخم بماند تا از یکسو همچنان در رسانه‌هایشان جریان مقاومت را عامل آن معرفی کنند و از سوی دیگر وضعیت سیاسی تا حد ممکن مغشوش و مبهم باقی بماند تا در صورت لزوم بحرانی کردن لبنان برای آسیب رساندن به حزب‌الله آسان‌تر باشد.
برخی از مقایسه آنچه آمد نتیجه گرفتند که سعدالحریری با دوستان و حامیان آل سعود خود، احتمالاً اختلاف‌هایی پیدا کرده و بر آن اساس با این رفتار خود، او نه در پی رسیدن به اهداف لبنان که درصدد هشدار دادن به شرکای عربستانی خویش است. این تحلیل چندان بیراه نیست. عربستان بویژه در یک و نیم سال اخیر، اوضاع اقتصادی بسیار بدی را تجربه کرده است. آن چشمه روان پول که پیش از این، دوستان منطقه‌ای آل سعود، نظیر سعدالحریری‌ها را سیراب می‌کرد، مدتی است خشکیده و بدتر از آن، سرمایه‌گذاری‌هایی که حریری در عربستان داشته، به سبب اتخاذ سیاست‌های ریاضت اقتصادی، وضعیت بسیار بدی پیدا کرده‌اند. به نظر می‌رسد او پس از آنکه نتوانسته است امتیازهای لازمه را برای شرکت‌ها و فعالیت‌های گسترده اقتصادی‌اش در عربستان بگیرد، این رفتار را ترجیح داده که در حقیقت نوعی هشدار به سعودی‌ها محسوب می‌شود.
حالا پس از جلسه‌ای مشترک، هم حزب‌الله و هم المستقبل خواستار تماس‌های سریع‌تر طرف‌های لبنانی برای تفاهمات جامع و ملی شده‌اند. ریاست جمهوری میشل عون با وجود مخالفت دو سال و نیمه دشمنان حزب الله در لبنان، بیانگر نفوذ فراگیر جریان مقاومت در لبنان بوده و بی‌گمان ژنرال عون هم این وفاداری را از یاد نخواهد برد و سال‌های ریاست جمهوری او می‌تواند دورانی طلایی برای حزب‌الله باشد. این اتفاق به تحکیم جایگاه مقاومت در سوریه و حتی عراق کمک شایان توجهی کرده و مهم‌تر از آن سبب تحکیم مواضع حزب الله در قبال رژیم صهیونیستی خواهد شد .


منبع: قدس آنلاین _ کدخبر 467373

2 آبان 1395





دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

افغانستان؛ عقب گرد به روزهای جنگ و ناامنی

تاریخ:یکشنبه 2 آبان 1395-10:39 ق.ظ


بر خلاف پیش‌بینی بیشتر کارشناسان مسایل افغانستان، با وجود پایان فصل تابستان و آغاز فصول سرد، حملات طالبان شدت غیرمنتظره‌ای یافت. سال‌ها این رویه به یک قانون نانوشته در این کشور بدل شده بود که با آغاز بهار و آب شدن برف‌ها، دامنه نبردها گسترش یافته و درگیری‌ها بالا می‌گرفت و برعکس، با شروع فصل سرما، کشمکش‌ها فروکش می‌کرد و دو طرف به سنگرهایشان بازمی‌گشتند و در این مدت طالبان بیشتر عملیات‌هایش منحصر به ترورهای هدفمند یا گروهی از حملات برنامه‌ریزی شده، شهری می‌شد و امسال این قانون نانوشته باطل شد.
در حالی که برخی مناطق مرتفع نظیر فرمانداری‌هایی در شمال شرق کشور با سرمای زودرس و حتی بارش برف در ارتفاعات رو به رو شدند، اما بازار نبردها بیشتر از تمام بهار و زمستان در همین چند هفته سخت پاییز داغ شده و مخالفان دولت مرکزی، همزمان توانسته‌اند در پنج استان، بسیار قدرتمندانه و با توان هجومی بالا، یورش‌های بی‌سابقه‌ای را شکل داده و به پیروزی‌های قابل توجهی نیز دست یابند.
در شهریورماه طالبان خود را تا محلات حاشیه‌ای شهر «ترین کوت»، مرکز استان «ارزگان» رساندند و اما ارتش توانست آن‌ها را عقب براند. کمی بعد در اوایل مهرماه آن‌ها بار دیگر به «قندوز» حمله و بخش‌های زیادی از شهر را تصرف کردند. ارتش نیروهایش را به شمال فرستاد، اما جنگ مغلوبه نشد، هر چند طالبان از برخی محلات مجبور به عقب نشینی شد. در همین حال آتش جنگ در استان غربی «فراه» که هم مرز با استان خراسان جنوبی ماست، بالا گرفت و در چند روز گذشته، کار تا آستانه سقوط مرکز این استان هم پیش رفت.
صدها نیرو از استان‌های بادغیس و هرات برای کمک به فراه رفتند و اوضاع را کمی سامان دادند و اما از استان «بغلان» در مسیر کابل به قندوز، بویژه از شهرستان «دوشی» در این استان خبر می‌رسید که طالبان شاهراه اصلی تردد به شمال افغانستان را قطع کرده و تمام خودروهای عبوری را غارت می‌کنند، مشکلی که ماه‌هاست هراز گاهی در این ناحیه بروز می‌کند. کمی بعد طالبان در فاریاب حملات سختی را سازمان داد و ده‌ها نیروی دولتی، به شمول دو محافظ ژنرال دوستم، معاون اول رئیس‌جمهور را کشتند. اکنون هم از هلمند خبری می‌رسد که بار دیگر مهاجمان به «لشگرگاه» حمله کرده و حتی برخی محلات حاشیه شهر را تصرف کرده‌اند. این همه در حالی است که وضعیت در استان‌هایی مثل «پکتیا»، «زابل»، «قندهار» و «سرپل» هم خوب نیست. حملات انتحاری در کابل، بلخ و مزار شریف هم بویژه در ایام محرم بسیاری از مردم را به خاک و خون کشاند... .
تا اینجا هر چه آمد، نقل اوضاع پریشان امنیتی در افغانستان است. چطور طالبان به ناگاه چنین توان مضاعفی یافته‌اند؟ چطور چند شورشی آموزش ندیده با سلاح‌های ابتدایی خود قادرند ارتشی را که آمریکایی‌ها سال‌ها صرف آموزش و صدها میلیون دلار صرف تجهیز آن کرده‌اند، این چنین به زانو درآورند؟ برخی معتقدند، اسلام‌آباد از تصمیمات پی در پی دولت وحدت ملی در تقابل با پاکستان به خشم آمده و تمام توان خود را برای ناامن کردن افغانستان به کار گرفته است. برخی معتقدند، طالبان قوی نشده، بلکه ارتش ضعیف شده است. علت اصلی هم فساد عمیق موجود در نیروهای مسلح و لشکر سربازان خیالی است، افسرانی که جیره و بودجه دسته‌هایی چند صد نفری از سربازان را می‌گیرند و اما در عمل و هنگام رویارویی با طالبان به زحمت دسته‌هایی چند 10 نفری را می‌توانند به جنگ با آنان بفرستند! اما ارتش از خود رفع اتهام می‌کند. افسران عالی رتبه می‌گویند، وظیفه ما حراست از محلات و روستاهای قندوز و فراه و مانند آن نیست. کار ما هجوم، نبرد و آزادسازی است. پس از آن ما وظیفه نداریم هفته‌ها و ماه‌ها همان جا بمانیم... اما مشکل همین جاست. آن‌ها طالبان را عقب می‌زنند و سپس به کابل باز می‌گردند و پشت سر آن‌ها طالبان بار دیگر تمام مناطق را اشغال می‌کند! برخی از خیانت‌های پشت پرده سخن می‌گویند و اینکه کسانی حتی جیره و غذای روزانه سربازان ارتش را به طالبان می‌فروشند. برخی علت جری شدن دشمن را حذف فرماندهان جهادی و خانه نشین کردن آن‌ها می‌دانند و... .
به گمان این قلم پاسخ اما این پند دیرینه پارسی است که «دو درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند»! دولت افغانستان از صدر تا ذیل دو شقه شده است. بخش عمده توان تمام افراد و مراکز دولتی، صرف نزاع درونی میان رئیس‌جمهور و رئیس اجراییه می‌شود، دو مقامی که هر کدام درصدد گسترش اختیارات خویش و عقب راندن رقیب است. آن‌ها حتی در سیاست خارجی به سراغ حامیان بین‌المللی رقیب رفته و آشکارا رایزنی می‌کنند. بسیاری سفرهای اخیر اشرف غنی و نزدیکان وی، نظیر «حنیف اتمر» را به هند و چین و روسیه و ایران و برخی کشورهای آسیای میانه که می‌توانند حامیان بالقوه دکتر عبدالله باشند، در این شمار می‌دانند و برعکس سفر دکتر عبدالله را به عربستان که متحد و حامی اشرف غنی است، نیز بر همین سیاق... باری من چنین باوری ندارم و قصد گمانه زنی ندارم، اما شک ندارم کشمکش‌های درونی دولت وحدت ملی، مجالی برای فرماندهی واحد و مؤثر جنگ برای دولتمردان افغانستانی باقی نگذاشته و اگر این وضع تداوم یابد، شاهد پیشروی‌های بیشتر طالبان و حتی ظهور و موفقیت شورشیان جدیدتری نیز خواهیم بود.

منبع: قدس آنلاین _ کدخبر 466088
28 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پشت پرده حمایت آمریکا از آل سعود در جنگ با یمن

تاریخ:سه شنبه 27 مهر 1395-03:13 ب.ظ


آمریکایی‌ها، حوثی‌ها را متهم کرده‌اند که از مناطق تحت کنترل خویش، موشک‌هایی را به سوی کشتی‌های این کشور در دریای سرخ شلیک می‌کنند.
دولت و نیروهای مقاومت یمن این اتهام را بشدت رد کرده‌اند و اما کاخ سفید بر آن اصرار داشته و حتی پس از این اتهام، به اهدافی در خاک یمن حمله کرده است.
این پافشاری واشنگتن و بهانه‌جویی آشکار این کشور، نشان از مقاصد پشت پرده آن‌ها برای ورود مستقیم در جنگ یمن دارد. سه دهه پیشتر شاهد رفتار مشابهی از آمریکایی‌ها در خلیج فارس بودیم. در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی، بویژه وقتی نشانه‌هایی از استیصال ارتش بعث در برابر ایران پدیدار شد، غرب و در رأس آن‌ها آمریکا که نگران تشدید پیشروی‌های ایرانیان شده بودند، برای نجات صدام از باتلاقی که گرفتار آن شده بود و برای تغییر روال در صحنه‌های نبرد، به بهانه‌هایی واهی، به طور مستقیم وارد نبرد شده و تا حد زیادی اوضاع را به نفع صدام تغییر دادند.
شاید بسیاری از تحلیلگران سیاسی بر این باور باشند که آمریکایی‌ها به دنبال پیروزی ریاض در جنگ با یمنی‌ها هستند، اما حقیقت چیز دیگری است. واشنگتن ترجیح می‌دهد سعودی‌ها همواره در وضعیتی قرار داشته باشند که از هر نظر نیازمند واشنگتن بوده و برای حفظ روابط خود با آمریکا حاضر به پرداخت هزینه‌هایی گزاف باشند. «اوباما» در هفته‌های پایانی حکومت خود به سر می‌برد و روشن است در این وضع حاضر نباشد دست به تغییر عمده‌ای در قبال روابط خود با ریاض بزند،اما این بدان معنا نیست که آمدن فردی دیگر حتی از حزب مخالف باعث تغییر زیادی در مناسبات واشنگتن و ریاض بشود. شاهد این مسأله، قرارداد عجیب یک میلیارد و دویست میلیون دلاری آمریکا با سعودی‌ها برای فروش جنگ افزارهای جدید است، آن هم در زمانی که تمام جهان تحویل سلاح به آل سعود را به خاطر کشتار زنان و کودکان یمنی تقبیح می‌کند. در چنین وضعی آمریکایی‌ها در رسانه‌ها مدعی می‌شوند، به ریاض چک سفید امضا نداده‌اند، اما در عمل آن‌ها همزمان با امضای قراردادهای درازمدتی که سال‌های سال پس از اوباما نیز تداوم خواهد داشت، به فکر سودهای کلان خود از رهگذر تجارت با آل سعود و چرخاندن چرخ کارخانه‌های عظیم اسلحه سازی خویش هستند!
برای کاخ سفید بهترین اتفاق، تداوم وضعیت نه جنگ و نه صلح بین یمن و عربستان است. واشنگتن با این حال اوضاع آشفته درون عربستان را نیز رصد می‌کند. اختلاف‌های عمیق میان شاهزادگان برای جانشینی پادشاه نیز از موضوعات مهم مورد نظر کاخ سفید در این کشور است. آمریکایی‌ها حتی برای فروپاشی عربستان نیز برنامه دارند سناریویی که چندان دور از ذهن هم نیست.
آمریکایی‌ها یک عربستان ضعیف را که برای تداوم حیات خود، بشدت نیازمند رابطه با کاخ سفید باشد، بهترین گزینه می‌دانند و بر همین اساس سیاست‌های کج‌دار و مریز خود را تداوم می‌دهند و البته عملکرد ناپخته سیاستمداران مغرور و مدعی سعودی‌ها نیز به کاخ سفید برای رسیدن به اهدافش، بیشتر از همه یاری می‌رساند.

منبع : قدس آنلاین - کدخبر 464976
25 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

همه مدعیان موصل!

تاریخ:یکشنبه 18 مهر 1395-01:33 ق.ظ


رسانه‌ها گزارش دادند، توپخانه ارتش ترکیه مستقر در شمال موصل، مناطقی را بشدت گلوله باران کرده و بر اثر آن دو نفر کشته و چهار نفر زخمی شدند. همزمان خبر رسیده که آنکارا مدعی شده است، در حملات به موصل و آزادسازی این شهر شرکت خواهد کرد و در حال آماده کردن صدها تن از نیروهای خود برای انجام این عملیات است. این اخبار با واکنش شدید دولت عراق رو به رو شده و حتی آمریکایی‌ها نیز این اقدام ترک‌ها را محکوم کرده و مدعی شده‌اند، نیروهای ائتلاف در آزادسازی موصل نقش مهمی خواهند داشت، اما حضور مستقل و مستقیم آنکارا برای این منظور، تصمیم نادرستی است. با این برخوردها معلوم نیست که آیا اردوغان بر وارد کردن ارتش برای حمله به موصل اصرار خواهد کرد یا از تصمیم خود عقب خواهد نشست.اما چرا با وجود احتمال وقوع جنگی سخت و تلفات بالا در نبرد با نیروی اصلی داعش که به واقع حافظ پایتخت این گروه در عراق است، ترکیه اصرار دارد یگان‌هایی از ارتش را به میدان نبرد بفرستد؟ برای آنکارا حضور در عراق بسیار مهم است، هم از نظر کنترل تحولات یک کشور همسایه و مهم‌تر از آن، بررسی وضعیت کردهای پ.پ.ک که مقر اصلی آن‌ها در کوهستان‌های شمال عراق است. ترکیه از دیرباز از ترکمان‌ها در عراق حمایت جدی می‌کند و این حمایت اکنون هم ادامه دارد. هم اکنون نیز ارتش این کشور بیشتر در مناطق و روستاهایی اردو زده و پایگاه ایجاد کرده که به ترکمان‌ها تعلق دارد. اردوغان در عراق به خاطر آنچه آمد، به فکر حفظ کارت‌های خود و داشتن نقش مؤثر در تحولات پیش رو و نیز فقط همین نقش و تأثیر برای ترکمان‌هاست.از طرف دیگر ترک‌ها بیشتر و بهتر از هر کسی می‌دانند، زمانی که نبرد موصل نهایی شود و آمریکایی‌ها نیز وارد جنگ شوند، معنایش آن خواهد بود که کار داعش تمام است و احتمالاً بخش عمده امکانات و نیروهای آن از موصل منتقل شده‌اند، بنابراین وقتی زمان نبرد نهایی موصل برسد، چندان پیچیده نخواهد بود و هر کسی زودتر وارد شهر شود و بخش‌های راهبردی آن را به کنترل خویش درآورد، در ادامه نیز شبیه آنچه در حلب رخ داد، نقش تعیین کننده‌ای در تحولات آینده خواهد داشت. عراقی‌ها که خوب می‌دانند این به ظاهر کمک امروز ترک‌ها برای حمله به موصل فردا ممکن است با سوءاستفاده از ترکمان‌ها به یک باج خواهی پردردسر منجر شود، از هم اکنون با این رویه بشدت مخالفت کرده‌اند. آمریکایی‌ها هم اگر چه پشت عنوان و پرچم ائتلاف پنهان شده‌اند، اما در عمل خودشان را همه کاره می‌دانند و به دنبال رقیب تراشی برای خویش نیستند، بنابراین برآنند اگر ترکیه قصد  دارد در آزادسازی موصل نقش ایفا کند، باید در قالب فرماندهی آنان وارد کارزار شود، نه مستقل، این در حالی است که برای تحقق آرزوها و نقشه‌های خود در عراق با رویکرد واشنگتن در مواردی همسو نیست.


منبع: قدس آنلاین - کدخبر 462503
15 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چالش دولت وحدت ملی با طالبان پس از صلح با حکمتیار

تاریخ:چهارشنبه 14 مهر 1395-09:02 ب.ظ



همه ساله همزمان با شروع فصل سرما، از شدت حملات طالبان در سراسر افغانستان کاسته می‌شود و برعکس با آغاز فصل بهار و گرم شدن هوا، یورش‌های آنان بویژه در نبردهای میدانی و بیرون از کابل، شدت می‌گیرد. امسال هم پیش‌بینی می‌شود در استان‌های سخت گذر کوهستانی نظیر بدخشان که در سال جاری طالبان پیروزی‌های قابل توجهی در آن‌ها داشته‌اند، کم کم هر دو طرف خطوط نبرد به حفظ و تثبیت همه آنچه دارند، بسنده کنند تا آغاز فصل گرم و آب شدن برف‌ها، بویژه آنکه در مناطق کوهستانی، همیشه زمستان زودرس کار جابه جایی نیروها و فراهم کردن تمهیدات عملیات‌های بزرگ را سخت‌تر می‌کند و این به معنای فروکش کردن کلیت حملات طالبان نیست. آن‌ها هر سال با رسیدن به فصول سرد و کاهش فعالیت‌ها در نبردهای رودررو، بر تعداد عملیات‌های شهری خود می‌افزایند. در سال جاری و بویژه ماه‌های اخیر، دولت وحدت ملی و بویژه «اشرف غنی» تبلیغات مفصلی در مورد پیوستن «گلبدین حکمتیار» و حزب او به جریان صلح به راه انداخته و به دنبال بهره‌برداری از این موج رسانه‌ای هستند. در سمت دیگر طالبان تلاش خواهد کرد با افزایش حملات انتحاری، این نمایش را بی‌اعتبار کند و نشان دهد پیوستن حکمتیار به دولت، نه تنها تأثیری در کاهش درگیری‌ها ندارد، بلکه اگر آن‌ها اراده کنند، قادرند بر شدت ناامنی‌ها افزوده و در عمل دولت وحدت ملی را در این حرکت رسانه‌ای نیز ناکام گذاشته و نزد افکار عمومی بی‌اعتبار سازند.
در چنین وضعیتی این پرسش پیش می‌آید که آیا با افزایش انتحاری‌ها و حملات کورشهری، سران دولت وحدت ملی در رسیدن به اهداف خود از صلح با حزب اسلامی ناکام خواهند ماند؟ حقیقت آن است که در دولت فعلی، نیمی از قدرت اصولاً با تردید و بسیار محتاطانه به این پروژه می‌نگریست، به طوری که دست کم چهره‌های سرشناس منسوب به جریان دکتر عبدالله یا در جلسات رسانه‌ای مربوط به این رویداد حاضر نشده و یا در مقابل آن مواضعی بسیار محتاطانه اختیار کردند و در مواردی هم برخی آشکارا به مخالفت با آن برخاستند. اما چرا؟ آیا آن‌ها از دستیابی به صلح مأیوسند یا در این مورد خاص پشت پرده‌هایی هست که افکار عمومی از آن بی‌خبرند؟
پس از تشکیل دولت وحدت ملی، دکتر عبدالله در عمل به نماینده بخش عمده احزاب جهادی در حکومت و دکتر اشرف غنی به نماینده تکنوکرات‌های سکولاری که با حمایت مستقیم غرب درصدد گسترش حوزه نفوذ و قدرت خود بودند، تبدیل شدند. بسیاری برآنند که اشرف غنی، هوشمندانه با افزودن گلبدین حکمتیار و حزب اسلامی (که سابقه جهادی بسیار مهمی دارد) به تیم خود، دکتر عبدالله و جناح منتسب به وی را در جبهه انفعال قرار داده و برگ برنده دیگری در بازی با رقیب خویش رو کرد. حالا او فقط نماینده فن سالاران یا تکنوکرات‌هایی نیست که پس از پایان جهاد و روزهای سخت نبرد به کشور بازگشته و سهمی از قدرت می‌خواهند، بلکه جریان قدرتمندی از مجاهدان سابق را نیز با خود دارد. اکنون می‌توان دریافت که صلح با حکمتیار نه فقط برای کاستن از درگیری‌ها که برای نیل به مقاصدی دیگر در کابل رقم خورد!

منبع: قدس آنلاین - کدخبر 461823
13 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اتحاد با اژدهای زرد، سیاست جدید کاخ سرخ!

تاریخ:دوشنبه 12 مهر 1395-11:30 ق.ظ


چندماه پیش بود که سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، سطح همکاری میان کشورش و جمهوری خلق چین را بهترین نمونه از روابط بین کشورها دانست. حالا مطابق آنچه خبرگزاری «اسپوتنیک» گزارش کرده است، ایگور مورگولوف، معاون لاوروف نیز پنجشنبه گذشته در شصت و هفتمین سالگرد تأسیس جمهوری خلق چین گفته است: «روسیه صادقانه از دستاوردها و موفقیت‌های پکن که شریک دو جانبه و بین‌المللی ماست، خوشحال است. ما صادقانه قدردان مناسبات خود با چین بوده و این روابط را بهترین روابط میان دو کشور در طول تاریخ می‌دانیم.»
جز آنچه آمد، طی ماه‌های اخیر توسط مقام‌های متعدد روس‌ها بر نوعی روابط منحصر به فرد میان آن‌ها با پکن تأکید شده است. بتازگی پوتین طی اظهاراتی با حسرت از روزگار «شوروی بزرگ» یاد کرده و گفته است، اگر مدبرانه عمل می‌شد، امکان حفظ آن امپراتوری وجود داشت... . این همه نشان می‌دهد کرملین دست کم تا زمانی که زمامداری آن با ولادیمیر پوتین است، درصدد احیای نقش ابرقدرت شرق در منطقه و جهان است. حضور مؤثر روس‌ها در معادلات سوریه و عراق، قاطعیت آن‌ها در الحاق شبه جزیره کریمه به خاک خود، ورود مؤثر به مناقشه‌های منطقه‌ای دیگر، اما بسیار مهمی نظیر درگیری‌های یمن و تحولات افغانستان، همه و همه نشانگر آن است که مسکو آماده می‌شود تا بار دیگر نقش پیشین خود را به عنوان یکی از طرفین اصلی در هر اتفاق مهم جهانی احیا کند.
روس‌ها برای بازگشت به مسکو و جایگاه سابق خویش، علاوه بر تجدید قوای نظامی که سرگرم انجام آنند، نیازمند یک بازسازی اقتصادی از یک سو و ایجاد یک جبهه نیرومند دیپلماتیک از سوی دیگرند. برای رسیدن به هر دوی این موارد، پکن می‌تواند بهترین شریک تلقی شود. همانند کرملین، چینی‌ها نیز در پاره‌ای از امور، به طور جدی با آمریکا و متحدان غربی‌اش دچار تنش و اختلافات ریشه‌ای هستند. بخشی از این تضاد منافع بر سر مناطق و جزایری در دریای چین جنوبی بروز کرده و تا هنوز هم ادامه دارد. در بعد اقتصادی نیز پکن را اژدهای زرد می‌نامند. این اژدها به اذعان خود طرف‌های غربی در حال بدل شدن به لوکوموتیو اقتصاد جهان و حذف ایالات متحده از این مقام است. از سوی دیگر چینی‌ها یک امتیاز منحصر به فرد دیگر نیز دارند که بسیار به کار روس‌ها می‌آید و آن عضویت دایم در شورای امنیت سازمان ملل و داشتن حق وتو است. این همه در کنار یک ارتش اتمی بسیار بزرگ از پکن یک متحد تمام عیار برای امروز روس‌ها می‌سازد. آن‌ها در قدم اول برآنند تا با همکاری چین و اقتصادهای نوظهور دیگر در مجموعه «بریکس» کار ‌کنند تا گردش دلار در معاملات جهانی مختل شود. در این صورت نخستین قدم برای به زیر کشیدن کاخ سفید از جایگاه فعلی‌اش در جهان برداشته شده است. در قدم بعدی برای پیشبرد اهداف منطقه‌ای و بین‌المللی خویش در سازمان ملل، کرملین نیاز مبرمی به چینی‌ها دارد. پشتوانه نظامی پکن هم در بزنگاه‌ها می‌تواند کفه مناسبات روسیه را با طرف‌های غربی سنگین‌تر کند. به این دلایل مقام‌های روس تا این حد سخن از نزدیکی با چین می‌زنند، اما باید منتظر ماند و دید چشم بادامی‌ها در ازای گسترش این مناسبات از کاخ سرخ چه چیزی طلب می‌کنند.

منبع: قدس آنلاین - کدخبر 461076
11 مهر 1395



دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ترامپ یا کلینتون، مسأله این نیست!

تاریخ:دوشنبه 12 مهر 1395-11:21 ق.ظ


«به نظر من کم خردی چون ترامپ برای کشور ایران در طولانی مدت نفع خواهد داشت...». این سطر یکی از اظهارنظرهای ذیل خبر مناظره «هیلاری کلینتون» و «دونالد ترامپ» در فضای مجازی است. پریشب این مناظره برای تمام جهان و به صورت زنده از عموم رسانه‌های جهان نشر شد. به عقیده برخی این مناظره پربیننده‌ترین از نوع خود در تاریخ ایالات متحده آمریکا بوده است و برخی با چاشنی هیجان آن را پربیننده‌ترین برنامه در تاریخ تلویزیون‌های دنیا دانسته‌اند.
چنانکه ناگفته قابل پیش‌بینی است، در برنامه‌ای که مخاطب آن بناست عموم مردم جهان باشند و از سوی دیگر بیشتر مردم آمریکا و مدعوین هم بنا بر کسب آرای مخاطبان و جلب نظر آن‌ها به هر قیمت را دارند، کمتر باید منتظر حرف حساب و قابل تأمل بود. عموم مردم در چنین برنامه‌هایی بیشتر از آنکه فحوای گفتار طرفین مهم باشد، نوع مواجهه آن‌ها با رقیب اهمیت دارد. به دلیلی که آمد، بنای پرداختن به گفته‌های مطرح شده در این مناظره را ندارم، اما هر بار که دنیا با انتخاباتی از این نوع در آمریکا یا اروپا رو به رو می‌شود، عده‌ای در داخل کشور سعی دارند با نشانه شناسی‌های گوناگون توضیح دهند که برنده شدن کدام طرف به نفع ما و یا به ضرر ماست. هر بار اما دیده‌ایم رفتار طرف‌های غربی با تهران به هیچ وجه با عوض شدن احزاب حاکم آن‌ها عوض نمی‌شود. بسیاری از اوقات حتی این پیش‌بینی‌ها معکوس از آب درآمده است. در حال حاضر هم بسیاری پیروزی ترامپ را یک فاجعه برای ایران اسلامی دانسته و در عوض ادامه حاکمیت دموکرات‌ها را فرصت تلقی می‌کنند. اما همیشه شاید حقیقت همان باشد که این مخاطب فضای مجازی گفته و پیروزی ترامپ و سرکارآمدن یک دشمن احمق در کاخ سفید برای ما در نهایت بهره بیشتری داشته باشد.
در بخش پیش‌بینی نتایج انتخابات پیش رو در آمریکا، بسیاری از تحلیلگران داخلی تا چند روز پیشتر، پیروزی کلینتون را تقریباً قطعی می‌دانستند، اما در همین چند روز نتایج نظرسنجی‌ها در چند ایالت کلیدی به نفع ترامپ تغییر کرد. بیماری کلینتون و شایعات پیرامون ناتوانی او برای ریاست جمهوری نیز به تغییر آرای رقیبش کمک زیادی کرد. برخلاف آن‌ها که تصور می‌کنند با وجود نامزدی چون ترامپ که حماقت و خشونت توامانش را پنهان می‌کند، هر کس مقابل او می‌بود، به پیروزی می‌رسید و بر همین اساس بسیاری مدعی‌اند، کلینتون پیشاپیش برنده این بازی است، اما آمریکایی‌ها نشان داده‌اند از نامزدهای جنجالی اما احمق و خطرناک، چندان بدشان نمی‌آید. دنیا انتخاب «جرج بوش» پسر را فراموش نکرده است. باید منتظر ماند و دید آیا رأی  دهندگان آمریکایی، یک بار دیگر دنیا را با انتخابشان غافلگیر خواهند کرد یا خیر!

منبع: قدس آنلاین - کدخبر 460430
8 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آمریکای بدون نقاب در تحولات تازه سوریه

تاریخ:دوشنبه 12 مهر 1395-11:17 ق.ظ


آمریکا و متحدان اروپایی‌اش طی بیانیه‌ای خطاب به روسیه تأکید کردند که این کشور باید با آتش بس، سوریه را نجات دهد. از سوی دیگر همزمان با پیروزی‌های تازه ارتش سوریه و جبهه مقاومت، بویژه در «حلب»، لندن، پاریس و واشنگتن عجولانه خواستار نشست فوق‌العاده شورای امنیت شدند. این نشست هم تشکیل شد، اما چنانکه قابل پیش‌بینی بود، تنها تنش‌های پنهان را عمومی کرد و به رسانه‌های جهان کشاند. اکنون نبردهای میدانی در سوریه با شدت بیشتر به اتاق‌های سازمان ملل هم رسیده است. آمریکا و متحدان غربی‌اش که نیروهای تحت حمایت خویش را رو به زوال و مهم‌تر از همه حلب را در آستانه سقوط می‌بینند، قادر به حفظ نقاب آرامش و دیپلماسی ریاکارانه خویش نیستند. آن‌ها خوب می‌دانند تصرف حلب پایان دسیسه‌های چند ساله آنان در سوریه خواهد بود و مهر تأییدی بر پایان دعوای ماندن یا رفتن اسد.
نظر به آنچه آمد، آمریکا بشدت تلاش می‌کند تلافی ضعف تروریست‌های محاصره شده در حلب را در میادین دیپلماسی جبران کند، بنابراین همراه با متحدان خویش هجوم بی‌سابقه‌ای را علیه روسیه و متحدان بشار اسد تدارک دیده و برای کاهش فشار حملات هوایی روس‌ها که نقطه ضعف تروریست‌هاست، تهدید کرده که این نوع عملیات‌ها و حمایت از اسد توسط مسکو و تهران می‌تواند در آینده جنایت جنگی تلقی شود.
باید پذیرفت که برتری ظاهری امروز صدای معارضان سوری که نادانسته به پوششی برای حمایت از خونخواران و آدمکشان داعش و النصره بدل شده‌اند، به مدد ارتش رسانه‌ای غرب است. آن‌ها قادرند هر چه را که اراده می‌کنند به عنوان حقایق موجود سوریه به افکار عمومی جهان القا کنند. به طور مثال همین عصبانیت آن‌ها از حملات روس‌ها به مواضع تروریست‌ها و تظاهر به حمایت از جان غیرنظامیان یک نمایش تهوع‌آور خواهد بود، اگر کسی به دقت اخبار فتح شهر «منبج» را توسط نیروهای مورد حمایت آمریکا در سوریه و با پشتیبانی حملات سنگین هوایی این کشور دنبال کرده باشد.
در آن عملیات چون نیروی زمینی حمله کننده در مقابل داعش بسیار کم بود، هجوم سنگین هوایی جای خالی آن را پر کرد. در نتیجه بیش از 450 نفر بر اثر حملات هولناک و بمباران‌های بی‌سابقه آمریکایی‌ها در منبج کشته شدند. سپس در خبری کوتاه آن‌ها اعلام کردند که بیش از 80 درصد کشته شدگان غیرنظامی و بیشترشان زنان و کودکان بوده‌اند. البته تمام دنیا بسرعت از این خبر گذشت و باز به حملات روسیه و محاصره حلب برگشت. تجربه نشان داده، هر کجا تروریست‌ها کم می‌آورند، حامیان غربی آن‌ها حملات ایذایی رسانه‌ای خود را آغاز می‌کنند، اما باید پذیرفت که این شاید سنگین‌ترین جمله رسانه‌ای غرب علیه روسیه، ایران و حکومت اسد و برای حفظ تروریست‌ها بویژه در حلب از ابتدای این درگیری‌ها تاکنون بوده است. باید منتظر ماند و دید آیا مسکو و تهران چاره‌ای برای این حملات رسانه‌ای گاه به گاه دارند و در مقابل این یکی چه خواهند کرد؟

منبع: قدس آنلاین - کدخبر 459894
6 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چه کسی در سوریه با صلح می‌جنگد؟

تاریخ:دوشنبه 5 مهر 1395-05:07 ب.ظ


ولادیمیر پوتین گفته است، «گروههای تروریستی از فرصتی که آتش بس اخیر در سوریه به وجود آورده برای تجدیدقوا استفاده می‌کنند.» همزمان سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسها نیز گفته است: «امیدواریم آمریکا به فکر کمک رسانی به تکفیری‌ها در سوریه نباشد!» در پی توافق واشنگتن و مسکو بر سر آتش بس در سوریه، در همین ستون نسبت به نتایج چنین اقدامی یادداشتی قلمی شد. در آنجا یادآوری کردم که هر بار تروریست‌ها در تنگنا قرار می‌گیرند، آمریکایی‌ها با یک پیشنهاد آتش بس از راه می‌رسند. نتیجه آخرین پیشنهاد و اجرای آتش بس آنها، فاجعه «خان طومان» بود. با این همه معلوم نیست چرا روسها نظر به بدعهدی و پایبند نبودن طرف غربی در چنین توافقاتی، باز هم به امضای آن تن دادند.
هنوز امضای این توافقنامه خشک نشده بود که رئیس‌جمهور روسیه بشدت از بی‌میلی طرف آمریکایی نسبت به علنی شدن جزئیات آتش بس و اجرایی نشدن برخی از مفاد آن انتقاد کرد. او آشکارا به رسانه‌ها گفت: آمریکا نمی‌خواهد جزئیات توافق آتش بس سوریه افشا شود... و البته کاملاً روشن بود، چرا کاخ سفید از افشای مفاد توافق طفره می‌رود. مهمترین علت آن بود که آنها درصدد بودند هر جا که لازم باشد از تعهدات خود عدول کرده و در عمل به عنوان حامی بخشی از تروریست‌ها وارد میدان جنگ شوند. به عبارت دقیقتر اکنون به طور مشخص واشنگتن به عنوان نماینده گروه عمده تروریست‌ها در میدان دیپلماسی بین‌المللی عمل می‌کند. آن‌ها بویژه در حلب از محاصره کامل شهر و پایان نمایش مخالفان اسد به وحشت افتاده و درصدد خرید زمان و کشتن وقت به منظور تجدید قوا برآمدند. بنابراین از هر حربه‌ای برای به درازا کشیده شدن این مذاکرات سود می‌برند. بهترین راه البته، ژست صلح طلبانه گرفتن و پیش کشیدن توافقنامه‌هایی است که خود آمریکایی‌ها پیشاپیش می‌دانند هرگز خودشان و آنها که تحت حمایت ایشانند، بدان پایبند نخواهند بود.
کمی پس از امضای توافق و هشدارهای مقام‌های روسی، آمریکایی‌ها بهترین بخش رفتار خود را در قبال این موافقتنامه نشان دادند. آنها به پادگان ارتش سوریه که در منطقه «دیرالزور» به طور مستقیم سرگرم نبرد با داعش بود، حملات هوایی بسیار سختی صورت دادند، بمباران‌هایی شدید که به شهادت بیش از هفتاد سرباز سوری و زخمی شدن بیش از یکصد نفر دیگر انجامید. پیامد آن ماریازا خاروا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه اعلام کرد، اقدام‌های این چنین ما را به این نتیجه می‌رساند که آمریکا و داعش با یکدیگر همکاری دارند. پس از آن مامانتا پاور، نماینده آمریکا در سازمان ملل گفته بود: زاخارووا باید از این اظهارات خود شرمسار باشد.
و البته سخنگوی وزارت خارجه روسیه در پاسخی جالب به وی پیام داده بود: خوب است سامانتا پاور برای درک مفهوم شرم به سوریه سفر کند. باری جدای از این کشمکش‌های لفظی سیاسیون، باید این دومین توافقنامه صلح آمریکایی‌ها در سوریه که بار دیگر به کشتار سنگین دهها تن از بهترین نیروهای جبهه خودی منجر شد، برای روس‌ها درس عبرتی شود تا بدانند کاخ سفید فقط به قصد کمک به تروریست‌ها و تغییر معاملات میادین جنگ در سوریه حرف از صلح می‌زند و صلح طلبی آنها همواره یک ابزار فریب برای مغلوب کردن جنگ به نفع تروریست‌های مورد حمایتشان است.


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 459124
3 مهر 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حاشیه‌ای بر جنجالی‌ترین انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا

تاریخ:شنبه 27 شهریور 1395-04:43 ب.ظ


در خبرها آمده بود که «هیلاری کلینتون» مراسم یادمان قربانیان حادثه یازدهم سپتامبر را ناتمام رها کرده و شبکه خبری بی‌بی‌سی گزارش داده بود، حال وی چنان وخیم بوده که پیش از رسیدن به ماشینش، بیهوش شده است. از چند ماه پیش نشانه‌های محکمی مبنی بر پیش افتادن نامزد دموکرات‌ها از رقیب جمهوری‌خواه خود در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری آمریکا دیده می‌شد. همزمان با افزایش محبوبیت کلینتون، دونالد ترامپ اما با گفتار و رفتارهای نسنجیده‌اش روز به روز منزوی‌تر می‌شود تا حدی که بسیاری از جمهوری‌خواهان، پیشاپیش باخت خود را در انتخابات قطعی دانسته و به فکر برخی معاملات با حزب رقیب بودند. آن‌ها با قطع امید از پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری، درصدد بودند تا تلاش خود را نظیر دوره اوباما، بار دیگر بر فتح پارلمان و کسب اکثریت در آن قرار دهند و از سوی دیگر با خالی کردن رسمی میدان رقابت در قبال هیلاری کلینتون، پیشاپیش امتیازاتی را از مقام‌های حزب دموکرات بگیرند. بزرگان جمهوری‌خواه در این میان بر این باور بودند، حالا که باخت نامزد حزب قطعی است، دست کم در فرصت باقی‌مانده حداکثر امتیاز ممکن را از دموکرات‌ها گرفته و بیهوده دار و ندار حزب را پشت سر دونالد ترامپ که یک نامزد از پیش باخته است، به میدان نفرستند.
طی چند هفته اخیر اما اتفاقات نادر و غیرمنتظره‌ای رخ داد که سبب شد انتخابات این دوره ریاست‌جمهوری در آمریکا به یکی از استثنایی‌ترین ادوار آن بدل شود. در چند محفل پی در پی هیلاری کلینتون که شادمان از نظرسنجی‌ها و پیشتاز بودن در مقابل ترامپ، پیروزی خود را قطعی می‌دید، دچار حمله‌های عصبی شد، یک بار به زمین خورد، دو بار از هوش رفت و چند سفر انتخاباتی خویش را لغو کرد. همزمان رسانه‌ها و بیشتر از آن فضای مجازی از شایعات مربوط به بیماری‌های او لبریز شد. در آخرین آن‌ها بنگاه خبری «اکسپرس» مدعی شد، وی دچار بیماری خطرناک «مانس عروقی» است و این بیماری سبب گرفتگی رگ‌های خون رسان به مغز می‌شود. اکسپرس همچنین خبر داده است از حال رفتن کلینتون در سخنرانی اخیرش به همین دلیل بوده و در نهایت خبر داده، او یک سال دیگر بیشتر زنده نیست، بنابراین نتیجه‌گیری کرده که احتمال کناره‌گیری وی از رقابت‌های جاری بسیار زیاد است.
نظر به اوضاع آشفته به وجود آمده، هم در جبهه جمهوری‌خواهان با نامزدی تحمیلی که بسیاری از سران این حزب تعلق خاطری به وی ندارند و هم در جبهه دموکرات‌ها که با وجود داشتن دست بالاتر اکنون ناچار به تعویض نامزد موفق خویش خواهند شد، باید انتخابات این دوره آمریکا را یکی از جنجالی‌ترین و پیچیده‌ترین انتخابات ریاست‌جمهوری تاریخ این کشور دانست. دموکرات‌ها با وضع موجود بر سر یک دو راهی حساس قرار گرفته‌اند. اگر هیلاری بماند، نظر به شایعات وسیع پخش شده مبنی بر ناتوانی او در اداره امور، بی‌شک بخش وسیعی از پایگاه رأی خود را از دست خواهد داد و اگر او برود، معلوم نیست نامزد جایگزینی که احتمالاً «برنی سندرز» خواهد بود، بتواند محبوبیت وی را کسب کرده و باز همچون او در نظرسنجی‌ها از ترامپ پیشی بگیرد. بیماری هیلاری هر چقدر اردوگاه دموکرات‌ها را آشفته کرده، اما به همان نسبت موجب شادمانی در اردوگاه مأیوس جمهوری‌خواهان شده است، هر چند ترامپ بر خلاف رویه اخلاقی خود، برای بازگشت رقیبش به گردونه رقابت‌ها آرزوی سلامت کرده است. اکنون باید منتظر ماند و دید که حزب دموکرات با این رویداد غیرمنتظره چگونه مواجه خواهد شد!


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 456836
25 شهریور 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پشه‌های خطرناک فضای مجازی را بشناسیم!

تاریخ:پنجشنبه 25 شهریور 1395-12:38 ق.ظ


یکی از دردسرهای بزرگ فضای مجازی سواد مجازی است. آدم‌هایی که دانسته‌هایشان به این فضا محدود می‌شود صاحب محفوظاتی هستند که خودشان هم یقین ندارند تا چه اندازه مستند و مستدل
است.
روزانه دریایی از شعرها، متون، اخبار و تصاویر جعلی در فضای مجازی تولید و دست به دست می‌شود و با کمال تاسف این تولیدات دارد جای روزنامه و کتاب خوانی برخی مخاطبان این فضا را می‌گیرد. 

شاید عده‌ای بر این گمان باشند که سازندگان این خبرها و متون جعلی، آلوده‌کنندگان و خطر اصلی این فضا هستند که البته هستند؛ اما اصلی نیستند.

وقتی یک میکروب تولید می‌شود اگر موجوداتی نباشند که آن را به دیگران منتقل کنند، بی‌شک خود این میکروب پس از مدتی معدوم و مطرود می‌شود و به خودی خود توان بیمار کردن کسی را ندارد. 

اما وقتی پشه‌هایی ناقل این میکروب شدند، هی اینجا و آنجا نشسته و آن را تکثیر کردند ناگهان همان میکروب ناتوان و ناشناخته در اندک زمانی اسباب یک بیماری واگیر و فراگیر را فراهم کرده و یک کشور و گاه قاره‌ای و حتی کل دنیا را مبتلا و آلوده می‌کند. 

در فضای مجازی هم وضعیت دقیقا همین است. عده‌ای هستند که در آنجا حکم همین پشه‌ها را دارند.

این جماعت پشه‌صفت عمدتا سواد درست و درمانی ندارند اما دوست دارند مهم و فرهیخته جلوه کنند. 

روشن است در این حالت چون چنته خودشان خالی است، هرآنچه گیر می‌آورند را به‌ویژه اگر اندکی با ذوق و طبعشان سازگار باشد، به سرعت نظیر پشه ناقل به همه اطرافیانشان منتقل می‌کنند.

بدیهی است یک پشه هیچ وقت حوصله و درک آن را ندارد تا آنچه را می‌خورد و منتقل می‌کند، پیش‌تر کنترل کند ببیند این شهد است یا سم. میکروب طاعون و وباست یا عطر گل محمدی!

باری بخش عمده ناامنی فضای مجازی ناشی از عملکرد این جماعت مادون متوسط و بی‌مسئولیت است. 

یک آدم دغل‌باز و بیکار برای تمسخر و سر کار گذاشتن عده‌ای دیگر یک مشت جملات بی‌سرو ته را با ذکر نام بزرگان شعر و ادب و تاریخ و فلسفه و... در ذیل آن‌ها جعل می‌کند و بعد می‌فرستد برای عده‌ای از این جماعت و اندکی بعد همه‌جا پر می‌شود از این جملات که توسط پشه‌سانان دست به دست می‌شود. 

به همین ترتیب تصاویر، اخبار، متون و توصیه‌های جعلی تولید و با استفاده از جهل و نادانی برخی که در فضای مجازی به عامل بی‌جیره و مواجب عده‌ای زرنگ‌تر از خودشان بدل شده‌اند با سرعت نور تکثیر می‌شود. 

اگر عادلانه قضاوت کنیم خطر اصلی سلامت فضای مجازی همین دستگاه‌های فتوکپی بدون درک و درایت هستند. 

این‌هایند که برای خودنمایی این فضا را به گند می‌کشند و هیچ‌وقت قبل از تکثیر یک متن و شعر و عکس و...، از خودشان نمی‌پرسند آیا این کار من درست است؟ آیا این خبر دروغ و جعلی نیست؟ آیا و آیا وآیا و... به قول قدیمی‌ها باید به عموم این جماعت گفت: برادر من! خواهر من! حرف زدن بلد نیستی حرف نزدن را که بلدی!


منبع : شهرآرا آنلاین - کدخبر 69332

24 شهریور 1395






دنبالک ها: شهرآرا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوریه در آستانه توافق مبهمی دیگر

تاریخ:سه شنبه 23 شهریور 1395-09:39 ب.ظ


روز گذشته خبر رسید که واشنگتن و مسکو برای برقراری آتش بس در سوریه و همکاری نظامی علیه گروه‌های تروریستی و به طور مشخص داعش و جبهه النصره به توافق رسیده‌اند. جان کری، وزیر خارجه آمریکا پیامد این توافق اعلام کرد، آتش بس سراسری در سوریه از دوشنبه شب، 12 سپتامبر، همزمان با عید قربان آغاز خواهد شد.
پیشتر و در همین ستون درباره احتمال وقوع چنین توافقی به مواردی اشاره کرده بودم. مهم‌ترین پرسش اکنون آن است که در این توافق، جایگاه دیگر نیروهای حاضر در میدان چه خواهد بود؟
در اخبار منتشر شده تنها از ایجاد یک مرکز عملیات مشترک با روسیه برای رویارویی با دو گروه تروریستی داعش و جبهه النصره سخن به میان آمده است.
جان کری گفته است، انتظار دارد روسیه پایبندی دولت بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه به آتش بس را تضمین کند، اما در این میان تکلیف دیگر گروه‌های تروریستی حاضر در صحنه و نیز طرف‌های سوم درگیر نظیر کردها نامعلوم باقی مانده و معلوم نیست عملکرد آن‌ها را چه کسی تضمین خواهد کرد.
طی روزهای اخیر بیشتر اخبار رسیده از شمال سوریه حاکی از شدت گرفتن حضور ترکیه در این منطقه و افزایش تانک‌های این کشور در خاک سوریه است.
این در حالی است که موضع آنکارا در قبال این توافق روشن نیست و همچنین معلوم نیست چه کسی بناست از سوی اردوغان برای توقف عملیات وسیع دخالت ارتش ترکیه در این کشور بحرانی همسایه‌اش تضمین بدهد.
کسی به این پرسش پاسخ نداده است که چنین توافقی بدون در نظر گرفتن آرا و منافع طرف‌های قدرتمند حاضر در تحولات میدانی سوریه، آیا تضمین اجرایی کافی خواهد داشت و آیا چنانکه جان کری به ظاهر آرزو کرده است، سبب بازگرداندن صلح به سوریه و کاهش رنج مردم آن می‌شود و یا برعکس پیچیده‌تر شدن اوضاع مبهم این کشور جنگ زده را در پی خواهد داشت؟
از جمله مفاد این توافقنامه، توقف تمامی حملات در کل سوریه، از جمله شهر حلب و پیامد آن آغاز دسترسی‌های بشردوستانه است. در مورد حلب این پرسش مهم پیش می‌آید که چرا هر بار این شهر در محاصره کامل قرار می‌گیرد و حملات تروریست‌ها برای شکست محاصره به دربسته می‌خورد، سخن از دسترسی‌های بشردوستانه به میان می‌آید؟
آیا روس‌ها نمایندگی کامل از سوی دولت اسد و نیروهای مقاومت حاضر در سنگرهای جبهه حلب را برای پذیرش چنین تعهد مهمی داشته‌اند و آیا منافع سوری‌ها و جبهه مقاومت در این میان رعایت شده است؟ تمام این پرسش‌های بی‌پاسخ از آن رو مهم است که نیروهای مقاومت پیامد توافق آتش بس مشابهی با فاجعه «خان طومان» رو به رو شده و از تروریست‌ها رودست خورده و متحمل تلفات سنگینی شدند. نباشد که دوباره این آتش بس‌ها برای رهایی تروریست‌های محاصره شده در حلب طراحی شده باشد و دوباره فاجعه‌ای را رقم بزند!

منبع : قدس آنلاین - کدخبر 455784
21 شهریور 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

«تاشکند» و شوک مرگ «کریم اف»

تاریخ:چهارشنبه 17 شهریور 1395-02:15 ق.ظ


بیش از یک سال است که اخبار ضد و نقیضی از وضعیت سلامت «اسلام کریم‌اف» رئیس‌جمهور ازبکستان در رسانه‌های جهان دست به دست می‌شود. عاقبت شنبه گذشته پس از پخش گسترده خبر درگذشت او و در حالی که رئیس‌جمهور گرجستان نیز رسماً پیام تسلیتی در این باب منتشر کرد و باز در حالیکه تا شام شنبه، تاشکند همچنان مرگ وی را تکذیب و تنها خبر از حال وخیم او می‌داد، خلاصه خبر فوت وی تأیید شده و از سوی تهران و دکتر حسن روحانی، اولین پیام تسلیت رسمی به دولت و ملت ازبکستان به صدر اخبار رسانه‌های جهان راه یافت.
ازبکستان را شاید بتوان کلیدی‌ترین کشور آسیای مرکزی در مناسبات ممالک این قسمت از جهان با دنیای خارج دانست. برخلاف چهار کشور دیگر منطقه، ازبک‌ها از ابتدای استقلال، سر ناسازگاری با برادر بزرگ‌تر گذاشته و مناسبات خود را با رقبای دیرین مسکو گسترش دادند. این مناسبات البته دردسرهای خاص خودش را نیز به دنبال داشت؛ از جمله آنکه دست باز غربی‌ها در این کشور سبب شد تا پای متحدان منطقه‌ای ایشان به این سرزمین باز شود. از نخستین روزهای استقلال ترک‌ها و به طور خاص، جریان «گولن» مدارس متعددی را در تاشکند، سمرقند، بخارا، دره زغانه و... تأسیس و شروع به تربیت مذهبی نیروهای مورد نظر خود کردند. همزمان سعودی‌ها نیز به این کشور هجوم آوردند. آن‌ها نیز با حمایت از روحانیون و مفتی‌های تندرو مذهبی، طیف دیگری از این مدارس را فعال کردند.
نتیجه این اقدام‌ها ظهور جریانی بسیار قدرتمند از تندروها و افراطیون مذهبی در ازبکستان شد. جریانی که «طاهر بولداشو» و «جمعه بای نمنگانی» از مظاهر آن بودند. آن‌ها خیلی زود دست به اسلحه بردند و تشکیلات پیچیده و تا بن دندان مسلحی را در کل آسیای مرکزی سامان دادند به طوری که امروز شاخه ازبک‌ها در میان طالبان افغانستان و پاکستان و نیز در گروه‌های تروریستی القاعده و داعش، در شمار بی‌رحم‌ترین و حرفه‌ای ترین تروریست‌ها دسته بندی می‌شوند. سیاست کریم اف در برخورد با همه مخالفان اعم از جریان‌های افراطی مذهبی و حتی گروه‌های بی‌آزار اما دگراندیش قومی و زبانی، نظیر تاجیک‌ها و فارس زبانان ازبکستان، سیاست خونین مشت آهنین است. طی سال‌های طولانی دیکتاتوری او در این کشور، ده‌ها هزار نفر اعدام و تیرباران و ترور و زندان و تبعید شدند. حالا او مرده است. اما باید دید میراث او به چه کسی خواهد رسید و این میراث دار با این مشکلات چگونه مواجه خواهد شد؟ همزمان باید یادآور شد که تاشکند محل زورآزمایی چند قدرت بزرگ بین‌المللی برای اعمال تسلط بر کل آسیای مرکزی است. آمریکا، روسیه و چین در تمام این سال‌ها هر کدام به شکلی درصدد یافتن جای پایی دایم در ازبکستان بوده‌اند... کریم اف مرده است اما تقریباً تمام کارشناسان مسایل منطقه بر این باورند که جانشینان احتمالی او بعید است کمترین تغییری در سیاست‌های داخلی و خارجی ازبکستان به وجود آورند.


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 420022
16 شهریور 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وحشت حامیان داعش از آغاز عملیات فتح موصل

تاریخ:چهارشنبه 17 شهریور 1395-01:57 ق.ظ


چند روز پیش و پس از نبردی سخت و نفسگیر، نیروهای مردمی و ارتش عراق، شهر و پایگاه بسیار مهم «القیاره» را از چنگ داعش درآوردند. منطقه‌ای بسیار مهم که بواقع دروازه ورود به موصل است. اکنون رزمندگان عراقی کم کم برای نبرد نهایی و فتح الفتوح خود که همانا تصرف شهر بزرگ موصول است، آماده می‌شوند. همزمان این نیروها پیروزی‌های ارزشمند دیگری نیز در استان «الانبار» بدست آورده و پس از تصرف «جزیره الخادیه»، عملاً این استان را بطور کامل از وجود تروریست‌ها پاکسازی کردند. پیشروی‌های برق‌آسای اخیر، آدمکشان داعش را در وضعیت بغرنجی قرار داده و حامیان پشت پرده آنان را به وحشت انداخته است. چرا که حالا دیگر بطور کامل ارتباط تروریست‌ها با عقبه اصلی تدارکاتی آنها، یعنی سعودی‌ها، از طریق بیابانهای غرب عراق و مرز اردن، مسدود شده است.
در همین فاصله چندین مقام عراقی و بویژه چهره‌های نظام مؤثر در جنگ به تهران آمده و بسیاری از آنها تجربه استفاده از نیروهای مردمی را، دلیل اصلی این پیروزی‌های بزرگ دانسته و تشکیل چنین نیروی را ملهم از «نیروی مقاومت بسیج» در ایران اسلامی دانستند. حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی تروریست‌ها که بخوبی دریافته‌اند با قدرتمندتر شدن «حشدالشعبی» یا همان بسیج مردمی در عراق، فتح موصول نیز دور از دسترس نیست، برای حذف این نیرو و ایجاد تفرقه و شکاف در میان رزمندگان عراقی، سخت به دست و پا افتاده‌اند.
در شمال آمریکایی‌ها تمام تلاش خود را بر ایجاد درگیری‌های فرقه‌ای و قومی، میان پیشمرگه‌های کرد و نیروهای اقلیم کردستان با شیعیان ترکمن و رزمندگان حشدالشعبی در این منطقه متمرکز کرده‌اند. چند ماه پیش پیامد همین سیاست فریب آنها باعث بروز زد و خوردهای مختصری در روستاهای شمال موصل شدند که با پا درمیانی فوری و بموقع دو طرف ماجرا ختم به خیر شد. در جنوب سعودی‌ها هر روز توطئه تازه‌ای علیه حشد الشعبی تدارک می‌بینند. سفیر آل سعود بارها و بارها علیه این رزمندگان و حتی علیه دولت عراق، بخاطر حمایت هوشمندانه‌اش از نیروهای مردمی، با رسانه‌های مختلف عربی مصاحبه کرد و پس از مأیوس شدن از این سیاست ریاکارانه خود، دست آخر در نمایشی مضحک، حشدالشعبی و فرماندهان آن را متهم به طراحی نقشه‌ای برای ترور خود کرد. دولتمردان عراقی در بغداد بموقع متوجه این کارشکنی سفیر سعودی برای مددرساندن به داعش شده و از ریاض خواستند سفیرش را فرا بخواند... باری هر چه حلقه محاصره موصل تنگ‌تر شود، شیطنتهای حامیان داعش نیز در شمال و جنوب بیشتر خواهد شد و رزمندگان عراقی بویژه در تعامل با کردها باید هوشمندانه عمل کنند و مراقب این توطئه‌های پشت پرده نیز باشند. کردهای عراقی نیز باید از رفتار کاخ سفید با کردهای سوریه عبرت گرفته و مراقب باشند در این برهه آمریکا از آنان علیه هموطنانشان و در جهت نجات داعش در موصل، سوءاستفاده نکند.


منبع : قدس آنلاین - کدخبر 419296
14 شهریور 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کردها، کارت بازی واشنگتن در میدان سوریه

تاریخ:جمعه 12 شهریور 1395-12:29 ق.ظ



به قول قدیمی‌ها هنوز جوهر یادداشت بنده در همین ستون، مبنی بر هشدار به کردهای سوریه برای خطرات هم‌پیمان شدن با آمریکایی‌ها خشک نشده... که خبرهای تأسفباری از آن کشور رسید. آنکارا نیروهای ارتش به اصطلاح آزاد سوریه را مسلح و حمایت کرده و با ده‌ها تانک به همراه این نیروها ابتدا شهر «جرابلس» را تصرف کرد.
بعد اخطار داد کردها و نیروهای مشهور به «دموکراتیک سوریه» باید از تمام متصرفات اخیر خود به ساحل شرقی فرات عقب نشینی کنند. آنها ابتدا بشدت با این هشدار ترکیه برخورد کرده و مدعی شدند هرگز چنین کاری نمی‌کنند. اما بلافاصله جان کری هم به آنها اخطار داد! و این نیروها، سرافکنده و مغموم از منبج و تمام مناطقی که به گفته خودشان با ریختن خون انبوهی از مردان و زنانشان از داعش پس گرفته بودند، به چشم برهم زدنی مجبور به عقب‌نشینی شدند. اما ترکیه به این مقدار هم بسنده نکرد و جت‌هایش را به حومه جرابلس و بویژه روستاهای جنوبی آن که در تصرف کردها بود فرستاد.
طی چند روز اخیر این جنگنده‌ها بارها و بارها این مناطق را بمباران کرده‌اند و تنها روز یکشنبه، بیش از 35 نفر از کردها در روستاهای مذکور بر اثر این حملات کشته شدند. هم‌زمان ترکیه ارتش آزاد را برای پاکسازی میدانی کردها از این مناطق، به جنگ با آنها فرستادند. چند هفته پیش وقتی همین نیروهای دموکراتیک کرد در شهر حسکه به تحریک آمریکایی‌ها با ارتش سوریه وارد نبرد شد و هواپیماهای ارتش یک نوبت مواضع آنان را بمباران کرد، آمریکایی‌ها به دمشق هشدار دادند که اجازه ادامه این حملات را ندارد. اما اکنون دیگر در مقابل حملات جنگنده‌های ترکیه، خبری از لطف آمریکایی‌ها نیست. چرا که آنها معامله خود را کرده و بهره لازم را از کارت بازی کردها برده‌اند.
آمریکایی‌ها نه تنها ارتباط لجستیکی و پشتیبانی که حتی ارتباط معمول و اطلاعاتی خود را نیز با کردهای مناطق مورد هجوم ترکیه قطع کرده‌اند.آمریکایی‌ها با پیش انداختن کردها بنای امتیاز گرفتن از ترکیه را داشتند که گرفتند. لذا فعلاً نیازی به آنها ندارند!
ترکیه نیز برای جلوگیری از انسجام کردها و فورالی شدن آنها در شمال سوریه، نظیر اکنون، هر کاری خواهد کرد. دیروز کردها ابزار آمریکایی‌ها برای امتیازگیری از آنکارا بودند و امروز ارتش آزاد ابزار آنکارا برای قلع و قمع کردها و تحمیل سیاست‌های خودش در شمال سوریه، این نیروها هر روز بازیچه قدرتی منطقه‌ای و جهانی هستند و در این راه ملت خود و مردم را نیز قربانی می‌کنند همچنان که تروریست‌های ارتش آزاد نیز که امروز نوک پیکان حمله به کردهای مورد حمایت دیروز آمریکا شده‌اند، خود تحت حمایت آمریکا بوده و هستند. باید به سران کردها که در این میان دغدغه مردم خویش را نیز دارند یادآور شد که از این اتفاق عبرت بگیرند و جوانانشان را برای اجرای سیاست‌های کاخ سفید در شمال سوریه فدا نکنند.

منبع : قدس آنلاین - کدخبر 417806
9 شهریور 1395




دنبالک ها: قدس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :59
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...